سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - ساعت 14:20 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • راهیابی فیلم  “تمارض”  به جشنواره برلین

    راهیابی فیلم “تمارض” به جشنواره برلین

    راهیابی فیلم “تمارض” به جشنواره برلین   فیلم «تمارض» به عنوان نماینده سینمای ایران در بخش جشنواره فیلم برلین ۲۰۱۷ معرفی شد. فیلم تمارض به بخش فورم جشنواره برلین فهرست فیلم‌های حاضر در بخش اصلی «فورم» این رویداد سینمایی با حضور ۴۳ فیلم در حالی اعلام شد که فیلم «تمارض» به کارگرانی عبد آبست تنها […]

  • تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر

    تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر

    تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر مادر ۲۸ ساله اهل شهرستان «خرامه» استان فارس در دومین زایمان خود پنج قلو به دنیا آورد. ساعت ۴ و ۵۰ دقیقه صبح امروز در بیمارستان مادر و کودک غدیر شیراز، مادری ۲۸ ساله نوزادان خود را به دنیا آورد. در این زایمان، مادر جوان صاحب ۳ پسر و […]

  • تهدید به مرگ عاشق روانی به خانم بازیگر

    تهدید به مرگ عاشق روانی به خانم بازیگر

    تهدید به مرگ عاشق روانی به خانم بازیگر   خواستگار سمج وقتی با جواب رد بازیگر معروف روبه‌رو شد، مزاحمت‌های اینترنتی‌اش را آغاز کرد. او تهدید می‌کرد که اگر زن بازیگر با او ازدواج نکند وی را به قتل می‌رساند یا اینکه رویش اسید می‌پاشد. خواستگار ناکام خانم بازیگر، او را به قتل تهدید کرد […]

  • دستگیری همدست بابک زنجانی و شخص بدهکار۲۰۰۰میلیاردی

    دستگیری همدست بابک زنجانی و شخص بدهکار۲۰۰۰میلیاردی

    دستگیری همدست بابک زنجانی و شخص بدهکار۲۰۰۰میلیاردی به گزارش اداره کل امور بین الملل قوه‌قضائیه ، متهم “ع.ز”  (علیرضا زیباحالت منفرد) یکی از متهمان اصلی پرونده فساد بزرگ نفتی بامداد دیروز (یکشنبه) به کشور مسترد شد. همدست بابک زنجانی دستگیر شد  بر اساس این گزارش، متهم مذکور که به دستور شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه […]

  • باز هم نوزادی رها شده در سطل زباله/عکس

    باز هم نوزادی رها شده در سطل زباله/عکس

    باز هم نوزادی رها شده در سطل زباله/عکس   نوزاد دختر تازه متولد شده ای که در سطل زباله بیمارستان شهر خمین رها شده بود، کشف و مورد مراقبت قرار گرفت . نوزاد دختر در سطل زباله بیمارستان شهر خمین رئیس بهزیستی خمین با تایید این خبر گفت : این کودک دختر یک روزه توسط […]

  • واردات نوتلا به دلیل وجود روغن پالم محدود می شود

    واردات نوتلا به دلیل وجود روغن پالم محدود می شود

    واردات نوتلا به دلیل وجود روغن پالم محدود می شود   گزارش EFSA اعلام کرده است که روغن پالم بیش از هر روغن دیگری سرطان زاست.تعداد زیادی از خرده فروشان در ایتالیا از قبیل Coop که بزرگترین سوپرمارکت زنجیره ای در این کشور است تمام محصولات حاوی شکلات و فندق از جمله نوتلا را تحریم […]

  • فروش پرچم کشورمان به عنوان پادری در سایت آمازون/تصاویر

    فروش پرچم کشورمان به عنوان پادری در سایت آمازون/تصاویر

    فروش پرچم کشورمان به عنوان پادری در سایت آمازون/تصاویر در اقدامی توهین آمیز سایت آمازون اقدام به فروش پرچم جمهوری اسلامی به‌عنوان پادری نمود. این در حالی است که مدیران این سایت از دولت هند بابت اقدامی مشابه معذرت‌خواهی کرده‌اند. به گزارش خبرآنلاین، فروش پرچم جمهوری اسلامی ایران در سایت آمازون در حالی ادامه دارد […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    تبلیغات
    سری جدید با طراحی جدید و منحصر به فرد!!
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۳۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    تبلیغات

      
  • تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ | تعداد بازدید : 847 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : انشا و مقاله
  • انشای یک داعشی

     

    انشای یک داعشی

    انشای یک داعشی

     

    تعجب نکنید فانتزی نوشتن یک داعشی است با موضوع تابستان خود را چگونه گذراندید ؟

    در این انشا از زبان یک داعشی روایت خواهیم کرد با توجه به جنایت هایی که انجام میدهند .

    اما کمی تلخ و گاهی با چاشنی خنده ، سایت سپیده پیشنهاد میکند تا انتها این پست را

    مطالعه کنید ، بی شک جذاب و خاص خواهد بود …

     

    آنچه می خوانید بخشی از انشای یک عدد داعشی دست به قلم است

    که با خون نوشته شده است.

    بنام خلیفه خون و خنجر و مهربانی؛ البغدادی
    ما امسال خیلی تابستان خوبی داشتیم. خیلی بهمان خوش گذشت. جایتان خالی رفته بودیم با این پسرخاله مان و آن پسردایی مان و این یکی داداشمان عراق و الشام. آخه گفته بودند مردانی که می توانند اسلحه دست بگیرند بیایند جهاد جدی آنهایی که نمی توانند بروند جهاد نکاح! ما هم نگاهی به خودمان کردیم دیدیم که برویم جهاد جدی برای سلامتیمان بهتر است.

    دیدیم که اینجا عجب جای داغانیست. همه مشغول بودند. یا داشتند می بریدند، یا می دریدند، یا می بلعیدند، یا می … یک عده هم میگرخیدند! مثل من با این پسرخاله مان و آن پسردایی مان و این یکی داداشمان.

    الهویج البستنی فرمانده خیلی مهربان ما بود و همیشه به ما می گفت گوووسسساله! و ما خیلی خوشمان می آمدیم است.

    یک روز با این پسرخاله مان و آن پسردایی مان و این یکی داداشمان رفتیم یک روستا را بغارتیم. الهویج البستنی به ما گفته بود زنانشان را زنده نگه دارید و بقیه را بِبُر!

    داداش مان از نظر هوشی خیلی خسته است واسه همین زنان را برید و مردان را آورد!

    هیچی دیگر آقا، هنگامی که با ۴۰۰ تا مرد برگشتیم، الهویج هی به ما میگفت: گوساله، بدبختمان کردی. گوساله …! خیلی با ما شوخی داشت همیشه و ما را با کمر بند سیاه و کبود می کرد. ناگهان الهویج بازی اش گرفت، چون او خیلی دوست داشت با ما بازی کند. برای همین یک چیز خیلی بزرگ و تیز از شلوارش درآورد و افتاد دنبال من! من هم کم نیاوردم و یکی از این چیزهایی را که یک چیزی شبیه ضامن دارد درآوردم. فقط نمی دانم چرا یهو همه از این سو به آن سو می دویدند و می گفتند:بنداز اونور … .

    ما خیلی حرف گوش کن هستیم، آنقدر حرف گوش کن هستیم که پرتش کردیم. یک صدای داغان و بلندی آمد. بعدش همه گفتند: الهویج! الهویج! …لا هویج! الهویجآب هویج شد!

    یکهویی بعد از آنکه دود ها خوابید آن اسیر ها دیگر اسیر نبودند و من را هی بالا و پایین می انداختند و می گفتند: القهرمان! القهرمان!

    خیلی ناراحت شده بودیم واسه همین چون خیلی زرنگ هستیم با این پسرخاله و آن پسردایی و این یکی داداشمان گریختیم.

    آقا اجازه! ما خیلی دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به جایی که نوشته بود: به اردوگاه آموزش جهاد نکاح خوش آمدید. ستاد هماهنگی نکاح واحد الباقالی و الفاسد.

    چشمتان روز بد نبیند اینجا از آنجا داغان تر بود. تا رفتیم داخل ستاد، یک چیز بلندی با کلی ریش و لبخند آمد جلو و گفت:خوش آمدید ای سربازان جبهه پشت خط مقدم! پسر دایی مان که پسر توپولی بود گفت: آقا ما راهمان را گم کرده ایم! آمدیم کمکمان کنید!

    و آن موجود دراز با کلی ریش لبخندی زد و یک فرم به ما داد.

    ما خیلی ساده هستیم آقا! فرم را دیدیم، خواستیم در برویم که آن مرد از پسر دایی مان خوشش آمد و گفت تو باید بشوی مسئول دفتر من!

    ما هم کلی خوشحال شدیم که فامیلمان به سر و سامانی رسیده. شب که شد، دیدیم چندتا مرد بلند دارند می آیند، بویشان ترکبیی بود از سگ مرده، فضله شتر ۳ ساله قهوه ای زخم خورده عصبی و جوراب دانشجوی ترم ۵ در خوابگاه.من اشاره ای کردم به این پسرخاله و این یکی داداشمان که اوضاع بیریخت است و باقالی الفاسد چشمش ما را گرفته.

    ما هم با یواش زیاد در رفتیم…

    بعد از این پسر دایی مان خیلی زود رشد کرد و خودش برای خودش اردوگاه زد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کشید. او که خیلی فرد موفقی شده هیچ وقت راز این موفقیت را به ما نگفت .

    آقا اجازه! تابستان ما خیلی خوش گذشت ما فهمیدیم چقدر خانه های مان و این پسرخاله مان و آن پسردایی مان و این یکی داداشمان را دوست داریم! مخصوصا پسر دایی مان را.

    نظرات و پیشنهادات شما سروران از طریق فرم های ارسال

    نظرات به دست مدیریت سایت سپیده میرسد .

    ۳pide.ir


    نظرات

    *

    code

    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۱۲۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند