سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ - ساعت 12:35 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • کشف چند دست لباس آتش نشانی زیر آوارهای پلاسکو

    کشف چند دست لباس آتش نشانی زیر آوارهای پلاسکو

    کشف چند دست لباس آتش نشانی زیر آوارهای پلاسکو  آواربرداری‌های امروز در پلاسکو، هنوز به کشف هیچ پیکری منجر نشده است، اما چند تکه لباس آتش‌نشانی پیدا شده که البته هیچ کدام در اطراف خود پیکری از آتش‌نشانان شهید را نداشته‌اند.  آواره های پلاسکو لحظات نفس‌گیر عملیات آواربرداری پلاسکو پس از پیدا شدن لباس و […]

  • خبر خوش برای ۳۰۰۰کارگر ساختمان پلاسکو

    خبر خوش برای ۳۰۰۰کارگر ساختمان پلاسکو

    خبر خوش برای ۳۰۰۰کارگر ساختمان پلاسکو مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی گفت: حکم پرداخت مستمری به حادثه دیدگان بدون روال قانونی پرداخت می شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، نوربخش مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در ارتباط تلفنی با برنامه تیتر امشب گفت: از اولین ساعات وقوع این حادثه تمامی واحدها به حال آماده باش […]

  • روایت متفاوت حادثه پلاسکو از زبان یک آنش نشان

    روایت متفاوت حادثه پلاسکو از زبان یک آنش نشان یکی از ماموران ایستگاه ۲۰ آتش‌نشانی تهران که در محل حادثه پلاسکو حضور داشته است، ضمن روایت بخشی از این حادثه، مطالبی را درباره وضعیت سخت آتش‌نشانان بیان کرد. حادثه ی پلاسکو موسی خاتم گفت: وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پله‌ها رفتیم طبقه نهم. صدای […]

  • حرارت فجیع زیرآوار پلاسکو ۲۰۰تا۶۰۰ درجه است که هر لحظه زبانه میکشد

    حرارت فجیع زیرآوار پلاسکو ۲۰۰تا۶۰۰ درجه است که هر لحظه زبانه میکشد

    حرارت فجیع زیرآوار پلاسکو ۲۰۰تا۶۰۰ درجه است که هر لحظه زبانه میکشد   یک مسئول هلال احمر درباره عملکرد سگ‌های نجات به دلیل دود و حرارت حریق ساختمان پلاسکو گفت: در برخی نقاط زیرین ساختمان پلاسکو حرارت بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ درجه است که باعث تاثیر منفی بر عملکرد نیروی انسانی و خرابی تجهیزات می‌شود […]

  • خبر فوری /کشف دو نیم تنه  از آتش نشان ها از زیر آوار

    خبر فوری /کشف دو نیم تنه از آتش نشان ها از زیر آوار

    خبر فوری /کشف دو نیم تنه  از آتش نشان ها از زیر آوار  نیروهای امداد دو نیم‌تنه مربوط به آتش‌نشانان را از زیر آوار کشف کردند خبرنگار در محل حادثه پلاسکو، مطلع شد که تیم‌های جست‌وجو حین آواربرداری با پیکر دو تن از آتش‌نشانان روبه‌رو شدند که نیمی از بدن آنها از زیر آوار خارج […]

  • راهیابی فیلم  “تمارض”  به جشنواره برلین

    راهیابی فیلم “تمارض” به جشنواره برلین

    راهیابی فیلم “تمارض” به جشنواره برلین   فیلم «تمارض» به عنوان نماینده سینمای ایران در بخش جشنواره فیلم برلین ۲۰۱۷ معرفی شد. فیلم تمارض به بخش فورم جشنواره برلین فهرست فیلم‌های حاضر در بخش اصلی «فورم» این رویداد سینمایی با حضور ۴۳ فیلم در حالی اعلام شد که فیلم «تمارض» به کارگرانی عبد آبست تنها […]

  • تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر

    تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر

    تولد نوزادان ۵ قلو در شیراز/تصاویر مادر ۲۸ ساله اهل شهرستان «خرامه» استان فارس در دومین زایمان خود پنج قلو به دنیا آورد. ساعت ۴ و ۵۰ دقیقه صبح امروز در بیمارستان مادر و کودک غدیر شیراز، مادری ۲۸ ساله نوزادان خود را به دنیا آورد. در این زایمان، مادر جوان صاحب ۳ پسر و […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    تبلیغات
    سری جدید با طراحی جدید و منحصر به فرد!!
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۳۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    تبلیغات

      
  • تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ | تعداد بازدید : 186 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : داستان های آموزنده و عبرت انگیز
  • حکایت های بهلول دانا, حکایت های بهلول دیوانه, حکایتهای بهلول

    حکایت بهلول و وزير
    روزي وزير خليفه به تمسخر بهلول را گفت: خليفه تو را حاكم به سگ و خروس و خوك نموده است. بهلول جواب داد پس از اين ساعت قدم از فرمان من بيرون منه، كه رعيت مني. همراهان وزير همه به خنده افتادند و وزير از جواب بهلول منفعل و خجل گرديد.
    حکایتهای بهلول, حکایت بهلول, حکایت های بهلول دیوانه
    حکایت شیرین بهلول و تقسیم عادلانه
    گویند روزگاری کار بر ایرانیان دشوار افتاده بود، و آن دشواری دندان طمع عثمانی را تیز کرده و سلطان عثمانی به طمع جهانگشایی چشم بر دشواری‌های ایرانیان دوخته بود. پس ایلچی فرستاد که همان سفیر است، تا ایرانیان را بترساند و پس از آن کار خویش کند.

    ایلچی آمد و آنچنان که رسم ماست با عزت و احترام او را در کاخی نشاندند و خدمت‌ها کردند. به روز مذاکره رسمی وکیلان همه یک رای شدند که این مذاکره حساس است و بدون بهلول رفتن به آن دور از تدبیر کشورداری است. وزیر که خردمند بود گفته وکیلان مردم پذیرفت و بهلول را خواست و خواهش کرد او هم همراه باشد. بهلول که هشیار بود و با نیک و بد جهان آشنا، هیچ نگفت و پذیرفت.

    سفره گستردند و آنچنان که رسم ماست به میهمان‌نوازی پرداختند. بهلول روبروی سفیر عثمانی در آن سوی سفره نشسته بود. پلو آوردند در سینی‌های بزرگ، و بر سفره چیدند، زعفران بر آن ریخته و به زیبایی آراسته. سفیر عثمانی به ناگهان کاردی برگرفت و هر چه زعفران بر روی پلو بود به سوی خویش کشید و نگاهی به بهلول انداخت.

    بهلول هیچ نگفت. قاشقی برداشت و با ادب بسیار نیمی از زعفران سوی خود آورد و نیم دیگر برای سفیر گذاشت. سفیر برآشفت و با کارد خویش پلو را به هم زدن آغاز کرد. آنچنان بلبشویی شد که کمتر زعفرانی دیده می‌شد و بخشی از پلو هم به هر سوی سفره پراکنده شده بود. بهلول دست در جیب کرد و دو گردو به روی پلو انداخت. سفیر آشفته شد و تاب نیاورد و خوراک وانهاد و دستور رفتن داد.

    عثمانی‌ها بی‌ خوردن خوراک و با شتاب بر اسب‌ها نشسته و رفتند. وزیر که خردمند بود اما در کار بهلول وامانده و از ترس رنگش مانند زعفران گشته، نالان شد و به بهلول گفت این چه کاری بود، همه کاسه‌کوسه‌ها به هم ریخته شد و آینده ناروشن است. بهلول پاسخ داد مذاکره پایان یافت و بهتر از آن شدنی نبود. وزیر چگونگی آن پرسید. همگان ادب بهلول بر سفره دیده بودند و او بی‌کم و کاست تدبیر خویش نیز بگفت.

    سفیر آنگاه که کارد برگرفت و همه زعفران سوی خویش کشید، دو چیز گفت. نخست آن که با کارد آغازید و نه با قاشق، یعنی که تیغ می‌کشیم و دیگر اینکه همه جهان از آن ماست، تسلیم شوید. من قاشق برداشتم و نیمی پیش کشیدم. یعنی که نیازی به تیغ کشیدن نیست، نیم از آن شما و نیمی هم از ما. او برآشفت و پلو به هم زد و من نیز دو گردو انداختم. و این گردو که در قم و ری به آن جوز هم گویند، چون دو شود همه دانند که چه گوید، شما چگونه ندانی، مگر ایرانی نیستی. وزیر شرمگین شد و آفرین‌ها بر بهلول خواند.
    و بدین گونه است که بهلول را که به راستی دیوانه‌ای بود الپر، و دیوانگی‌های بسیار داشت، دانا نیز گفته‌اند، از آنجا که به روز حادثه خردمندتر از هر فلسفه‌باف گنده دماغ و فقه‌خوان خشک‌مغز بود.

    هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه آوردند هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار بهلول گرفت: اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست.

    عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی؟
    بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست.
    هارون از کوره در رفت و فریاد زد : این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد.
    بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هست هارون !
    حکایتهای بهلول, حکایت بهلول, حکایت های بهلول دیوانه
    حکایت شکار رفتن بهلول و هارون
    روزي خلیفه هارون الرشید و جمعی از درباریان به شکار رفته بودند. بهلول با آنها بود در شکارگاه آهویی نمودار شد. خلیفه تیري به سوي آهو انداخت ولی به هدف نخورد. بهلول گفت احسنت !!!
    خلیفه غضبناك شد و گفت مرا مسخره می کنی ؟
    بهلول جواب داد : احسنت من براي آهو بود که خوب فرار نمود.

    برچسب ها : , ,

    نظرات

    *

    code

    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۱۲۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند