سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ساعت 02:07 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • ساعت هوشمند ویژه نابینایان به بازار آمد/تصاویر

    ساعت هوشمند ویژه نابینایان به بازار آمد/تصاویر

    ساعت هوشمند ویژه نابینایان به بازار آمد/تصاویر بیش از ۲۸۵ میلیون نفر ار مردم جهان دارای اختلال بینایی هستند و نمی توانند برخی کارها را انجام دهند. در چند سال گذشته، ساعت های هوشمند به بازارها راه یافته و توانسته اند جای خود را میان مردم باز نمایند. اما تا به امروز افراد نابینا نمی […]

  • ماجرای احضار روح آیت‌الله رفسنجانی!

    ماجرای احضار روح آیت‌الله رفسنجانی!

    ماجرای احضار روح آیت‌الله رفسنجانی! واکنش مشاور سپاه به مطهری درباره احضار روح آیت‌الله رفسنجانی!  مشاور فرمانده کل سپاه با تعجب‌انگیز خواندن پاسخ اخیر علی مطهری و پیشنهاد او برای  احضار روح آیت‌الله هاشمی، پرسید: چگونه چنین فردی که بدیهی‌ترین اصول اخلاقی و شرعی را نمی‌داند در جایگاه هیات رئیسه عالی‌ترین مرجع قانونگذاری کشور قرار دارد؟ […]

  • بالا بردن امنیت برج ایفل با ساخت دیوارهای ضد گلوله

    بالا بردن امنیت برج ایفل با ساخت دیوارهای ضد گلوله

    بالا بردن امنیت برج ایفل با ساخت دیوارهای ضد گلوله ساخت دیوارهای ضد گلوله برای محافظت از برج ایفل! پدیده تروریسم و افراط گرایی این روز ها در همه جای جهان دیده می شود و تمام سرزمین ها را تهدید می کند. یکی از کشورهایی که در چند وقت اخیر از این بابت صدمات زیادی […]

  • کودک آزاری در مهدکودک تهران،منجر به شکستگی استخوان یک کودک ۳ ساله شد

    کودک آزاری در مهدکودک تهران،منجر به شکستگی استخوان یک کودک ۳ ساله شد

    کودک آزاری در مهدکودک تهران،منجر به شکستگی استخوان یک کودک ۳ ساله شد «آرشان» کودک سه ساله‌ای است که سوم آذر ماه سال جاری در یکی از مهدهای کودک تهران بر اثر رفتار خشن مربی دچار شکستگی استخوان ترقوه شد، حادثه‌ای که پرونده آن در بهزیستی به عنوان کودک آزاری باز شد. «فاطمه ـ ی» […]

  • محرومیت ۳ جلسه ای مهدی رحمتی در بازی دربی

    محرومیت ۳ جلسه ای مهدی رحمتی در بازی دربی

    محرومیت ۳ جلسه ای مهدی رحمتی در بازی دربی مهدی رحمتی ٣ جلسه محروم شد، سید جلال ١ جلسه     بازیکن تیم استقلال تهران به دلیل رفتار زننده با بازیکن تیم مقابل در وقت های پایانی مسابقه که با دریافت کارت زرد دوم از زمین مسابقه اخراج شد و… مهدی رحمتی – بازیکن تیم […]

  • گزارش کامل از حواشی بازی دربی

    گزارش کامل از حواشی بازی دربی

    گزارش کامل از حواشی بازی دربی کاپیتان تیم فوتبال پرسپولیس معتقد است مهدی رحمتی با فحاشی‌هایش درون زمین آغازگر درگیری‌های داربی هشتاد و چهارم بود. مهدی رحمتی با فحاشی‌ درگیری ها رو شروع کرد سیدجلال حسینی درباره حواشی دیدار تیم‌های پرسپولیس مقابل استقلال، اظهار کرد: بهتر است دوستان اول فیلم بازی را کامل ببینند و […]

  • واکنش ژاوی به رفتارهای مردم ایران

    واکنش ژاوی به رفتارهای مردم ایران

    واکنش ژاوی به رفتارهای مردم ایران ژاوی مطلب روزنامه اماراتی را تکذیب کرد بازیکن اسپانیایی تیم فوتبال السد قطر مطالب مطرح شده از قول وی علیه تماشاگران ایران و استقلال را رد کرد و گفت: شخصیت من نیست که چنین صحبت‌هایی را بیان کنم. . سایت «ارم نیوز» امارات در پایان بازی استقلال ایران و […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    تبلیغات
    سری جدید با طراحی جدید و منحصر به فرد!!
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۳۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    تبلیغات

      
  • تاریخ انتشار : ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ | تعداد بازدید : 14686 بازدید | نظرات 8 نظر | دسته بندی : داستان های جالب و خواندنی زیبا
  • داستان و حکایت جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد

    داستان و حکایت جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد

    داستان و حکایت جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد

    داستان و حکایت جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد , داستان جال کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد , داستان و حکایت خواندنی کوه به کوه نمی چسبذ ولی آدم به آدم می رسد , حکایت زیبا جالب آموزنده و عبرت انگیز سال ۹۴

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده www.3pide.ir داستان بسیار زیبا جالب و خواندنی و کوتاه داستان و حکایت جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد رو براتون گزاشتم . یک داستان بسیار زیبا جالب و آموزنده که درباره ضرب المثل قدیمی کوه به کوه نمی رسد ولی ادم به آدم می رسد می باشد . امیدوارم از خواندن این داستان کوتاه زیبا و جالب لذت ببرید .

    فقط نظر یادتون نره ها !!!!

    داستان و حکایت ضرب المثل جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد !!

    داستان و حکایت ضرب المثل جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد !!

    داستان و حکایت ضرب المثل جالب خواندنی كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد !!

    مرد ازخانه زد بيرون . كلاهش را گذاشت روي سرش و همينطور كه آواز مي خواند دستهايش را گذاشت جيبش و به قدم زني مشغول شد . هر روز صبح از خانه بيرون مي رفت و شب بر مي گشت واين شده بود كار هر روز او . اما اين مرد يك عادت بدي داشت كه به خاطر اين عادتش مردم رفت و آمدي با او ندا شتند . مرد به همه وعده هاي دروغين مي داد به هر كس كه مي رسيد وعده ي يك كار غيرممكني را به او مي داد ! مثلا روزي به اهالي روستا گفت كه به آسمان مي رود و تكه اي از آن را برايشان مي آورد ! مردم شگفت زده شدند و باور كردند كه برايشان تكه اي آسماني مي آورد .

    مردك مدتي از چشم مردم دور ماند و به شهر رفت. مردم در غياب او فكر مي كردند كه او به آسمان رفته و تكه ها را جمع مي كند . روزها و شبها گذشت تا اينكه مرد آ مد . اهالي روستا با ذوق و شوق براي گرفتن تكه ي آسماني پيش او رفتند . ولي مرد با حالت تمسخر گفت وقتي خواستم برايتان تكه اي از آسمان جدا كنم ، ليز خوردم و به پايين افتادم و فقط توانستم يك تكه براي خودم بياورم كه آن را نيز گم كردم ! مردم ناراحت و عصبي به خانه هايشان برگشتند . مرد از اينكه توانسته بود اهالي روستا را برآن باور كند كه به آسمان رفته است خوشحال بود. مرد هر روز وعده ي ديگري مي داد و مردم را فريب مي داد .

    تا اينكه بالاخره مردم تصميم گرفتند كه ديگر به حرفهاي او گوش ندهند . مرد از اين كار اهالي عصباني شد و هر روز وعده غير ممكن تري به مردم داد. ولي هيچكس به حرفهايش گوش نكرد. مرد از اين وضع خسته شد ، روزي به طرف دو كوه بلند روستا رفت و آنجا استراحت كرد. از دور پير مردي را ديد كه به طرفش مي آيد.

    فكر كرد كه مي تواند اين پير مرد را با وعده هايش فريب دهد. هدف مرد از اين كار را هيچكس نمي دانست و فقط مي گفتند كه او براي خوش گذراني مردم را فريب مي دهد وخود از اين كارش خوشحال مي شود ! پيرمرد نزديكتر شد. به دو كوه بلند كه سر به فلك كشيده بودند نگاهي انداخت و گفت : عجب عظمتي ! چه كوههاي بلندي ! مردك نيز به كوهها نگاه كرد و گفت : بله كوههاي بزرگي هستند. پيرمرد عصايش را انداخت زمين وكنار مرد نشست. مردك فكري به سرش زد. رو به پيرمرد كرد و گفت : مي بيني اين دو كوه چگونه محكم و استوار ايستاده اند، من مي توانم اين كوههاي استوار را با زور بازوان خود به هم بچسبانم !! پيرمرد از اين حرف مرد تعجب كرد و فكر كرد كه او ديوانه است .

    آن دو كوه فاصله كمي از هم داشتند ولي چسباندن آنها به يكديگر ، آ ن هم با زور بازو كار آساني نبود ! اصلا غير ممكن بود ! مردك گفت : من سالهاست كه اين كار را مي كنم و هر دو كوهي كه به هم چسبيده اند كار بازوان من است ! اين كار براي من مانند آب خوردن مي ماند. حالا چشمايت را باز كن و نگاه كن . مرد به طرف كوهها رفت . پيرمرد داشت باور مي كرد. مرد نزديك يكي از كوهها شد و از پشت به كوه با دستهايش فشار داد . پيرمرد كمي منتظر ماند و بعد خسته شد و ديد كه كوهها هيچ تكاني نخورده اند ! بلند شد كه عصايش را بردارد و برود ناگهان ديد مرد نيست.

    فكر كرد كه فرار كرده ولي يادش آمد مرد به او گفته بود كه از پشت كوه فشار خواهد داد. پيرمرد فكر كرد مرد در آنطرف كوه است . نشست و منتظر چسبيدن كوهها به همديگر شد خورشيد كم كم غروب مي كرد. نه كوهها به هم چسبيده بودند و نه از مرد خبري بود ! پيرمرد فهميد كه فريب خورده است. عصايش را برداشت و با ناراحتي از آنجا دور شد. مردك نيز از همان اول كه به پشت كوه رفته بود ، فرار كرده بود و به جاي ديگري رفته بود! مدتها گذشت مردك با وعده هايش بين مردم مشهور شده بود و هر كس او را مي ديد ياد وعده هاي دروغينش مي افتاد و از او روي بر مي گرداند. روزي براي خوش گذاراني به شهر نزديك روستا رفت و با خود فكر كرد اينجا مي تواند مردم را با وعده هايش فريب دهد ! او از اين كارش لذت مي برد و در دلش به سادگي مردم مي خنديد !

    آفتاب به شدت مي تابيد. به سايه درختي خود را رساند و به فكر فرو رفت . در همين لحظه مرد پيري كه دست و پايش مي لرزيد نزديكش شد و به درخت تكيه داد . مردك انگار آن پير را جايي ديده بود ! سرش را انداخت پايين و خود را به خواب زد. مرد پير با صداي لرزانش رو به مردك كرد و گفت: چطوري پسرم ؟ ببينم تا حالا چند كوه را به هم چسبانده اي؟ مردك با اين حرف جا خورد و فهميد كه حتما زماني به اين پيرمرد هم وعده داده و حالا وقتش است كه فرار كند ! پيرمرد ادامه داد : تو روزي من را فريب دادي و حالا من تو را پيدا كردم. تو گفته بودي كه كوهها را به هم مي چسباني و من نيز باور كردم و با اميد اينكه كوهها را به هم مي چسباني به تماشا نشستم ، در حالي كه مي دانستم اين كار از عهده تو بر نمي آيد و الان نيز شايد اينطور شده كه گفته اند كوه به كوه نمي چسبد ولي آدم به آدم مي رسد!!!!!!!!!!

    منبع : سایت تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده www.3pide.ir

    انتشار یافته: 8
    1. تبلیغ راهشو گرفته نمیتونم بخونم : (

    2. عالی بود من فردا امتحان ذاشتممممم

    3. عالی بود داداش

    4. ممنون خوب بود

    5. ممنون واقعا کمک کرد تا بتونم ذهنم رو باز کنم

    6. خیلی طولانیه کی حوصله داره این وقت شب اینو بنویسه ؟!


    نظرات

    *

    code

    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۱۲۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند