سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - ساعت 13:25 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس   خودکشی دو دختر سیزده و چهارده ساله را در خیابان پیامبر غربی خیابان جهاد اکبر تهران… کانال تلگرامی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران   بررسی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران نشان می دهد که آنها قبل از اقدام به خودکشی […]

  • شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس بر اساس گزارش سایت برزیلی Folha de Sao Paulo در حالی تیم فوتبال آرژانتین دو هفته پیش با یک هواپیمای مشابه هواپیمای سقوط کرده برزیلی پرواز کرد که ممکن بود به سرنوشت آنها دچار شود. این هواپیما که حامل مسی و بازیکنان آرژانتین بود از برزیل به ” بوینوس […]

  • حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد حکم اعدام بابک زنجانی    معاون نظارت دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی خبر داد. حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی تایید شددکتر غلامرضا انصاری معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان از […]

  • ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو X شبکه منو تو قطع شدX قطع شدن شبکه منو توX ماجرای قطع شدن شبکه منو توX شبکه منو تو شنیده می‌شود پس از شبکه من و تو (۲)، شبکه اول این رسانه ماهواره‌ای ضدانقلاب نیز در شرف تعطیل شدن است.  رازگشایی «کیهان» از تعطیلی شبکه «من و تو» شنیده می‌شود پس از […]

  • دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر دار زدن کودک معصوم یک ساله توسط کارمند بی رحم مهدکودک   ماجرا ازین قرار است که در مينياپوليس امريکا يکي از پرسنل مهدکودکي قصد داشت کودک يک ساله اي را دار بزند که با حضور والدين کودک ديگري از محل گريخت. خوشبختانه حضور والدين يکي […]

  • همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان   مطمئنا برای تان جالب خواهد بود تا با جزئیات انجماد بدن برای زنده شدن در آینده بیشتر آشنا شوید. پس با ما همراه شوید. انجماد پس از مرگ چگونه فرایندی است؟ سرمازیستی (Cryonics) و نگهداری در سرما (Cryopreservation) دو شاخه جدید علم هستند که اخیرا زیاد درباره […]

  • غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم دختر دانشجو در سیل شدید خرم آباد می خواست که سوار خودروی پژو شود که پایش لیش خورد و به درون سیل افتاد و کشته شد و راننده پژو هیچ واکنشی نشان نداد.   فیلم غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد و بی تفاوتی رهگذران […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    فروش سارافون ارزان

    ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر

    1436632136

    این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه اصل فروش ارائه می شود.

    ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها

    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا
    محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست
    پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۴۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    1352971655

      
  • تاریخ انتشار : ۵ فروردین ۱۳۹۴ | تعداد بازدید : 5855 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : خاطرات و خاطره های جالب خنده دار , سوتی و سوژه های داغ خنده دار جدید , طنز
  • خاطرات و سوتی های خنده دار و طنز واقعی خاطره سوژه جالب ۹۴

    خاطرات و سوتی های خنده دار و طنز واقعی خاطره سوژه جالب 94

    خاطرات و سوتی های خنده دار و طنز واقعی خاطره سوژه جالب ۹۴

    نوشته جدید سایت تفریحی و عکس سه شنبه ۴ فروردین ۹۴ : خاطرات و سوتی های خنده دار و طنز واقعی خاطره سوژه جالب ۹۴,خاطره های جالب و خنده دار ۹۴,خاطرات واقعی دوران زندگی دانشگاه مدرسه خنده دار,خاطرات باحال داغ اونجوری سرکاری خنده دار ۹۴,زیباترین خاطره های واقعی خنده بازار طنز خفن ۹۴,سوتی جالب و داغ روز ۹۴,سری جدید سوتی های خفن خانوادگی خصوصی شخصی ۱۸+,خاطرات شخصی خانوادگی لورفته زندگی باحال و خنده دار,سوتی و سوژه های خیلی جالب و خنده دار ۹۴,همه جور خاطره و سوتی و سوژه های ناب خنده دار,خاطره زیبای من و دوست دخترم مادرم خواهرم برادرم خاله ام,خاطره خاطرات ۱۸+ جدید اونجوری خفن همراه سوتی طنز ۹۴,خاطره داغ من و عمه ام خاله دختر عمو دختر دایی

    Memories and memory goofs funny and genuine humor interesting subject, 94, 94 funny memories, real-life memories of school funny, funny work Avnjvry 94 hot cool memories, beautiful memories actual market funny hot humor 94, Goofs interesting and cool for 94 days, a new set of personal private domestic hot goofs 18+, personal memories of family life khafan cool and funny, very funny goofs and 94 subjects, all kinds of funny memories and goofs and lean subjects The memory of my mother, my sister, my brother, my beautiful girlfriend and my aunt, memories, memories unjuri hot new mobile +18 94 goofs humor, memories of my hot aunt, cousins ​​and my aunt cousin

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده ۳pide.ir جدیدترین و زیباترین سری خاطرات و سوتی های خنده دار و طنز واقعی خاطره سوژه جالب ۹۴ رو براتون قرار دادیم . کلی خاطرات خاطره های داغ خانوادگی شخصی خصوصی زیبا و باحال سرکاری و خنده دار طنز از دوران زندگی دانشجویی دانشگاه مدرسه سربازی کارمندی و …. که واقعا از خوندن آنها روده بر خواهید شد و خواهید مرد !!! + کلی سوتی های داغ خوشگل قشنگ آخر خنده بازار ۹۴ که برای گذراندن وقت شما بسیار مفید می باشد هم می خندید و هم وقتتون پر میشه به همین راحتی . امیدواریم از این جوک اس ام اس پیامک سوت سوژه خاطرات باحال داغ جالب خنده دار کوتاه بلند واقعی در سال ۹۴ لذت ببرید .

    خاطرات خاطره و سوتی های خنده دار و داغ باحال سرکاری و طنز روز 94

    خاطرات خاطره و سوتی های خنده دار و داغ باحال سرکاری و طنز روز ۹۴

    قوانین ارسال خاطرات شما:

    رعایت شئونات اسلامی و حجاب الزامی ایست.حتی برای شما دوست عزیز ۱

    از آوردن اطفال به دلیل بدآموزی پرهیز کنید.حتما توصیه می شود .

    مواظب اشیا قیمتی و نیمه قیمتی خود باشید.

     سوتیه …

    یه بار می خواستم مخ یه خانم خیلی درست درمونو بزنم

    باهم رفتیم کافی شاپ

    اومدم بگم بریم اون گوشه بشینیم دنجه

    یهو گفتم : بریم اون گوشه بشینم ج ن د ه …… :))))

    نتیجه اخلاقی این که تو کافی شاپ هر جایی پیدا کردید همون جا کپه مرگتون را بزارید!

    سوتی و خاطرهی بد دوستم که الان کنارمه (احسان ):

    یه بار تو دبستان خواست یکیو با حرکات کاراته بترسونه.. تا پاهاشو باز
    کردم خشتکش از زیر زیپ تا زیر کمربندش جر خورد. طرف کلن همون یه ذره ترسی هم
    که داشت ازش داشت ریخت. حالا این هیچی اونو بگی چسبیده  پشتشا به دیوارو یه
    ور یه ور میرفتم خونه…

    سوتی بهرام :

    یه بار تو اتوبوس جامو دادم به یه خانم پیر .خیلی تشکر کرد. وقتی پیاده می
    شد خواست دو تا بلیط بده .پریدم همچین دستشو گرفتم که کم موند بازوش
    کنده بشه.
    : نه حاج خانم!زحمت نکشین!


    یهو دیدم یه خانم جوانتر هم داره با اون پیاده میشه و مات و مبهوت منو نگاه می کنه.


    پیرزنه گفت : وای ببخشین ها دو تا بلیط بیشتر ندارم و گرنه بلیط شما رم میدادم!


    مارو میگین         مایع شدیم!

    خاطره سوتی مریم و دختر عمش:

    توی ماشین من و خواهرم و سه تا دختر عمه ام داشتیم میرفتیم با سرعت زیاد
    تیکه مینداختیم به پسرا … یکی از دختر عمه هام ساکت بود بهش گفتیم چیه تریپ
    مثبتی؟؟؟؟

    گفت نه خیر شیشه رو کشید پایین حواسش نبود پشت چراغ قرمزیم به یه موتوری که بغل دستمون بود گفت : جوووووووووووووووووون بخورمت :) )

    بعد میگه مریم چقدر سرعتش زیاده داره با ما میاد میگم خره پشت چراغ قرمزیم ، پسره هم خرکیف شده بود ولش نمیکرد :) )

    از اون موقع بود که توبه کردیم و دخمل سربه راهی شدیم

    سوتیه ارام تو ماشین :

    دیشب داشتم با داداشم از سر کار میومدم ماشینی که سوارش شده بودیم سوت میکشید بعد اومدم بگم سوختش چیه گفتم نفت سفید ریختی

    سوتی گندم با داداشش:

    ۱ روز با داداشم مثلا میخواستم قهر كنم!باهاش حرف نمیزدم،بعد داداشم ۱چیزی گفت،نتونستم جلو خنده مو بگیرم منم خندیدم..

    بهم گفت با تو نبودم چرا میخندی؟!

    اومدم مثلا حالشو بگیرم،برگشتم گفتم كی با تو میخنده!!

    سوتی اذر تو مدرسه :

    یبارتومدرسه یه معلم خمیازه بکش داشتیم که من بادوستم قرارگذاشتم
    تا۲۰خمیازه وادارش کنم بکشه…من اولین خمیازه روکشیدم واونم اولی وخلاصه
    تا۲۰کشید..ولی فهمیدمن دارم سربه سرش میذارم…به مبصرکلاسمون گفت بیا این
    پدرسوخته روببرش اخرکلاس ماروخواب کرد….

    خاطره و سوتیه سوگند توی خونه :

    چندروز پیش داشتم به مامانم درمورد اینکه عموم کی ازسفرخارج ازکشورمیرسه
    صحبت میکردم…مامانم گفت همین هفته میرسن…گفتم واقعا؟چقدرزودددد….گفتم
    مامان یادته خاله که رفته بودن چه قدربیشترسفرشون طول کشید؟گفت
    سوگندچرادروغ میگی خاله که رفته بودن من دوم ابتدایی بودم اون وقت
    شماکجابودی؟دروغ گفتم درحدلالیگا

    منومیگی گچ دیوارشدم

    سوتیه زهرا با همسایشون :

    سری رفته بودم ظرف همسایه رو پس بدم بشون….

    کاسه رو دادم دست زنه گفتم دستتون درد نکنه ببخشید دیر شد!

    اونم گفت نه بابا این چه حرفیه ….

    منم قاطی کردم گفتم خواهش میکنم

    نوش جونتون!

    خاطره و سوتیه عظیم با فامیلش :

    یه شب من داشتم از خاطراتم از زندان تعریف میکردم اونم با آب و تاب دیدم بعضی از آشناهام دارن پچ پچ میکنن

    منم داشتم تمام خاطرات رو پشت سر هم با افتخار میگفتم

    یکی از فامیلام که بچ گنبد بود گفت عظیم جان زندان بودن افتخار داره ؟؟؟؟

    تازه یادم اومد که اولش رو نگفتم   بعد از کلی خجالت و خنده و……… گفتم من زندانی نبودم بلکه مربی زندان بودم

    از اون روز یادم مونده که اولش بگم من مربی زندان بودم نه زندانی….لابد الان شما هم فکر کردین من زندانی بودم اره؟؟؟؟

    سوتی دختر روانی تو مدرسه :

    سرکلاس زیست میخواستم بگم انقباض ماهیچه گفتم انبقاض جاهیچه…همه ترکیدن

    خاطره ی اذر از مدرسه :
    یادمه دوم دبیرستان اکثربچه هامون عقدبودند..یه روز زنگ تفریح همه بچه
    هارفتندبیرون منم به دوستم گفتم بمون پشت در..نقاشیم خوب بود…تندتنداسم
    بچه هاروباشوهراشون باشغلاشونونقاشی میکردم..مثلایکی قصاب یه ساطوردستش
    میدادم..یکی معلم …یکی لوله کش ..یه لوله..خلاصه زنگ خوردومنم تابلوپاک
    کنوبرداشتم قایم کردم ورفتم سرجام نشستم..زنگبعدم بایه معلم کلاس داشتیم
    هرکس تابلورومیدید.یه جیغی میکشیدودنبال تابلوپاک کن بودولی
    پیدانمیکردندومجبوربودندبادستشون پاک کنند..
    خلاصه فحشودری وری میداندوپاک میکردند..ومنم میخندیدم..بعدفهمیدند.که من بودم..چون میدونستندنقاشیم خوبه.اونروزکلی خندیدم

     سوتیه غریبه تو خیابون:
    یه روفت بودم بیرون یه خانوم دیدم فکرکردم اشناس
    ازجلوم ردشودمنم برگشتم گفتم عجب زمونه ای شودرفتم پست سرش گفتم دخترعمه
    تحویل نمیگیری برگشت دیدم اشتباه گرفتم سرموگذاشتم پایین رفتم

    خاطره و ضایع شدن فاطمه توی پارک:
    یه سری با خانواده رفته بودیم پارک جاتون خالی جیگر برده بودیم …بعد جا
    نبودهمه تو هم تو هم نشسته بودن به گونه ای که من جلو بابام نشسته بودم
       یهو دیدم پسر خالم یه لیوان اب گرفته طرفه من

    منم خوشحال خوشحال اومدم کلاس بیام گفتم :نه نه میل ندارم نوش جان برگشته
    بهم میگه واسه تو نیس که بابات غذا مونده تو حلقش داره خفه میشه 
    برگشتم دیدم بابام داره پرپر می زنه بنده خدا  یعنی منو میگی …هیچی دیگه ضایع شدیم در حد المپیک

    خاطره و سوتی مهشیدو بنفشه جلوی معلمشون:
    یادمه منو آبجی بنفشه م پیش دانشگاهی بودیم بعد امتحانات پایان ترم
    بود…خلاصه دبیر اومد سر کلاس برگشت رو به بچه ها گفت که یه نفر این درس
    رو افتاده!من و آبجیمم اینطوری بودیم:
    بعد
    واسه اینکه همدیگه رو آروم کنیم من به بنفشه میگفتم فداتشم من افتادم تو
    نیفتادی خیالت راحت از اونطرفم بنفشه به من میگفت نه من افتادم و…خلاصه
    داشتیم همینطوری از خودگذشتگی ریخت و پاش میکردیم
    که یهو استاد متوجه شد وقیافش اینطوری بود از دست ما:بعد با خونسردی تمام برگشت گفت نههههه شما هیچکدومتون نیفتادید

    خاطرهی مهسا از دانشگاه :
    خاطره دانشگاه:

    من در كل دختری شاد و شیطون هستم و دوستایی كه انتخاب میكنم مثل خودم هستن حالا فكر كنیین تو دانشگاه ۶ نفر اینطوری باشیم!!!!


    خلاصه ۲تا ازدوستام كلاس داشتن ما ۴نفرهم تیریپ معرفت منتظر بودیم تا اونا
    كلاسشون تموم بشه و تو سالن كه همه سركلاس بودنو خلوت بودمنتظرشون بودیم
    ولی انقدر میخندیدیمو و شلوغ كرده بودیم كه رئیس آموزش تا اومد بیرون
    دعوامون كنه هركدوم به یه طرف پا به فرار گذاشتیمو و ۳تامون رفتیم تو یه
    كلاس و دوستم درو گرفته بود و اونم ازون طرف هل میداد و منم كه كتشو دیدم
    گفتم خودشههههه دوستم سریع ازپشت دراومد كنار بنده خدا اومد توكلاس فكر كرد
    در مشكل داشته كلی درو بازرسی كرد ماهم به روی خودموننیوردیم گفتیم داریم
    درس میخونیم

    سوتیه داداش رسول سر کامنت گذاشتن برای من
    اومده به من میگه:سلام داداش کامران  سوتی هایم زیاد هست ولی هیچ کدوم در ذهن پریشانم باقی نمی ماند، داداش گلم من کیوانمااااا

    سوتیه مهسا قاصدک تو اتوبوس :

    یه سوتی تو اتوبوس:

    تو اتوبوس تو حال و هوای خودم بودم كه یه پسره دایره زنگی به دست اومد تو
    اتوبوس و شروع كردن به زدن و خوندن وقتی تموم شد دایره زنگی رو داد كه هركس
    پولی توش واسه كمك بندازه وقتی بطرف من اوردم گفتم نه خیلی ممنون مرسی

    رضا از شاهین شهر:

    یه روز که رفته بودم دم سوپری میخواستم دوغ بخرم به مغازه داره امدم بگم
    دوغ گاز دار دارید که یدفعه اشباهی گفتم آقا گوز داغ دار دارید نمیدونم چه
    جور جمعش کردم سوتی که مغازه دار نفهمید!دی

    پری از تهران
    ۱بار رفتم سوپر مارکت میخواستم بگم ببخشی آقا کره و پنیر دارین؟؟؟؟

    بعد حواسم نبود گفتم آقا ببخشید پره و کنیر دارین


    سوتی ابی :

    بنده خدا سال دوم و سوم ابتدایی بود و تازه خوندن رو یاد گرفته بود . یه
    روز که رفته بودیم مسافرت تو جاده تابلوی “با دنده سنگین حرکت کنید” رو
    خوند: ” باد نده سنگین حرکت کنید” آقا تا چند سال ما سوژه واسه خندیدن
    داشتیم.

    سوتی المیرا تو خیابون :

    یه بار از مدرسه داشتم میومدم وقتی داخل کوچه رسیدم یه پسربود که داشت منو نگاه میکرد من همین طوری داشتم می رفتم

    که یهو دسته ی کیفم گیرمی کنه به ماشین و بدجور ضاییع میشم

    سوتی و خاطرهی ریحانه سر مدرسه رفتن:

    من راهنمایی که بودم از این بچه منگلا بودم که زودتر از مستخدم مىرسیدم
    مدرسه پشت در وای میسادم!یه روز ما یک ربع دیر بیدار شدیم!همچین هول کرده
    بودم که نفهمیدم چیطورى کارامو کردم!توی اتوبوس همه به من با یه حالت ترحم
    نگاه میکردن!انگار میخواستن یه چیزی بهم بگن ولی روشون نمىشد!تو خیابون
    مردم از کنارم رد مىشد به پاىىن نگاة میکرد!منم یه نگا انداختم دیدم شلوارم
    وارونس!:-D

    حالا این شلوار مارو مامانمون پاچشو تو گذاشته بود!یه مشت دوخت زیکزاکی داشت! رسیدم مدرسه از پشت درختا خودمو رسوندم تو دسشویی ها!  ولی اصن اونروز یه وضی بوداا!!!:-D

    جدیدترین سوتی های داغ و خفن بالای 18+ اونجوری زناشویی خاطره های خاطرات س-ک30 داغ روز من و عمه باحال خنده دار
    جدیدترین سوتی های داغ و خفن بالای ۱۸+ اونجوری زناشویی خاطره های خاطرات س-ک۳۰ داغ روز من و عمه باحال خنده دار

    سوتیه ترنم :

    پنجم دبستان بودم یه روز كه میخواستم برم خونه خواهرم همین جور كه بالا و
    پایین میپریدم دو تا كوچه مونده بود به خونه خواهرم یه دفعه همین تور مثل
    شیر برنج وا رفتم تو كفش مونده بودم كه چه خبره ما كه تا حالا این جور صحنه
    ها را ندیده بودیم شو كه خوشكم زده بود یكی از از دخترای اشناها با دوست
    پسرش تو كوچه مشغول…… ما كه حسابی مونده بودیم چكار كنیم یه هو
    چشمامونا بستیم و تا خونه خواهره با چشم بسته ونیمه باز میدوئیدیم اخه فكر
    میكردیم مشكل از ماست نه اونا باید چشم ما بسته باشه خلاصه بارنگ و رخ
    پریده رفتیم خونه خواهره خواهرم كه رنگ پریدگی منا دید پرسید چی شده حالا
    جلو مهمون احه مهمون داشت جاریش خونه شون بود از ما نه و از خواهره گیر
    دادن خلاصه از قضا این دختره و باباش یه لقب خوشكلم داشتن منم با اب و تاب
    همه چیا با لقب دختره تعریف كردم حالا دیگه رنگ خواهرم و جاریش پرید اخه
    دختره خواهر زاده ش بود بد سوتی بود

    سوتیه ابراهیم تو مدرسه :

    در یکی از کلاس های زیست شناسی بودیم که یکی از بچه یکی از اصطلاحات رو
    اشتباه خوند منم که میخواستم اون رو درست کنم زدم اون اصطلاحه رو بدترش
    کردم وبا بچه های کلاسمون کلی خندیدیم.

     سوتیه مونا و دوستش :
    kiyvan ye shab mano khaharam khone doostam bodim bad kheili rahat
    bedoone rosari neshaste boodim bad doostamam ba lebase zir nashaste
    bood.ke yehoo babash omad..mano khaharam jigh mikeshidim ke mohamono
    babaye doostam nabine bad doostam ke ba lebase zir bood raft jeloye ma
    vaysad ke babash ma ro nabine .bad ye hooei yadesh oftad ke khodesh

    bedoone lebase maro magi ta ye mah khandidim

    دوتا سوتی ار مینا:

    یه بار که از مدرسه برمیگشتم سر کوچمون که رسیدم رفتم تو رویا اصن دختر
    رویایی هستم همش تو رویام بعد اصن بیخیال این دنیا و اتفاقات بودم یهو دیدم
    یه یه یارو وایساده جلومفقط نیم متر فاصله داشت که برم تو بغلشیارو هم پرو برداشت گفت تعارف نکن بیامنم دیگه از خجالت سرخ شدمنفهمیدم چجوری دم خونه مون رسیدم آخه سرم پایین بود و میدویدم

    یه سوتی دیگه اینکه سرکلاس نشسته بودم معلممون گف تو از روی درس بخون منم
    مشغول خوندن بودم که معلممون پرسید اسمت چیه؟آخه هنوز اول سال بود اسمامونو
    نمیدونست منم غرق خوندن بودم حواسم نبود جا اسمم اون چیزی که داشتم
    میخوندم و گفتم تاآخر زنگ با کناریام ترکیدیم از خنده

    سوتیه زهرا :
    تو کلاس خانوم یه چیزی پرسید که جوابش مازندران بود یهو نمیدونم چی شد گفتم مادرزنان کلاسـ ـ رفتـ ـ تو هوا اینقدر همه خندیدن مررررررردیم
    ناشناس :

    رفتم سوپر مارکت گفتم اقا ببخشید ادامس ده تومنی دارید؟گفت بله گفتم خیلی عذر می خوام چنده؟ شدم هلو..


    deadgirl


     یه روز داشتم از پله های مدرسه بالا میرفتم این صداقت مرده شور
    برده(ناظممون)که منو از ۱۰ فرسنگی میشناسه گفت:خانم احمدی لطفا حجابتونو
    رعایت کنید منم که فکر کردم این خاک تو سر رفته گفتم:برو بابا گوهتو بخور

    بعد وقتی برگشتم نزدیک بود سکته کنم حالا خوب بود بد بخت به روی خودش نیاورد

    negar:
    رفته بودیم بیرونشهر،اومدن زیر اندازو پهن کنن دختر عمم جیغ کشید نه اینجا
    سورخ(لونه)مورچه هاس!!!منم جو گیر ی تیکه چوب ور داشتم گفتم بابا کاری
    نداره الان چوب تو سوراخشون میکنمتا دقایقی متوجه نبودم چ سوتی افتضاحی دادم با نگاه عاقل اندر سفیه مامانم و نیشخند پسرعمومو پس گردنی داداشم به خودم اومدم
    طرناز:

    یه روز بامامانم رفتیم بیرون یه تیپ پسرکشم زدم که همه توکفش بمونن
    یه سیوشرت که تازه خریده بودمم پوشیدم.بعد از این که طول خیابونا را متر
    کردیم دیگه جونمون از دماغمون داشت درمیومد برا اخرین بار رفتیم تو یه
    مغازه باکلاس وداشتیم توشا میگشتیم که دیدم دو تاپسر که به خوشتیپ گفته
    بودن زکی,وفروشنده بودن دارن منا دید میزنن وباهم میخندن (دلم میخواست
    چشماشونا با ناخنام بکشم بیرون عوضیا).یکیشون پاشو از گلیمش دراز کردوگفت
    خانم ببخشید برچسب قیمت سویی شرتتونا رایادتون رفته بکنین حالا منا بگین
    کارد میزدین خونم در نمیومد بعد از یه عالمه سرخ وسفید شدن مثل لبو تشکر
    کردیما با مامانم زدیم بیرون.

    عسل:

    من عادت دارم وقتی صحبت میکنم حالات رو بادستم نشون میدم یا دست اون ی ک
    باهاش حرف میزنمو میگیرم ی روز تو خیابون داشتم بادوستم صحبت میکردم ی
    پسره هم اینورم بود حواسم نبود اشتباهی دست پسره رو گرفتم…

    پریا۱۴:

    یه بار تو سالن مدرسه مون بچه ها برنامه داشتن منو دوستام فرناز ونفس
    و شقایق و مارال داشتیم میفکیدیم مدیرمون اسممونو یادش رفته بود تو بلنگو
    گف:الو شما ها ساکت باشین دیگه…

    کل سالن رف رو هوا

    یه بارم رفته بودم فروشگاه میخواستم بگم کاغذ کدو دارین گفتم:قاقذ قادو دارین

    مرده هم پرو گف: اره قاقذ قادو داریم

    سایت تفریحی و سرگرمی سپیده روزانه با جدیدترین اخبار و عکس های داغ روز از ایران و سراسر جهان بروز رسانی می شود فقط اخبار و عکس نیست اس ام اس و پیامک های منتخب طنز عاشقانه و … کاریکاتور دانلود رمان های زیبا و قشنگ و دانلود موزیک و آهنگ های زیبا از خوانندگان ایرانی و خارجی و بسیاری مطالب جدید دیگر در خدمت شما هستیم .

    توجه توجه : از این مطلب خوشتون اومده ؟ شما دوست عزیز می توانید با داغ کردن این لینک و مطلب در شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و کلوب و … از سایت ما حمایت بکنید.

    لطفا نظرات و دیدگاه های خود را در مورد پست جدیدترین و زیباترین خاطره های خاطرات واقعی دوران زندگی زناشویی دانشجویی مدرسه سربازی + سوتی و سوژه های داغ و خنده دار طنز باحال سرکاری را برای ما ارسال کنید با تشکر مدیریت سایت تفریحی و سرگرمی و عکس و آهنگ و دانلود سپیده www.3pide.ir

    1445934183
    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۲۰۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

    آخرین مطالب
  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند