دانلود عکس جدید بازیگران | جوک جدید | دانلود رمان عاشقانه | اس ام اس جدید
امروز جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ - ساعت 01:12 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • دستگیری ۲۱ داعشی در مشهد

     ۲۱ عضو داعش در چند عملیات گسترده سربازان گمنام امام زمان (عج) در مشهد با حالتی خوار و زبون در پنجه اقتدار نیروهای اداره کل اطلاعات خراسان رضوی گرفتار شدند. معاون دادستان مشهد گفت: به منظور اقدامات پیشگیرانه و پیش دستانه، تعدادی از نیروهای داعشی زیر چتر اطلاعاتی قرار گرفتند و مشخص شد برخی از عوامل داعش پس از فراگیری آموزش های جنگی […]

  • در این روستا هیچ کس بیکار و بی سواد نیست!

     در این روستا هیچ کس بیکار و بی سواد نیست!  وقتی سخن از گردشگری روستایی به میان می‌آید بدون شک همه ذهن‌ها به سمت روستاهای هدف گردشگری که در فهرست میراث فرهنگی و گردشگری ثبت شده است، متبادر می‌شود. اما باید گفت در کنار این روستاهای زیبا، روستاهای دیگری نیز هستند که به‌واسطه داشتن ویژگی‌هایی همچون سطح سواد روستاییان، داشتن دانشگاه […]

  • اهواز گرمترین شهر جهان!

    اهواز گرمترین شهر جهان!

    اهواز گرمترین شهر جهان! نشریه ایندیپندنت به نقل از یک وب سایت هواشناسی اعلام کرد، دمای شهر اهواز رکورد بالاترین دمای ثبت شده در ایران، آسیا و حتی کره زمین را شکست. پی‌ان کاپیسیان کارشناس هواشناسی در آژانس شاخص‌های هواشناسی فرانسه با نام متئوفرانس با انتشار پستی در توئیتر اعلام کرد: دمای شهر اهواز عصر […]

  • ۱۲ شرایطی که زن میتواند علاوه بر گرفتن مهریه اش،درخواست طلاق کند

    ۱۲ شرایطی که زن میتواند علاوه بر گرفتن مهریه اش،درخواست طلاق کند

    ۱۲ شرایطی که زن میتواند علاوه بر گرفتن مهریه اش،درخواست طلاق کند طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی «مرد هرگاه بخواهد می تواند زن خود را طلاق هد.» اما زن این اختیار را ندارد. با این حال، قانون و شرع اسلام به فکر احقاق حقوق خانم ها هم بوده و شرایطی را تعیین کرده که بتوانند، […]

  • مصرف ایرانیان از دخانیات چقدر است

    مصرف ایرانیان از دخانیات چقدر است

    مصرف ایرانیان از دخانیات چقدر است   خبرگزاری ایسنا: معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: مصرف تریاک همچنان در صدر مواد مخدر بوده و مصرف شیشه افت قابل توجه ای داشته است. پرویز افشار معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست […]

  • پدری که نوزادش را از طبقه ی ۱۵ آویزان کرد

    پدری که نوزادش را از طبقه ی ۱۵ آویزان کرد مردی در پایتخت الجزایر به دلیل آویزان کردن نوزادش از پنجره طبقه پانزدهم آپارتمانش، به دو سال حبس محکوم شد. او این کار را برای جلب توجه در شبکه اجتماعی فیسبوک انجام داده و عکسی از این اقدام در فیسبوک گذاشت و زیرش نوشت: «یا […]

  • حواشی روز قدس ۹۶

    حواشی روز قدس ۹۶

    http://3pide.ir/?p=68938حواشی روز قدس ۹۶       عکس/ حضور خانوادگی فرمانده سپاه در راهپیمایی روز قدس عکس/ راهپیمایی روز قدس در گرگان مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس امروز جمعه با حضور پرشور مردم در گرگان برگزار شد.               عکس/ حاشیه های مراسم روز قدس در تهران حاشیه های راهپیمایی […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات


    محصول جدید از فروشگاه اصل فروش
    دارای ظاهر شیک و کیفیت صدای عالی
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۳۴۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

      
  • تاریخ انتشار : ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ | تعداد بازدید : 2494 بازدید | نظرات 1 نظر | دسته بندی : داستان های جالب و خواندنی زیبا
  • داستان کوتاه زیبا جدید به مناسبت روز معلم و دبیر مهربان

    داستان کوتاه زیبا جدید به مناسبت روز معلم و دبیر مهربان

    داستان کوتاه زیبا جدید به مناسبت روز معلم و دبیر مهربان

    داستان کوتاه زیبا جدید به مناسبت روز معلم و دبیر مهربان , داستان کوتاه و زیبا درباره روز معلم , داستانهای حکایت جدید کوتاه مخصوص روز معلم , داستان زیبا و جدید درباره دبیر و معلم عزیز و مهربان , بهترین داستان های به مناسبت مخصوص روز معلم , استقبال از روز معلم با داستان های زیبا برای معلمان عزیز , داستان یک معلم خوب خشن مهربان کتک زن , داستان باحال و جدید درباره روز معلم های زن خانم , زیباترین داستان درباره مخصوص تبریک روز معلم هاd مرد آقا , یک داستان احساسی و ادبی درباره معلم عزیز و مهربان , داستان کوتاه عاشقانه رمانتیک درباره تبریک روز معلم , Download Beautiful new short story feels pretty special literature on teacher‘s day greeting and friendly 94 years

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده www.3pide.ir دانلود متن داستان کوتاه فوق العاده زیبا جذاب و قشنگ درباره مخصوص تبریک روز معلم دبری و آموزگار در سال ۹۴ رو براتون گذاشتم . گلچین و منتخب داستان های احساسی ادبی عاشقانه رمانتیک خنده دار جالب و باحال درباره روز معلم های عزیز و مهربان کشورمون ایران که در مدرسه ها به دانش اموزان درس انسانیت و خوب زندگی کردن می آموزند . امیدوارم از دانلود این داستان کوتاه زیبا و خواندنی درباره روز معلم (معلمان عزیز مهربان و فداکار) و خواند ان لذت ببرید.

    دانلود داستان کوتاه زیبا جدید قشنگ احساسی ادبی مخصوص درباره تبریک روز معلم عزیز و مهربان سال ۹۴

    دانلود داستان کوتاه زیبا جدید قشنگ احساسی ادبی مخصوص درباره تبریک روز معلم عزیز و مهربان سال 94

    دانلود داستان کوتاه زیبا جدید قشنگ احساسی ادبی مخصوص درباره تبریک روز معلم عزیز و مهربان سال ۹۴

    معلم بودم ، بُکوب میرفتم وبُکوب مى آمدم وبُکوب درس میدادم وبُکوب گوش میکشیدم وتو کله هاشون میزدم وبُکوب بُکوبى داشتم که نگو ! !‌ !

    همش باخودم فکرمیکردم که اینا انگارمیگى که ارث باباشون رو ازمن طلب دارن و یا اگه ننه شون تو بچه دارى وپس انداختن کم آورده مقصرما معلماییم وچه وچه وچه و…. و نهایتاً به ماچه ! ! وهزارجور فکراى چرت وپرت دیگه ! ! !

    معلمى رو خیلى دوست داشتم شغل شریفى بود وشکمى می خواست ازآهن برای گشنگیهاش و سرخ کردن صورت با سیلی یاش ! ! وواسۀ قرض وقوله ونسیه وگذرون امورات یک رویی می خواست مثه اکوان دیو و یه پوستی دورازجون مثه کرگدن زرهپوش نفربر!!خوب ، ما هم مثه اینکه واجد شرایط بودیم ! ! ! چون بسرعت حکممون رو دادند دستمون وشدیم معلم ! ! وامّا خودمونومیزدیم به اون درش ! ! !

    **داستان کوتاه زیبا و جدید درباره روز معلم www.3pide.ir**

    خیلی ازموضوعای انشاءرو به بچه هاکلاسیک وارداده بودم درست مثه معلمای قبل و الان و بعد وحتی بهتر از معلمای دورۀ رُ نسانس ادبی ! ! و اون طفلکهایم یاخودشون زور زده بودندوخرچنگ قورباغه یک چیزایی رو سرهم کرده بودند و یا ، بابا، ماماناشون خیلی شیک وپیک وشسته ورفته نوشته بودندکه اگر جلوی بنده که هیچی ! !جلوی همون خره ای که پیرمرده باهاش طالبی میاره توکوچه مون که بفروشه( و ما هم پول نداشتیم که بخریم) میذاشتی داد میزد : آی طالبی دارم بشرط کاردقندوعسل دارم اوهوی ی ی !!! یادمه موضوعای انشاء این بودکه مثلاً : علم بهتراست یا ثروت؟ همۀ بچه ها و مامانا وباباهاشون می نوشتند : معلومه که علم بهتره ، امّا بنده های خدا ازصبح تاشب دنبال ثروت که هیچی دنبال یک پاپاسی بیشترسگدو میزدن، و یا مثلاً : فایدۀ گاوچیه؟ بازهمه داد سخن میدادند که این فایده بعلاوۀ اون فایده وهزارتا فایدۀ دیگه ! ! که بعضی وقتا بنظرم میرسید وشک می کردم که نکنه این گاوه ازما خیلی بهتره و فایده اش هم بیشتره. یادمه ، وقتی موضوع انشاء این میشدکه جنگ بهتره یاصلح ؟ فوراً باباها و ننه ها و بچه ها دست بکار می شدند وهمه با هم یه کم بالاو یه کم پایین می نوشتند : معلومه که صلح و . . . ا مّا طفلک چشمای بچه ها ازدعوای دیشب توی خونه هنوز قرمزبود وجای ردای انگشت تو صورت وسروکله شون ورم کرده بود وبغض توگلوهاشون سیخونک میزد ! ! !

    وامّا یه روز که موضوع انشاءرو دادم تعطیلات خود را شرح دهید . همۀ مامانا و باباها و بچه ها دست بکار شدن که : ما تعطیلا تمون ازظهرچهارشنبه شروع میشه ، عده ای شون نوشته بودند که ما معمولاً با پرواز لوفت هانزا میریم رُم و لارناکا و شام رو تو پاریس می خوریم وناهارو تو لندن وعصرانه لب تنگۀ بُسفُریم وشب جمعه هم که میشه میریم والت دیزنی وظهرجمعه ناهار میریم ناپل و شبم که بعد ازشام توفرانکفورت یک دوری میزنیم و باپروازآخرشب می دوییم ، میاییم خونه وصبح شنبه دورازجون شما مثل سرخر جلوی جنابعالی که جون بکنید وبا سیب زمینی دیشب که آب پزوبدون روغن نوش جان کردین، زوربزنین وانرژی تولید شدۀ تدریسو درقبال فیش حقوق دود کُنین بره هوا . عده ای دیگه هم می نوشتند که چون وُسعِمون نمیرسه که چُسان ، پُسان کنیم و بریم لندن و پاریس وکوفت و زهرمار ، میریم باغ بالای بابامون ویا آسیاب پایین ننه بزرگمون ویا چه می دونم هزارغلط بیجای دیگه و. . . ! ! ! ! و. . . . و الخ .

    **داستان کوتاه زیبا و جدید درباره روز معلم www.3pide.ir**

    اون هفته ای که انشاء همین تعطیلات بود ، و همین چرت و پرتاروتحویل دادند وهرکدوم یک نمرۀ مَشتِ ۱۲ الی ۱۵ گرفتند ، نمیدونم چرا انشاء یه دختر زردنبو وکوتوله و نحیفی به اسم لیلا که انگار میگی گوشتای لُخمشو چلوندن و استخوناشو فرستادن مدرسه !! خیلی بدلم نشست . اون نوشته بود که : خانوم معلم ، ببخشین که ماپاریس نداریم که تو زمستونا مثه پتوی همسایۀ اتاق بغلیمون بکشیم رومون که سرما نخوریم ویاکه بریم تو لندن که حکماً مثه همین قهوه خانۀ مش رجبه که توش سالی یه بار بدعوت سُپور محله مون یا دایی عمله مون و غیره می ریم دیزی جانانه !! می خوریم . خانوم معلم ، ببخشین که بابام زیرشلواریشو به نمکی فروخت تا ما بتونیم یه دور سوار چرخ و فلک بشیم ، که جای شما خالی عجب کیفی کردیم ، هم ما و هم بابام با شلوارِ رو !!! خانوم معلم ، ببخشین که ما باغ بالای بابامون وآسیاب پایین مادربزرگمون رو که حتماً همون فرچۀ اصلاح بابام وچارقد نیمدارخدابیامرز مادربزرگمونه دادیم به سمساری دوره گرد وجاش یه جفت دمپایی پلاستیکی خوشگل واسۀ داداش کوچیکم گرفتیم ، که همگیمون با همسایه هامون یکهفته باهاش پُز میدادیم !! خانوم ، ما تعطیلاتمون رو که همون جمعه باشه جایی نمیریم وتوی ویلا وخونه مون که جمعاً یک اتاق بیشترنداره !! باپرواز رُم – لارناکا – لندن – فرانکفورت !! تعطیل میکنیم !! اونم اینجوریه که ، بابامون وسط همون اتاقمون که حُکم طبقۀ بالای پروازای فِرست کلاس رو با نون اضافه و خیارشور یدک داره ، دراز می کشه وتند وتند میگوزه !!! ماهایم دست میزنیم ومی خندیم ، نمی دونین چی کیفی داره !!! خانوم معلم ………..

    یادمه ، وقتی با چشمای پُراز اشک نمرۀ ۲۰ رو براش تودفترنمره وارد کردم ، یک قطرۀ اشکم چکید روصفرنمرۀ ۲۰ و اینقدر کِشش داد که به نظرم ” -/۰۰۰/۰۰۰/۲۰ ” میومد . !!!

    **داستان کوتاه زیبا و جدید درباره روز معلم www.3pide.ir**

    روز معلم بود ، روز ما ، اینقده گفته بودند و هندونۀ چپ و راست زیربغلمون داده بودند که اصلاً یادمون رفت که نکنه مارو با بانک ملی سرکوچه مون که از رو فیش سکه میده ، اشتباه گرفتن ، که اینقده تحویلمون میگیرن !!! بچه ها ، یکی یکی میومدن جلوو مثه سربازخونه های قدیم که تجهیزات وقُلمبه سُلمبه هاشون رو میدادن به انباردار ، میومدن و دوتا ، دوتا و ۴ تا ، ۴ تا قابلمه و ماهیتابه و انبر و موش گیرآشپزخانه و گرد دِدِت و قلم سوسک و جاروی سیخی زرد وجاروی دستی دسته دراز وآبنبات کشی و اِسمارتیز وآلوی خورشتی ونمک یددار وسیخ کباب فرد اعلا و زعفرون تقلبی و بادرنجوی کوبیده با نعناع !! وسماق مَشتِ قرمزرنگ وکفش ودمپایی وبیگودی پلاستیکی مو و اوی ه ….. !!! وخیلی چیزای دیگه که لابد تو فُرم ارزشیابیشون مثل اداره مون با کمی پایین وبالا مترگذاشته وسنجیده بودن واین نتیجه هارو داده بود ، می آوردند . بعضی ها هم گُل وگُلدون و زبان مادرشوهرو خرزهره وشمعدانی ونهال چنار و میوۀ کاج رو بشکل مازولاق ، ( که یکجور فرفره بود ) می آوردند . بعضی ها هم کارت های خوشگل و روبانی با جمله های معلم عزیزم ،روزت مبارکباد انشاءالله، امیدوارم که هرچه زودترسیزده ات با بادت بدر شود انشاءالله وخیلی چیزای دیگه وخیلی چِرت و پِرتای دیگه ازمشابهات اینا !!!

    اونروز یعنی روزمعلم ، همه آوردند ، هرچی که تونسته بودن وشایدم هرچی که دم دستشون رسیده بود !! روی میز من شده بود عین سمساریایی که جواز داروخونه رو با شعبۀ نفت وساندویچی وسوپرولوازم منزلی !! یهومیگیرن ویکعالمه اجناس رنگ و وارنگ دیگه که نگو !!!

    توی اونا ، یه بستۀ روزنامه پیچ که یه کم نَم داده بود ، یهوچشمم رو گرفت . باخودم فکرکردم که نکنه کسی کله پاچه ای !!! ویا سیراب شیردونی ویا فِرنی آورده !! . واسۀ استفادۀ بهینه ، ( که الحق گشنه ام بود !! ) وجلوگیری ازضرر وخسارت کاسبی روزمعلم، اول رفتم سراغ اون ، بعد ازاین که روزنامه شو بازکردم ، دیدم یه کاغذ دفتره که روش یه چیزایی نوشتند ، فکرکردم چکنویسه ، اونم بازکردم ، دیدم نصفی نون لواشه و لاش قد ۵/۱ حبۀ قند ، پنیر !!! ماتم برد !! برق از کله ام پرید ، باخودم گفتم ، همه جورشو دیده بودم جزاین یکی ، این دیگه چه جورهدیه روزمعلمه ؟؟ بابا این یارو دیگه ترازو و میزون و فُرم ارزشیابیش و غیره ش واسۀ روزمعلم بدرد باباش می خوره !!!.

    با تغیّر برگشتم بطرف بچه ها ، جیکشون درنمی اومد ، باخودم گفتم خوب معلومه که هرکی بوده نمیگه ماییم مگه خرباشه ، حالام تیری به تاریکی میندازیم و الاکلنگی یه توپ وتشری میریم حداقلش اینه که روزمعلم سال دیگه اگه الان هیچی نگیم وتوپ نزنیم یه دفعه دیدی اشکنۀ پیازوگذاشتن لای نون وخیلی چیزا ی دیگه وبا شربت به لیمو و …. وخیلی بد میشه . به همین خاطربا یه قیافۀ دراکولایی وبلا نسبت مثل اُکتای قاآنِ تو سربداران ، داد زدم این چیه ؟ کارکیه؟ خجالت نمی کشین ، پُرروها‌ ؟ اگربدونم کارکیه ، همچین ازجلوش درمیام که الان لیسانس بگیره !! و ازگوسفند وگاوی که شیرداده واسۀ این پنیر و اینقدرمفیده که نگو و … و !!! . اصلاً ازعصبانیت نمی فهمیدم که چی دارم میگم یکدفعه دیدم همون لیلا که حالا رنگ زردش ازترس مثه مخلوط مهتابی و چراغ های فلورسنت دَم دُکونای کله پزی شده بود و دیگ دیگ می لرزید وبا این دستش به اون دستش فشارمیداد و نزدیک بود انگشتاشو ازجا دربیاره ، از جاش بلند شد وگفت : خانوم ببخشین . خانوم ، اجازه ببخشین . خانوم تورو خدا هیچی نگین ، خانوم آبروم میره ، خانوم جون روش نوشتم شما همونو بخونین ،خانوم عصبانی نشین . خانوم روش نوشتم ، خانوم هیچی نگین آبروم …. خانوم …. بسرعت برگشتم روی اون کاغذی که فکر می کردم چکنویسه و نون وپنیرا توش بود ونَم پنیرها بهش گرفته بود ، سرم رو بردم جلوودیدم نوشته : خانوم ببخشین ، ما چیزی نداشتیم که روزمعلم به شما هدیه بدیم ، چون شمارو خیلی دوستتون داشتیم ، صبحانه مونو نخوردیم ، اونو آوردیم واسۀ شما ، هدیۀ روزمعلم !! خانوم ببخشین که ما چیزی نداشتیم ، خانوم …. خانوم …………… . خانوم ، خانومِ نوشته وخانوم خانوم لیلا که هنوز داشت توضیح میداد ، تو سرم مثه پتک صدا میکرد . گیج شده بودم ، کله ام داغ شده بود ، چشام سیاهی می رفت ، دستامو به میزگرفتم ، عرق سردی به تنم نشسته بود ، شکسته شده بودم ، اون قابلمه ها ، ماهیتابه ها ، گلهای شمعدانی و خرزهره و قلم سوسکها و …… همه شون راه افتاده بودند ، انگار میگی به من دهن کجی می کردند ، همه شون به حرکت دراومده بودن و بدوبدو میکردن ، و ………. اشکام مثل سیل میریخت ، سرم و بدنم می لرزید ، ضعف کرده بودم ، نمی تونستم وایستم ، یخ کرده بودم ، اشکامو وآب پنیرا وخیسی نون ، حروفای روی نوشته رو داشت عوض میکرد ، هنوز لیلا داشت توضیح میداد که خانوم تورو خدا آبرومون ….. خانوم چیزی نگین …. بنظرم میومد که نوشته ها یکجوری شدن ، !! عوض شدن … !! تغییرپیداکردن ، تکون خوردن !!! حالی به حالی شُدن و انگارشدن !!!! :

    “”” عزیز من ، معلم من ، پناه من ، پناهگاه آبروی من ، دوستت دارم ، با همۀ چیزهایی که ندارم !!! معلمم ، خوبم ، گُلم ، عزیزم ، ببخشین که ما چون چیزی

    نداشتیم و …. و …. و …. . “”” و ……. “”روزت مبارک !!!! “”

    منبع : بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی و عکس های داغ روز ایران و جهان داستان موزیک آهنگ رمان های جدید عاشقانه علمی مطالب جالب و خواندنی از همه جا تصاویر جالب و دیدنی عاشقانه جوک خنده دار طنز دانستنی های روز دنیا اطلاعات زناشویی شعر اشعار و … www.3pide.ir

    لطفا نظرات و دیدگاه های خود را درباره پست دانلود داستان کوتاه زیبا جدید قشنگ احساسی ادبی مخصوص درباره تبریک روز معلم عزیز و مهربان سال ۹۴ از طریق فرم ارسال نظرات برای ما بفرستید . با تشکر مدیریت سایت تفریحی سرگرمی و عکس سپیده www.3pide.ir

    انتشار یافته: 1
    1. خانوم معلم

      خانوم معلمِ قشنگ
      بچه‏گى‏ مو يادت مياد
      هميشه تنبيه مى‏ شدم
      سرِ كلاسِ تو زياد

      وقتى جريمه مى‏شدم
      گريه مى‏كردم بيخودى
      خودمُ لوس مى‏كردمُ
      تو هم اذيّت مى‏ شدى

      يادت مياد يه روز كه من
      دير اومدم منو زدى
      البته شوخى كردىُ
      منم نگفتم كه بدى

      يادش بخير بچه‏ گيا
      بدجورى عاشقت بودم
      تا زنگِ تفريح بخوره
      محوِ دقايقت بودم

      يادش بخير بچه‏ گيا
      بدجورى من مى‏ خواستمت
      دلم مى‏ خواست بهت بگم
      عشقِ منى، دوس دارمت

      خانوم معلمِ قشنگ
      چشماى آبيت يادمه
      راه رفتن و حرف زدنه
      خيلى كتابيت يادمه

      كاش مى‏تونستم دوباره
      يه بار ديگه بچه بِشم
      تو دفترِ نقاشيام
      عكسِ تو رو باز بِكشم

      بیست سالِ پيش يادش بخير
      بچه‏ گيام مالِ تو بود
      چشماى دلواپسِ من
      هميشه دنبالِ تو بود

      خانوم معلم هنوزم
      مهرِ تو، تو دلِ منه
      فانوسِ خاطراتِ تو
      تو شبِ قصه روشنه

      #شایاتجلی


    نظرات

    *

    code

    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۱۲۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

    آنچه کاربران در سپیده می خوانند