سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - ساعت 23:16 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر دار زدن کودک معصوم یک ساله توسط کارمند بی رحم مهدکودک   ماجرا ازین قرار است که در مينياپوليس امريکا يکي از پرسنل مهدکودکي قصد داشت کودک يک ساله اي را دار بزند که با حضور والدين کودک ديگري از محل گريخت. خوشبختانه حضور والدين يکي […]

  • همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان   مطمئنا برای تان جالب خواهد بود تا با جزئیات انجماد بدن برای زنده شدن در آینده بیشتر آشنا شوید. پس با ما همراه شوید. انجماد پس از مرگ چگونه فرایندی است؟ سرمازیستی (Cryonics) و نگهداری در سرما (Cryopreservation) دو شاخه جدید علم هستند که اخیرا زیاد درباره […]

  • غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم دختر دانشجو در سیل شدید خرم آباد می خواست که سوار خودروی پژو شود که پایش لیش خورد و به درون سیل افتاد و کشته شد و راننده پژو هیچ واکنشی نشان نداد.   فیلم غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد و بی تفاوتی رهگذران […]

  • تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس

    تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس

    تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس تجاوز جنسی به الهام ستاکی مجری شبکه صدای مریکا توسط مهدی فلاحتی الهام ستاکی مجری سابق شبکه صدای آمریکا است که توسط مهدی فلاحتی مورد تجاوز قرار گرفته است و مشکلات روانی پیدا کرده است. در یکی از جنجالی ترین اتفاقات تلویزیونی مهدی فلاحتی مجری شبکه […]

  • حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی

    حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی

    حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی   نماینده سازمان حج و زیارت در عراق اعلام کرد: در حادثه تروریستی سامرا، ۶۱ زائر ایرانی مجروح شده‌اند که هم‌اکنون به بیمارستانی در بغداد منتقل شده‌اند. در حادثه تروریستی سامرا، ۶۱ زائر ایرانی مجروح شده‌اند X حادثه تروریستیX حادثه تروریستی در عراقX حمله تروریستی داعشX حمله تروریستی محمد جواد […]

  • جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر

    جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر

    جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر دو دختر دزفولی که خواهر بودند از روی پل جدید دزفول به پاین پریدند و خودکشی کردند که جلوی یکی از این دو خواهر گرفته شد.   خودکشی خونین دو خواهر دزفولی از روی پل جدید اخبار حوادث : شب گذشته یک دختر ۱۸ ساله از پل […]

  • جسد یک تروریست داعشی خوراک گربه ها شد/تصاویر

    جسد یک تروریست داعشی خوراک گربه ها شد/تصاویر

    جسد یک تروریست داعشی خوراک گربه ها شد/تصاویر جسد رها شده یک تروریست داعشی در شهر موصل خوراک گربه ها شد!   جنازه یک تروریست داعشی توسط گربه ها خورده شد هنگام آزادسازی شهر موصل از دست تروریست های داعشی جنازه یکی از این تروریست ها که رها شده است توسط گربه ها خورده می شود. X داعشX تروریست […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    فروش سارافون ارزان

    ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر

    1436632136

    این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه اصل فروش ارائه می شود.

    ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها

    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا
    محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست
    پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۴۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    1352971655

      
  • تاریخ انتشار : ۷ اسفند ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 6407 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : جدیدترین داستان های خنده دار و طنز , داستان های جدید کوتاه و بلند , عکس های ترول های جدید خنده دار , عکس های جدید و داغ خنده دار روز
  • جملات و داستان های کوتاه و بلند خنده دار باحال خفن جدید جوک

    جملات و داستان های کوتاه و بلند خنده دار باحال خفن جدید جوک

    جملات و داستان های کوتاه و بلند خنده دار باحال خفن جدید جوک

    نوشته امروز سایت تفریحی و داستان پنجشنبه ۷ اسفند ۹۳ : جملات و داستان های کوتاه و بلند خنده دار باحال خفن جدید جوک – جملات طنز بامزه و خنده دار – داستان های کوتاه و بلند خنده دار و باحال داغ روز – دانلود کتاب موبایل مجوعه داستان طنز بامزه – جدیدترین داستان های کوتاه و بلند بامزه و خنده دار روزانه – داستان های جالب و خنده دار ملانصرالدین آخوند – نوشته های جوک باحال ملا نصرالدین و الاغ الاغش – داستان کوتاه طنز زناشویی داغ ۲۰۱۵ – داستان های بلند خنده دار دختر و پسر شیطون – کتاب موبایل جوک داستان لطیفه سرگرمی چیستان اندروید دانلود – بزرگترین سایت و وبلاگ خنده باز تصویر متن دار خنده دار جک – تصاویر جدید و خفن نوشته دار بامزه و خنده دار ایرانی – عکس های بالای ۱۸+ داستان جوک اونجوری اریانی خارجی سوپر ۹۴

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده ۳pide.ir مجموعه ای کامل منتخب و گلچین از داستان های کوتاه و بلند داغ روز اسفند ماه رو براتون اماده کردیم . همچنین کلی عکس و تصاویر نوشته و متن دار خنده دار ترول بامزه داغ جنجالی + کلی متن و نوشته و جمله های بزرگ و کوچیک خنده دار از ملانصرالدین و الاغ باوفایش ! و دیگر داستان ها و رمان های باحال طنز رو براتون قرار دادیم . همچنین دانلود کتاب موبایل اندروید و کامپیوتر رایگان انواع جک لطیفه چیستان ایرانی خارجی عید نوروز ۹۴ اس ام اس پیامک و خیلی جملات زیبای خنده دار و داغ ۲۰۱۵ موجود می باشد . امیدواریم از دانلود و خواندن این داستان های بسیار خنده دار لذت ببرید .

    Long story short sentences and hot new cool funny jokes – funny satire phrases and funny – funny short stories and long hot days and cool – funny satire story book download mobile collection – Latest Long story short, fun and laughter. of the day – funny stories Mollanasreddin Mullah – Mullah Nasreddin cool ass jokes written Alaghsh – short story comic hot marital 2015 – long story funny male and female rogue – Book Mobile Entertainment Jokes Jokes Stories Android Download Enigma – Greatest A copy of the funny blog funny jokes – funny pictures and funny new and hot lettered Iran – photos over 18+ story jokes Avnjvry foreign Iryani Super 94

    آینـه

    چندین سال پیش بود . ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده به نام “روکی” ، توی یک کلبه کوچك زندگی می کردیم . روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد.

    کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی . از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر بشود . یادم می آید یک سال كه نمی دانم به چه علتی محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم. یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توی صندوق کشید بیرون و از توش یه عکس خیلی خوشگل از یك آینه نشانمان داد . همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم . مامان گفت بیایید این آینه را بخریم، حالا که کمی پول داریم، این هم خیلی خوشگل است. ما پیش از این هیچوقت آینه نداشتیم، این هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برایمان بیفتد . پول کافی هم برای خریدش داشتیم . پول را دادیم به همسایه تا وقتی به شهر می رود آن آینه را برایمان بخرد . آفتاب نزده باید حرکت می کرد، از ده ما تا شهر حداقل پنج فرسخ راه بود، یعنی یک روز پیاده روی، تازه اگر تند راه می رفت.

    سه روز بعد وقتی همه داشتیم در مزرعه کار می کردیم، صدای همسایمان را شنیدیم که یك بسته را از دور به ما نشان می داد . چند دقیقه بعد همه در کلبه دور مامان جمع شدیم . وقتی بسته را باز کرد مامان اولین کسی بود که جیغ زد : “وای ی ی ی … حسین آقا، تو همیشه می گفتی من خوشگلم، واقعا” من خوشگلم!

    بابا آینه را گرفت دستش و نگاهی در آن کرد . همینطوری که سیبیلهایش را می مالید و لبخند ریزی میزد با آن صدای کلفتش گفت: آره منم خشنم، اما جذابم، نه ؟ نفر بعدی آبجی کوچیکه بود: مامان، واقعا چشمهام به تو رفته ها!

    آبجی بزرگه نفر بعدی بود که با هیجان و چشمهای ورقلمبیده به آینه نگاه می کرد: می دونستم موهام رو اینطوری می بندم خیلی بهم میاد!

    با عجله آینه را از دستش قاپیدم و در آن نگاه کردم. می دانید در چهار سالگی یك قاطر به صورتم لگد زده بود و به قول معروف صورتم از ریخت افتاده بود. وقتی تصویرم را دیدم، یكهو داد زدم: من زشتم ! من زشتم! بدنم می لرزید، دلم می خواست آینه را بشکنم، همینطور که دانه های اشک از چشمانم سرازیر بود به بابا گفتم :

    یعنی من همیشه همین ریختی بودم ؟

    – آره عزیزم، همیشه همین ریختی بودی.

    – اونوقت تو همیشه من رو دوست داشتی ؟

    – آره پسرم، همیشه دوستت داشتم.

    – چرا ؟ آخه چرا دوستم داری ؟

    – چون تو مال من هستی!

    سالها از آن قضیه گذشته، حالا من هر صبح صادقانه به خودم نگاه می کنم و می بینم ظاهرم زشت است. آن وقت از خدا می پرسم : یعنی واقعاً دوستم داری ؟

    و او در جوابم می گوید: بله.

    و وقتی به او می گویم چرا دوستم داری ؟

    به من لبخند می زند و می گوید: چون تو مال من هستی.

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دزد و ملا

    روزی ملانصرالدین در فصل تابستان به مسجد رفت و پس ار نماز و استماع موعظه در گوشه ای از مسجد خوابید و
    کفشهای خود را روی هم گذاشته زیر سرنهاد .همینکه به خواب رفت و سرش از روی کفشها رد شده و به روی حصیر
    افتاد وکفشها از زیر سرش خارج شدند. دزد آمد و کفشها را برداشت و برد . وقتی ملا بیدار شد و کفشها را ندید
    دانست مطلب ازچه قرار است .پس برای فریب دادن و بهچنگ آوردن دزد تدبیری اندیشید و پیش خودخیال کرد که لباس
    هایم را ازتنم بیرون میآورم و آنرا تانموده و زیر سر میگذارم و خود را به خواب میزنم و سرم را از روی لباسها پایین
    میاندازم دراین موقع دزد میآید و دست دراز میکند که لباسها را بیرد ومن مچ او را فورا میگیرم. و همین کار را کرد
    اما از قضا درخواب عمیقی فرورفت .وقتی ازخواب بیدار شد دید لباسهارا هم برده اند

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    مگر اورا با علمش دفن کرده اند؟

    داستان قبر دراز
    روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    خودت ارزش نداری

    داستان قیمت حاکمروزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟ملا گفت : بیست تومان.حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    پرواز در آسمان ها

    داستان پرواز در اسمانها
    مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    خروس شدن ملا

    داستان خروس شدن ملا
    یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار 2015

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار ۲۰۱۵

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار 2015

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار ۲۰۱۵

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار 2015

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار ۲۰۱۵

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار 2015

    ترول و تصاویر نقاشی کاریکاتور خنده دار باحال بامزه داغ اونجوری,عکس های نوشته متن جملات بامزه خفن طنز عکسهای خنده دار ۲۰۱۵

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    ازدواج یعنی این

    شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست؟
    استاد در جواب گفت : به گندمزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به یاد داشته كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
    شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت . استاد پرسید : چه آوردی؟
    شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ ! هر چه جلو می رفتم ، خوشه های پر پشت تر می دیدم و به امید پیدا كردن پرپشت ترین ، تا انتهای گندمزار رفتم . استاد گفت : عشق یعنی همین !
    شاگرد پرسید : پس ازدواج چیست ؟ استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور . اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
    شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را كه دیدم ، انتخاب كردم . ترسیدم كه اگر جلو بروم ، باز هم دست خالی بگردم .
    استاد باز گفت : ازدواج هم یعنی همین !!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    کس دیگر آن بالا نیست؟

    روزی مردی هنگام كوه نوردی پایش لغزید ، ولی خوشبختانه توانست به شاخه ای بچسبد و خود را نگه دارد همچنان كه شاخه را محكم گرفته بود ، نگاهی به زیر پایش ، به دره ای به عمق ۵۰۰ متر كرد
    نگاهی به بالا انداخت و حساب كرد تا بالا ی كوه فقط ۱۰ متر فاصله است .نفس زنان فریاد زد :
    «كمك ، كمك ! كسی آن بالا نیست ؟ كمك ! »
    غرشی به گوش رسید : « من اینجا هستم ، اگر من را باور كنی نجاتت می دهم .» مرد فریاد كنان گفت : « باور می كنم ! تو را باور می كنم ! »
    صدا گفت : « اگر من را قبول داری شاخه را رها كن تا تو را نجات دهم .» جوان به شنیدن آنچه صدا گفته بود دوباره به زیر پای خود نگریست و به دیدن آن دره ژرف ، دوباره بالا را نگاه كرد و فریاد زد :
    « كس دیگری آن بالا نیست ! ؟ »

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    کشاورز واسب

    روزی اسب كشاورزی داخل چاه افتاد . حیوان بیچاره ساعت ها به طور ترحم انگیزی ناله می كرد.
    بالاخره كشاورز فكری به ذهنش رسید . او پیش خود فكر كرد كه اسب خیلی پیر شده و چاه هم در هر صورت باید پر شود . او همسایه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بیل در چاه سنگ و گل ریختند.
    اسب ابتدا كمی ناله كرد ، اما پس از مدتی ساكت شد و این سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روی او گل ریختند . كشاورز نگاهی به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه ای دید كه او را به شدت متحیر كرد.
    با هر تكه گل كه روی سر اسب ریخته می شد اسب تكانی به خود می داد ، گل را پا یین می ریخت و یك قدم بالا می آمد همین طور كه روی او گل می ریختند ناگهان اسب به لبه چاه رسید و بیرون آمد .

    زندگی در حال ریختن گل و لای برروی شماست . تنها راه رها یی این است كه آنها را كنار بزنید و یك قدم بالا بیایید. هریك از مشكلات ما به منزله سنگی است كه می توانیم از آن به عنوان پله ای برای بالا آمدن استفاده كنیم با این روش می توانیم از درون عمیقترین چاه ها بیرون بیاییم .

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دم خروس

    یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
    ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,
    ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    موقع چلاندن مرد

    حكیمی بر سر راهی می‌گذشت. دید پسر بچه‌ای گربه خود را در جوی آب می‌شوید. گفت: گربه را نشور، می‌میرد! بعد از ساعتی كه از همان راه بر می‌گشت دید كه بعله…! گربه مرده و پسرك هم به عزای او نشسته. گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، می‌میرد؟ پسرك گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد، موقع چلاندن مرد!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    نمی دونم موضوعش چیه؟

    حجت الله رمضانی تعریف می‌كند این واقعه ی خنده‌آور مدتی مرا خندانیده است، چندی قبل در یك مجلس شب‌نشینی یكی از رجال با خانمش در رقص شركت كردند. خانم ضمن رقص پی‌برده كه شلوار شوهرش شكافی برداشته است. او را به اشاره به اطاق كوچك دیگری برد و دستور داد فورا آنرا بیرون آورد تا آنرا كوك بزند. اتفاقا در این حین دو سه نفر خانم دیگر برای تجدید توالت وارد آن اطاق شدند و خانم ناگزیر شد شوهر خود را پشت دری كه احتمال می‌داد در كمد دیواری باشد پنهان كند و خودش پشت آن به ایستد. در این موقع صدای موزیك قطع شد و خنده دسته ‌جمعی شدید شروع شد و صدای فریاد و استغاثه پشت در كمد بلند شد، آن خانم چون در را باز كرد دید شوهرش را با آن وضع وارد سالن رقص كرده و در را پشت سر او بسته است!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    چگونگی ماه عسل

    گویند: پسری قصد ازدواج داشت. پدرش گفت: بدان ازدواج سه مرحله دارد. مرحله اول ماه عسل است كه در آن تو صحبت می‌كنی و زنت گوش می‌دهد. مرحله دوم او صحبت می‌كند و تو گوش می‌كنی، اما مرحله سوم كه خطرناكترین مراحل است و آن موقعی است كه هر دو بلند بلند داد می‌كشید و همسایه‌ها گوش می‌كنند!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    میگن مردا جنبه ندارن یعنی این!!!

    مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض كند. مرا وادار كرد سیگار و مشروب را ترك كنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازی نكنم، در سهام سرمایه‌گذاری كنم و حتی مرا عادت داده كه به موسیقی كلاسیك گوش كنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اینها كه می‌گویی كه چیز بدی نیست! مرد گفت: ولی حالا حس می‌كنم كه دیگر این زن در شان من نیست !

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    راه قبرستان از اونوره

    ملا خود را از دست طلبكاران به مردن می زند، او را شستشو داده كفن می كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن كنند اما تشییع كنندگان راه قبرستان را گم می كنند و هر چه می گردند موفق نمی شوند به یافتن راه، ملا كه طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    همون ۹ دینار خوبه

    شبی ملانصرالدین خواب دید كه كسی ۹ دینار به او می دهد، اما او اصرار می كند كه ۱۰ دینار بدهد كه عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دینار را بده، قبول دارم.»

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    اینطوری
    شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله كشیده ای محكم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    داستان درخت گردو

    داستان درخت گردو
    روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
    مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.
    ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دمب الاغ ملا

    مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
    خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.
    ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟
    دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟
    ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    ماه مفید تر است یا خورشید؟

    روزی شخصی از ملا پرسید: ماه مفید تر است یا خورشید!؟ ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است, خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست!ولی ماه شبهای تاریک را ورشن می کند, به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز 2015 اس ام اس عکسهای

    تصاویر و عکس های نوشته و متن دار خنده دار,جوک لطیفه سرگرمی چیستان بامزه باحال داغ روز ۲۰۱۵ اس ام اس عکسهای

    چرا مادرت را اذیت کردی

    روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده استدزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم. ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    مگر او را با علمش دفن کرده اند؟

    روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    درخت گردو

    روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردنمردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    لباس راه راه پوشیدی تا نشناسمت

    یك روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می كند. موقع گشتن به دنبال آن یك گورخر پیدا می كند. به آن می گوید: ای كلك لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    نه ولی…

    ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه … ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    ریسمان پاره
    مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.

    ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.

    کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟

    جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.

    طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ،

    طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.

    سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:

    اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

    مرد گفت طناب من کدام است ؟

    ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم،
    خطای تو را به حساب دیگران می گذارم …

    مرد قبول کرد .

    ابلیس خنده کنان گفت :

    عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    تله موش

    موش ازشكاف دیوار سرك كشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز كردن بسته بود.

    موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« كاش یك غذای حسابی باشد .»

    اما همین كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یك تله موش خریده بود.

    موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هركسی كه می رسید ، می گفت :« توی مزرعه یك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یك تله موش خریده است . . . »

    مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تكان داد و گفت : « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من كاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد.»

    میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : «آقای موش من فقط می توانم دعایت كنم كه توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی كه تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش كه دعای من پشت و پناه تو خواهد بود.»

    موش كه از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تكان داد و گفت : « من كه تا حالا ندیده ام یك گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای كرد ودوباره مشغول چرا شد.

    سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فكر بود كه اگر روزی در تله موش بیفتد ، چه می شود؟

    در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببیند.

    او در تاریكی متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا می كرده ، موش نبود ، بلكه یك مار خطرناكی بود كه دمش در تله گیر كرده بود . همین كه زن به تله موش نزدیك شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه كه به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .»

    مرد مزرعه دار كه زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید.

    اما هرچه صبر كردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می كردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی كند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد.

    روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این كه یك روز صبح ، در حالی كه از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاك سپاری او شركت كردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیك تدارك ببیند.

    حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانات زبان بسته ای فكر می كرد كه كاری به كار تله موش نداشتند!

    نتیجه ی اخلاقی : اگر شنیدی مشكلی برای كسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد ، كمی بیشتر فكر كن. شاید خیلی هم بی ربط نباشد!

    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    هر دو را با هم

    مردی شترش را گم کرد.سوگند خورد که اگر او را پیدا کند یک درهم بفروشد.

    مدتی بعد شترش پیرا شد.شتر به پانصد درهم می ارزید.وفا به سوگند برایش سخت شد.پس چاره ای اندیشید. گربه ای را از گردن شترآویزان کرد و به بازار برد و می گفت:

    شتر به یک درهم،گربه به پانصد درهم.میفروشم هر دو را با هم.

    ————————-

    یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما نشسته بودند.
    برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و رویشو بر میگردونه تا بخوابه.
    برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم اگر نتوانستید ۵دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم ۵دلار به شما میدهم.
    مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه.
    برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید ۵ دلار بدهید اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم ۲۰۰ دلار به شما میدهم .
    این پیشنهاد خواب رو از سر مهدس پراند و رضایت داد که بازی کند.
    برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه حرفی بزند بلا فاصله ۵ دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .
    اون چیه وقتی از تپه بالا میره ۳ پا داره وقتی پایین میاد ۴ پا؟؟ برنامه نویس نگاه متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد بعد از ۳ ساعت مهندس رو بیدار کرد و ۲۰۰دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد.
    برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟؟ مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد ۵ دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خــــــوابید!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    نتیجه اخلاقی : حسن کل کل با مهندس جماعت خطرناکه حسن !!!(مهندس هم جواب رو بلد نبود و در جواب سوال برنامه نویس باز ۵ دلار داد بهش)

    ———————–
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

    بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
    خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
    روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
    روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

    زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
    روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .

    زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
    اما روز اول چیزی ندیدم !
    روز دوم هم چیزی ندیدم !
    روز سوم هم چیزی ندیدم !

    ولی خدا رو شکر روز چهارم با چشم چپ یکم دیدم!!!!

    ——————————————
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    دانلود جدیدترین و زیباترین داستان های کوتاه و بلند خنده دار داغ روز زن و شوهری دختر پسر خفن باحال بامزه جملات نوشته متن جمله

    یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

    وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:

    – آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

    مرد با هیجان پاسخ میگه:

    – اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

    بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه:

    – ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم!

    و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده.

    مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

    زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

    مرد می گه شما نمی نوشید؟!

    زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه:

    – نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!!

    ———————————————–
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    صدای زنگ تلفن – دخترک گوشی رو بر میداره – سلام . کیه؟

    – سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!
    … … … …
    – نمیشه!

    – چرا؟

    – چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

    سکوت

    عمو حسن نداریم!

    – چرا داریم. الآن پهلو مامانه.

    – ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!

    – چشم بابا!

    چند دقیقه بعد

    – بابا جون گفتم.

    – خوب چی شد؟

    – هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور
    که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره
    دیگه؟

    – خوب عمو حسن چی؟

    – عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک
    صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده!

    – استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ******** نیست؟

    – نه!

    – ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم…

    —————————————————
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
    پسر: آره عزیز دلم . . .
    دختر: منتظرم میمونی ؟
    پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
    دختر: خیلی دوستت دارم . .
    پسر: عاشقتم عزیزم . .
    .
    .
    بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..
    پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .
    دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت ؟
    پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟
    دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!
    چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
    پرستار: شوخی کردم بابا !! رفته دستشویی الان میاد

    ——————————————————-
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

    هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

    وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

    هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

    و اما خبر بد

    این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

    هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه…

    …………………

    حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟؟؟!!!

    ———————————————–
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره… به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک “خرس” پیدا کنند و سعی کنند اون “خرس” رو به دین خودشون دعوت کنند. بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند… اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :”وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه”.
    راهبه بودایی گفت: “من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم”.
    پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :”هههممم…الان که به گذشته واون روز فکر میکنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با “ختنه کردن” شروع میکردم”.

    ——————————————————
    داستان ها و نوشته ها و متن و جملات کوتاه و بلند طولانی خنده دار بامزه باحال اسفند ماه ۲۰۱۵ سایت ۳pide.ir

    دریک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم.
    مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن ۳ ملیون تومن بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
    پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟
    پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه ، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر اون روز همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم.

    صبح دوشنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسبابتون حتی یک ریال هم نیست!!!

    پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود.!!!!!

    خوب داستان های خنده دار و طنز این سری در اینجا به پایان رسید . سری جدید جملا و نوشته های داستان ها جدید باحال بامزه روزانه در روزهای آینده تقدیم شما عزیزان خواهد شد با ما همراه باشید …

    لطفا نظرات و دیدگاه های خود را در مورد دانلود کتاب موبایل رایگان کامپیوتر اندروید جوک لطیه سرگرمی و تفریحی بامزه باحال لطیفه خنده دار,داستان های کوتاه و بلند جدید ۲۰۱۵ خنده دار سایت بزرگ ایرانی خارجی عکس های نوشته دار متن دار بامزه داغ اونجوری دختر و پسر ما ارسال کنید با تشکر مدیریت سایت تفریحی و سرگرمی و عکس و آهنگ و دانلود سپیده www.3pide.ir

    1445934183
    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۲۰۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

    آخرین مطالب
  • جزییاتی از مرگ ناگوار دو خواهر در حمام

    جزییاتی از مرگ ناگوار دو خواهر در حمام

  • داستان جراحی وحشتناک رزیتا غفاری از زبان خودش

    داستان جراحی وحشتناک رزیتا غفاری از زبان خودش

  • دوستی بامزه دختر شاهرخ استخری با پسر ماه چهره خلیلی

    دوستی بامزه دختر شاهرخ استخری با پسر ماه چهره خلیلی

  • عکس بریتنی اسپیرز درکنار دوست پسر ایرانی اش سام اصغری

    عکس بریتنی اسپیرز درکنار دوست پسر ایرانی اش سام اصغری

  • پرستو صالحی درکنار داش مشتی سینما!/عکس

    پرستو صالحی درکنار داش مشتی سینما!/عکس

  • صحبت های بی پروای شبنم قلی خانی در مورد طلاق بازیگران

    صحبت های بی پروای شبنم قلی خانی در مورد طلاق بازیگران

  • عکس مادر و دختر جوانی که هردو بازیگر هستند

    عکس مادر و دختر جوانی که هردو بازیگر هستند

  • ۱۰ خواص شگفت انگیز خرما

    ۱۰ خواص شگفت انگیز خرما

  • جزییاتی از کت شلوار جنجالی و گران قیمت نخست وزیر هندوستان

    جزییاتی از کت شلوار جنجالی و گران قیمت نخست وزیر هندوستان

  • فلور نظری در یک کافی شاپ ایتالیایی درآلمان

    فلور نظری در یک کافی شاپ ایتالیایی درآلمان

  • طرز تهیه کوکی خرما و گردو/تصاویر

    طرز تهیه کوکی خرما و گردو/تصاویر

  • معرفی چند خواننده لس آنجلسی که قصد دارند به ایران بازگردند/تصاویر

    معرفی چند خواننده لس آنجلسی که قصد دارند به ایران بازگردند/تصاویر

  • عذرخواهی بهنوش بختیاری از پدرش به دلیل حرفای جنجالی اش در برنامه ماه عسل

    عذرخواهی بهنوش بختیاری از پدرش به دلیل حرفای جنجالی اش در برنامه ماه عسل

  • گریم جالب سمانه پاکدل در سریال هم سایه ها

    گریم جالب سمانه پاکدل در سریال هم سایه ها

  • جشن تولد۴۳ سالگی بهاره رهنما با حضور عده ای ازبازیگران در کافه اش

    جشن تولد۴۳ سالگی بهاره رهنما با حضور عده ای ازبازیگران در کافه اش

  • مداح معروف کشور صاحب فرزند شد/عکس

    مداح معروف کشور صاحب فرزند شد/عکس

  • مهاجرت ترلان پروانه به دلیل مدلینگ شایعه است یا واقعیت؟

    مهاجرت ترلان پروانه به دلیل مدلینگ شایعه است یا واقعیت؟

  • امضای افراد معروف و سرشناس چه شکلی است/تصاویر

    امضای افراد معروف و سرشناس چه شکلی است/تصاویر

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند