سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - ساعت 09:21 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو X شبکه منو تو قطع شدX قطع شدن شبکه منو توX ماجرای قطع شدن شبکه منو توX شبکه منو تو شنیده می‌شود پس از شبکه من و تو (۲)، شبکه اول این رسانه ماهواره‌ای ضدانقلاب نیز در شرف تعطیل شدن است.  رازگشایی «کیهان» از تعطیلی شبکه «من و تو» شنیده می‌شود پس از […]

  • دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر دار زدن کودک معصوم یک ساله توسط کارمند بی رحم مهدکودک   ماجرا ازین قرار است که در مينياپوليس امريکا يکي از پرسنل مهدکودکي قصد داشت کودک يک ساله اي را دار بزند که با حضور والدين کودک ديگري از محل گريخت. خوشبختانه حضور والدين يکي […]

  • همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان   مطمئنا برای تان جالب خواهد بود تا با جزئیات انجماد بدن برای زنده شدن در آینده بیشتر آشنا شوید. پس با ما همراه شوید. انجماد پس از مرگ چگونه فرایندی است؟ سرمازیستی (Cryonics) و نگهداری در سرما (Cryopreservation) دو شاخه جدید علم هستند که اخیرا زیاد درباره […]

  • غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم دختر دانشجو در سیل شدید خرم آباد می خواست که سوار خودروی پژو شود که پایش لیش خورد و به درون سیل افتاد و کشته شد و راننده پژو هیچ واکنشی نشان نداد.   فیلم غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد و بی تفاوتی رهگذران […]

  • تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس

    تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس

    تجاوز جنسی مجری شبکه صدای آمریکا به الهام ستاکی/عکس تجاوز جنسی به الهام ستاکی مجری شبکه صدای مریکا توسط مهدی فلاحتی الهام ستاکی مجری سابق شبکه صدای آمریکا است که توسط مهدی فلاحتی مورد تجاوز قرار گرفته است و مشکلات روانی پیدا کرده است. در یکی از جنجالی ترین اتفاقات تلویزیونی مهدی فلاحتی مجری شبکه […]

  • حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی

    حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی

    حادثه تروریستی در سامرا و مجروح شدن۶۱ زائر ایرانی   نماینده سازمان حج و زیارت در عراق اعلام کرد: در حادثه تروریستی سامرا، ۶۱ زائر ایرانی مجروح شده‌اند که هم‌اکنون به بیمارستانی در بغداد منتقل شده‌اند. در حادثه تروریستی سامرا، ۶۱ زائر ایرانی مجروح شده‌اند X حادثه تروریستیX حادثه تروریستی در عراقX حمله تروریستی داعشX حمله تروریستی محمد جواد […]

  • جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر

    جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر

    جزئیات خودکشی دو خواهر دزفولی از روی پل/تصاویر دو دختر دزفولی که خواهر بودند از روی پل جدید دزفول به پاین پریدند و خودکشی کردند که جلوی یکی از این دو خواهر گرفته شد.   خودکشی خونین دو خواهر دزفولی از روی پل جدید اخبار حوادث : شب گذشته یک دختر ۱۸ ساله از پل […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    فروش سارافون ارزان

    ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر

    1436632136

    این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه اصل فروش ارائه می شود.

    ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها

    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا
    محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست
    پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۴۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    1352971655

      
  • تاریخ انتشار : ۸ اسفند ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 7595 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : جدیدترین داستان های خنده دار و طنز , جوک جدید , شعر و اشعار طنز و خنده دار , عکس های ترول های جدید خنده دار
  • داستان متن نوشته جملات شیرین خنده دار شعر طنز عکس جالب داغ روز

    داستان متن نوشته جملات شیرین خنده دار شعز طنز عکس جالب داغ روز

    داستان متن نوشته جملات شیرین خنده دار شعز طنز عکس جالب داغ روز

    نوشته جدید امروز سایت تفریحی و خنده بازار جمعه ۸ اسفند ۹۳ : داستان متن نوشته جملات شیرین خنده دار شعر طنز عکس جالب داغ روز – داستان های باحال بامزه خنده دار خفن روز – نوشته های جدید و سرشار از خنده داغ روزانه امروز – دانلود جدیدترین عکس های ترول جذاب خفن خنده دار بامزه اسفند – متن و جملات بسیار خنده دار بامزه جالب و خواندنی قشنگ -تصاویر متن دار صحنه دار خوشگل اونجوری خنده دار اسفند – تازه ترین و زیباترین شعر اشعار خنده دار شاعران طنز نویس ایران – همه جور انواع شعر متن جمله تصویر نوشته داستان خنده دار طنز ایرانی – داستانهای و حکایت های شیرین و جالب ملانصرالدین و خرش – عکس جدید ملانصر الدین ایرانی و حکایتهای خنده دار جدیدش – جوک و لطیفه های جدید ۲۰۱۵ ملانصرالدین

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده ۳pide.ir مجموعه بی نظیر و کامل و منتخب از داستان های خنده دار + نوشته متن لطیفه جک و …. رو براتون گردآوری کردیم . به همراه کلی عکس های ترول متن دار خنده دار بامزه + تصاویر داغ نوشته دار اونجوری تیکه دار صحنه دار + کلی جمله های باحال روزانه ملانصرالدین + شعر و اشعار خنده دار جالب و باحال ۲۰۱۵ + جدیدترین عکس های خنده دار ایرانی سوتی سوژه های داغ روز تیکه های اونجوری دختر پسر + کلی نوشته های زیبا و خواندنی پر از خنده که شما عزیزان رو ساعت ها سرگرم کرده و خنده را بر لب هایتان می نشاند . امیدواریم از دانلود و خواندن این همه داستان و جوک و … بر روی گوشی های موبایل کامپیوتر رایگان لذت ببرید .

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    فک و فامیله ما داریم؟ ۲

    پسر گـــــــــلم یه دقیقه میای کارت دارم
    پسرم خـــــــــــدا خیرت بده یه دقیقه بیا
    چه پسسسری دارم من، مامان جان بیا یه دقیقه
    و……
    اینچنین شد که من یکهفته س دارم میسابم پاک میکنم جا به جا میکنم

    خواهرزادم کلاس اوله تکلیفشون اینه از ۱تا ۹۰ بنویسن حالا این خواهرزاده ما…یه عدد مینویسه درازمیکشه یه غلت میزنه یه عدد دیگه یه کارتون می بینه یکی دیگه گرسنه میشه… میگم دایی اینجوری تا صبم تموم نمیشه میگه خسته ام میفهمی خسته!!!
    من:
    فک و فامیله داریم؟

    چند سال پيش چادر مادرمو سرم كردم و واسه خنده يهو مادر تا منو ديد جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شكر كرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شكر كه دختر نشدی وگرنه هيچ امام و امام زاده ای هم نميتونست تو رو شوهر بده با اين دماغت
    من:
    فک و فامیله داریم؟

    از افتخارات ِ مادربزرگم اینه که دووس پسر نداشته:| خب وقتی در سن ِ ۱۰ سالگی ازدواج کردی دلت میخواسته دووس پسر هم داشته باشی ؟

    داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیات، مادرم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. نیا !! لوله آب شیکست !!

    تو فامیل هرکی دختر نداره میگه اگه دختر داشتم به تو میدادمش
    من:
    فک و فامیله داریم؟

    خانومه تلفن زده به بابام که ما یه دستگاهی میفروشیم که قیمت قبض برق رو تا سی درصد کاهش میده بابام بهش گفت ممنون پسرم کنتور رو دستکاری کرده قبضمون صد درصد کاهش داشته اگه خواستید نصف قیمت واسه شما حساب میکنیم . واقعا فک و فامیل صادقه ما داریم!‌

    بعد عمری یه خبرنگار اونم خانوم , داشت باهام مصاحبه میکرد تو محلمون , منم بادی به غبغب انداخته بودم و خیلی شیک داشتم جوابشو میدادم یهو یکی از اون طرف خیابون داد زد با این مصاحبه نکنید بابا, این اسگله !!!! نیگا کردم دیدم داداشمه !
    من:
    فک و فامیله داریم؟

    واي به روزي كه باهاشون سوار تاكسي بشي،موقع پياده شدن يك فيلمي واسه كرايه بازي ميكنن،الكي كيفشونو در ميارن انقد طولش ميدن تا تو كرايه رو حساب كني،بعد هم ميگن ميذاشتي حساب كنم
    من:
    فک و فامیله داریم؟

    اومدن خونمون عيد ديدني يكي از بچه هاشون نيومده بود،بقيه عيدي گرقتن،فردا اومدن در خونه،داخل نيومدن،بچهه كه نيومده بودو فرستادن بالا،گفت عيدتون مبارك،كاري نداريد؟ما هم حق لوتي رو تقديم كرديم و رفت.
    اي خدا فاميله داريم؟

    یه مینی بوس آدم از شهرستان میان . تو یه خونه ۵۰ متری میخوان ۳ هفته بمونن . اونوقت ما مجبوریم بریم خونه دوستامون بمونیم . فک و فامیله ما داریم ؟

    پسر معتاد مفنگيش،هيچ گوهي نشد تو زندگي،رفته پشت سر ما گفته بچش با من گشته اينطوري شده.اي تو روحت
    فاميله داريم؟

    داییم زنگ زده میگه یه کار خوب برات پیدا کردم اونوقت خودش هنوز بیکاره……فک وفامیله داریم؟؟؟؟؟

    تو راه مهمونی خالم اینا بودیم داشتم تو بطری اب می خوردم.
    دیدین چه حالی میده از سرعت گیری که کنده شده دو تا چرختو رد میکنی؟
    خلاصه بابام سرعت گیر دید گوشش کنده شده بود. اقا این بابای ما یه ویراژی داد هر چی آب خورده بودیم اومد بالا! فک فامیله داریم؟

    دوستم ميخواست خونمون بیاد رفتم به مامانم گفتم:مامان ميشه غذا درست کني!!
    ميگه: چون دوست ميخواد بياد
    ميگم:اره ديگه؟؟
    بعد ۲ساعت جرو بحث فهميدم چون ناخوناشو فرنچ کرده نميتونه آخرم خودم تخم مرغ گذاشتم!!! فک فاميله داريم؟؟؟

    يكي از آشناهامون تو كار نصب ايزوگامه، ‌بعد خونه خودش هر وقت بارون مياد از سقف آب چكه ميكنه، ديواراش هم همه نم كشيده و ترك خورده! فك و فاميله داريم؟

    بابام میگه یه خودکار از تو کیفت در بیار دستمو کردم تو کیفم دارم دنبال خودکار میگردم میزنه پس کلم میگه زود باش مگه قرعه کشی یه هی دست میندازی توش می چرخونی ! ؟؟؟ فک وفامیله داریم !

    بابام بهم گفت پدر سگه کره خر ! دچار بحران شخصیتی شدم چطور همچین چیزی ممکنه؟! فک و فامیله داریم ؟!

    سر کلاس بودم که مامانم زنگ زد. استاده که حرف میزد و نمیشد جواب بدم آخه ردیف اول و جلوی خود استاد مینشستم. اجازه هم نداشتم که برم بیرون. استاده منع کرده بود تردد برای تماسهای تلفنی رو.
    تلفنو قطع کردم یه کم بعد که کلاس تموم شد زنگ زدم به مادرم ، داداشم جواب داد و با عصبانیت گفت گوشیمو با خودت کجا بردی؟ 😐 بهش گفت گذاشتمش تو شارژ. یه کم بعدش گفت آهان باشه خو دیدمش فک فامیله داریم؟

    به مامانم میگم لایک به غذات میگه لایک تو هفت جد و آبادت ای نمک نمک نشناس حیف اون غذایی که برات میپزم !

    با بابام رفتم تو اینترنت واسه ثبت نام دانشگاه بعد یه صفحه رو میخواست اشتباه باز کنه گفتم نــرین توش (نرو تو سایت)عصبانی شده میگه چی؟ !بی ادب نرینم توش؟! برو بیرون من :O فک و فامیله داریم؟

    دیشب همه فامیل دور هم جمع بودیم یهو دیدیم زنگ میزنن …رفتم در رو باز کردم دیدم پسر خالمه…تایلند بوده یه راس از فرودگاه اومده بود خونه ما.. خانومشم خونه ما بود… خلاصه اومد نشست و یه چایی چیزی خورد یهو بلند بلند به خانومش گفت عزیزم ، هیشکی مثل تو نمیشه !!! یهو دیدم مث اینکه اتم زده باشن جمع از هم پاشید و هر کی رفت یه طرف…!!! پسر خاله سوتی بده من دارم؟سوتی نبود که تیر آهن وِل کرد لامصب…!!!یه مین خودمو گذاشتم جای زنش و این فکر اومد تو سرم که: از فحش خواهر و مادر بدتر اینکه شوهرت از تایلند برگرده، بگه: عزیزم ، هیشکی مثل تو نمیشه !!! فک و فامیله داریم؟

    خنده بازار

    بابام به مامانم سپردم جمعه ها هفت صبح بیدارش کنه….. بگه امروز جمعه است ، بگیر بخواب !…. فک و فامیله داریم…؟؟؟

    یه داماد داریم هر وقت که میاد خونمون سر شام و نهار بشقابشو میده مامانم میگه:” مامانم شما زحمتشو بکش ” اونم رودرواسی گیر میکنه همه گوشتارو خالی میکنه بشقابش. ما هم استخوان لیس میزنیم فک و فامیل سیاستمداره داریم؟ فک و فامیله داریم

    اين فک و فاميل ما انقدر دختر و پسراشون با هم ازدواج کردن که يه نفرشون هزار تا نسبت داره با من و بابام مامانمو همه! بخوام معرفيشون کنم هزار تا عنوان دارم که بگم !! فک و فاميل داريم؟؟؟

    فاميلاي ما رو باش بعد عمري ” اس ام اس ” داده نوشته :
    با توجه به گران شدن نرخ ” اس ام اس ” پيشاپيش نوروز ?? ، ??
    تولدت ، تولدم ، پيوندتان و قدم نورسيده مبارک.نور به قبرت بباره !!

    ميبيني فامييل نداري؟ بعد تلفن زنگ مي خوره داداشته ميگه دارم برمي گردم ايران .فرداش فکو فاميل مي ريزن سرت!!!!!!! کسيم نمي شناسي!!!!! فکو فاميل داريم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پسر عمو بابام را ميگفتن رفته خارج درس بخونه،الان گندش بالا اومده آقا زندان تشريف داره،فک و فاميله داريم؟

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید 2015 ایرانی دختر و پسر عکس های

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید ۲۰۱۵ ایرانی دختر و پسر عکس های

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید 2015 ایرانی دختر و پسر عکس های

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید ۲۰۱۵ ایرانی دختر و پسر عکس های

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید 2015 ایرانی دختر و پسر عکس های

    دانلود کتاب داستان های طنز و خنده دار باحال بامزه داغ روز ملانصرالدین جدید ۲۰۱۵ ایرانی دختر و پسر عکس های

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    بدون شرح!!
    سالگرد ازدواج
    زن: عزيزم اميد وارم هميشه عاشق بمانيم وشمع
    زندگيمان نوراني باشد.
    مرد: عزيزم کي نوبت کيک مي شه؟

    روز زن
    زن: عزيزم مهم نيست هيچ هديه اي برام نخريدي يک
    بوس کافيه
    مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزي تو عاليه
    عزيزم شام چي داريم؟

    روز مرد
    زن: واي عزيزم اصلا قابلتو نداره کاش مي تونستم
    هديه بهتري بگيرم.
    مرد: حالا اشکال نداره عزيزم، سال ديگه جبران مي
    کني چه بوي غذايي مياد

    چهل روز بعد از تولد بچه
    زن: واي ماماني بازم گرسنه هستي؟عزيزم شير
    خشک بچه رو نديدي؟
    مرد: با دهان پر-نه عزيزم نديدم، راستي عزيزم شير
    خشک چقدر خوشمزه است؟

    چهل سال بعد
    زن: عزيزم شمع زندگيمون داره بي فروغ ميشه ما پير
    شديم
    مرد: يعني ديگه کيک نخوريم ؟

    دو ثانيه قبل از مرگ
    زن: عزيزم هميشه دوستت داشتم
    مرد: گشنمه

    وصيت نامه
    زن: کاش مجال بيشتري بود تا درميان عزيزانم مي
    بودم و نثارشان مي کردم تمام زندگي ام را!!
    مرد: شب هفتم قرمه سبزي بديد!

    اون دنيا
    زن : خطاب به فرشته ي مسئول: خواهش مي کنم ما
    را از هم جدا نکنيد، نه… نه… عزيزم… خدايا به خاطر
    من…
    و سر انجام موافقت مي شه مرد از جهنم بره بهشت
    مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توي بهشت شام چي
    ميدن

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    شما
    ﺍﻵﻥ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﻭ ﭼﺎﯼ ﮔﺮﻡ
    ﻣﯿﻨﻮﺷﯽ ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻮ ﺑﺮﻑ ﻭ
    ﺳﺮﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ. . .
    .
    .
    ﻋﮑﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺗﻮ ﻓ ﯿ ﺴ ﺒ ﻮ ﮎ ﺑﺬﺍﺭﻥ!
    ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺧﻌﻠﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﻥ

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    فکو فامیله ما داریم؟ ۳

    دختر دایی بنده رفته دندونپزشکی عصب کشی کنه ! طی ۳ جلسه از درد دو بار با پا کوبیده به دکتر بدبختش ، ۴ بار زده تو سرش ، دو بار دست دکتر رو چنگ زده خلاصه زده یارو رو لت و پار کرده ! امروز همون دکتره اومد خواستگاریش !
    فک و فامیله داریم ؟
    .
    خنده بازار

    .
    به مامانم میگم دندون درد میکنه چی کار کنم ؟
    میگه نعره بزن!
    هنوز یه آخ از دهنم در نیومده !
    میگه خفه شو !
    فک و فامیله داریم ؟
    .
    .
    .
    خیلی وقته املت نخوردیم ! این دفعه هم املت بخوریم !
    .
    .
    .
    جمله بسیار تکراری مامان ام موقع صبحانه – نهار – شام – وقتی که غذا آماده نکرده !
    فک و فامیله داریم ؟
    .
    .
    بهترین مطالب خنده دار
    مامانم صبح اومده میگه پاشو یه گله مهمون داره میاد . میگم کیا هستن ؟ میگه عمه هات ! ) فک و فامیله داریم ؟
    .
    .
    .
    دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم ! عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانسترن !
    فک و فامیله داریم ؟
    .
    .
    به پسر فامیلمون میگم ورزش هم میکنی ؟
    با جدیت تمام میگه اره، پلی استیشن !
    فک و فامیل ما داریم؟؟
    .
    .
    .
    به مامانم میگم خواب بدی دیدم ، هنوز خوابو تعریف نکرده میگه خواب خر تعبیر نداره !
    فک و فامیله داریم ؟
    .
    .
    .
    داداشم ترم ۲ پرستاریه ، رفته بانک پول واریز کرده رو فیش نوشته دکتر میلاد !
    فک و فامیله داریم ؟

    .

    .
    .
    زن عموم زنگ زده میگه:دارم آش میپزم رشته کم دارم برو برام رشته بگیر.براش خریدم بردم دادم بهش بجای تشکر میگه:چقدر دیر کردی،چرا از این رشته ها گرفتی و….
    آخر سر هم میگه خوب دیگه میتونی بری (یه تعارف نزد بریم تو آش که نه یه چایی بده بخوریم تو این سرمای زمستون) فک و فامیله داریم؟!!!

    .
    .
    .
    یکی از دوستام تعریف میکرد مامانم وقتی نماز میخونه با هر الله اکبر بلندی که میگه یه منظور داره…

    اون موقع من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه، کسی در میزنه، چراغ جایی روشن نمونده باشه و…!

    یه روز با وجود این که تمام اینا رو چک کرده بودم بازم الله اکبر ادامه داشت،

    وقتی نمازش تموم شد با عصبانیت گفت مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولر رو روشن کن….!

    فک و فامیل ما داریم ؟؟

    .
    .
    .
    نشستیم داریم فیلم اکشن میبینیم یه دفه بابام یه لگد محکم بهم زد.میگم چرا میزنی؟

    میگه خواستم حس ال ای دی سه بعدی بهت بدم که جلو دوستات احساس حقارت نکنی!!!

    فک و فامیله ما داریم ؟؟

    .

    .

    .
    مادرم داشت چیپس میخورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه, نوشته کچاپ ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگر تند نبود! فک و فامیله داریم؟
    .
    .
    .
    رفتیم خونه فک وفامیلامون ، بی شعورا هیچ کار خاصی نکردن که من بتونم اینجا بنویسم … ایندفعه واقعاً از همه تون یکصدا میپرسم: فک و فامیله داریم؟

    بابام اومده تو اتاقم میگه پسر گلم من که با تو تعارف ندارم واسه روز پدر برام هدیه نگیریا.میگم نه بابا جون زشته میگه نه خب به جای کادو یه ماه پول تو جیبی تو نمیدم!!
    بابای اقتصادیه من دارم؟؟
    .

    .
    دارم مسواک میزنم بابابزرگم دندون مصنوعیش رو آورده گذاشته تو جیبه پیرهنم میگه یه دستی هم به دندونا ما بزن:
    فک و فامیله داریم؟
    .
    .
    .
    به مامانم میگم تو غذاها از “سیر” هم استفاده کن خیلی فایده داره میکروبها رو می کشه.میگه نه ریسکه میگم چرا میگه اخه میکروب کشه ممکنه تو و داداشت هم بمیرین!!
    یعنی من و داداشم میکروبیم!!
    مامان دلسوزه من دارم؟؟؟
    .
    .
    .
    خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه !!!!! فک و فامیله داریم؟
    .
    .
    .
    داداشم زندگیشو داده یه آیپد خریده اونوقت بابام به آیپدش میگه:پاره آجر! فک و فامیله داریم؟
    .
    .
    .
    دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم. عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانس ترن! عمه هست داریم ما؟
    .
    .
    .
    تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!
    .
    .
    .
    بعد از مدتها داییم یه میس رو گوشیم انداخت….ذوق مرگ شدم….با کلی احساس بهش زنگ زدم میگم جــــــونم دایی جوووووووون کاری داشتین چه عجب یاد من کردین؟؟ با خونسردی تمام برگشته میگه نه دایی جان دستم خورد اشتباه گرفتم!!
    فک و فامیل با محبته من دارم؟؟
    .
    .
    .
    سر صبح از خواب بیدار شدم میگم: سلام بابای مهربونم. میگه: سلام گرگ بی طمع نیست باز پول میخوای؟ پولاتو چه کار میکنی؟ نکنه معتاد شدی؟ بدبخت ترک کن؟ بعد ۵ دقیقه تیکه انداختن میگه شوخی کردم میخواستم خواب از سرت بپره!
    .
    .
    .
    تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون میده. هر علامتی که میگه مامانم زیر چشمی با شک منو نگا میکنه.
    .
    .
    .
    به خالم که آمریکا زندگی میکنه با کلی ذوق و شوق گفتم: خاله من خیلی دوس دارم بیام اونجا زندگی کنم. برگشته میگه: خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟ خاله هس داریم؟
    .
    .
    .
    دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام: تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سُفره پهن شو

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    يکي مزاحم ميشد هي اس هي زنگ…جواب نميدادم که بيخيال شه…
    ديگه تماس نگرفت
    بعد چند روز اس داده الان : ببخشيد من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟ [۲ ۳۹]

    یکی ازیـــــــــــــــــن فـــــــــــــامیلامون یه دختــــر داره که تازه به سن تکلیف رسیده
    عاغـــــا ما شب خونشون بودیم ….
    دخترشون یادش رفته بود نماز مغرب بخونه
    یهــــو ساعت ۱۲ شــب مث کلاغی ک قالـــــــــب پنیر ازش گرفن از خاب پرید و گــــــــــــریه … ک نمازم قزا شه
    رفته بود چادر نماز سر کرده بود نشسته بود جلو سجاده زااااااااااااار میـــــــــــــزد [۲ ۱۰] میگفت:خـــــــــــــــدااااااااااا ببخش بدموقع مزاحمممممم شدم خــــــــــــــــدا ….. خــــــــــــــــدا….

    مادربزرگم چن وخ پیش بیمارستان بستری بود ، یکی از این دانشجو پ ز ش ک ی ا اومده بوده ازش نوار قلب بگیره هر کاری کرده بود دستگاه روشن نشده بود!کل رزیدنتا و انترمای بخش و ریخته بودن تو اتاق !

    رسیدم ترسیدم گفتم نکنه اتفاقی افتاده ! رفتم جلو پرسیدم چیزی شده؟
    گفتن : نه بابا دستگاه روشن نمیشه!من که جَو گیر!!!گفتم ببخشید میشه یه نگاه کنم!
    یارو رفت کنار منو میگی : با کمال نا باوری دیدم دستگاه رو به برق نزدن!! [۲ ۳۹]

    دوستم میگه: هر شب که اخبار شبانگاهی قیمت سکه رو اعلام میکنه زنم میپره بالا و با خوشحالی دست میزنه.بعد لم میده رو مبل و با لبخند نیگام میکنه ؟!؟!کسی میدونه چرا؟

    هواکشِ توالت چیست :
    .اصلی ترین وظیفه‌ی هواکش توالت تولید صداست برای آرامش خاطر شخص مشغول در محل و همچنین سایر وابستگان در خارج
    به جان خودم ……………….. بو بهانه‌ست

    خنده

    امروز فهمیدم چرا دیوار چین جز عجایب هفتگانه ستآخه تنها محصول چین هست که بیشتر از ۳ روز دووم آورده !

    یکی از فانتزیام اینه که ۲۱ دمسامبر فرا برسه. یه شهاب سنگ بیاد سمت زمین. بعد از ناسا بیان دنبالم و بگن تو تنها کسی هستی که می تونی جلوی این شهاب سنگو بگیری چون DNA تو با اون شهاب سنگ واکنش می ده اما هر دو نابود میشین. منم این از خود گذشتگی رو قبول کنم. بعد در روز ۲۱ دسامبر همه دنیا یه انفجار عظیمی رو تو اسمون ببینن.همتون زندگیتونو مدیون منین 🙂

    اگه حتی قهوه تلخ رو هم با خونواده ببینی صحنه دار می شهخنده

    دختر:خوابی؟؟؟
    پسر: آره بيدار شدم زنگ مي زنم بهت
    دختر:من دوس پسر قبليم اين موقع روز خواب نبود
    پسر:چه ربطي داره؟
    دختر:من واسش مهم بودم
    پسر:خوب بيا من بيدار شدم، خوب شد؟
    دختر:دوس پسر قبليم اصلا” نمي گفت: من بيدار شدم بيا
    پسر:اون يه آدمه ديگه بود من يه آدمه ديگه
    دختر:من كه همون آدمم
    پسر:من قانع شدم ، از اين به بعد هر روز ۶ صب بيدارم
    دختر:من ۶ خوابم.!!
    پسر:دوس دختر قبليم ۶ بيدار بود..!
    دختر:برو با همون ( گوشي را قطع مي كند)
    ( هنوز تحقيقات براي شناخت زنها ادامه دارد)

    مامانم اومده میگه : به نظرت ناهار چی بخوریم ؟
    میگم : سبزی پلو ماهی
    میگه : میخوام استانبولی درست کنم!!
    خب مادر من اینکه میگی “به نظرت” دقیقاً منظورت چیه ؟؟

    یه کاری هم که تو تعطیلات خیلی میچسبه اینه که بری دستشویی خونه دوستت و برچسب شیر هاشو عوض کنی…

    از اهدافم در دوران کودکیم برای اختراع کردن موارد زیر بود:
    -توپی که سوراخ نشه
    -مسواکی که یه بار بزنی یه هفته نخواد بزنی
    -مدادی که بهش بگی خودش مشق بنویسه
    -تفنگی که تیر بزنی قبل از این که به طرف مقابل بخوره گلولش آب شه !
    -حذف این بوق لامصب کیسِ کامپیوتر که امواجش باباهه رو از ۱۰ کیلومتری، عصبی، و آماده ی هجوم میکرد!!!!!
    الان که فک میکنم میبینم ما عذاب کشیدیم این نسلم باید بکشه پس !
    لذا با این که تواناییشو داریم اختراع نمیکنیمشون
    باشد که گودزیلا ها ما را درک کنند

    یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره …
    منم گفتم : اسم بابات اصغره …
    عاقا این دیگه تا آخر سال گیر داده بود که تو اسم بابای منو از کجا میدونی?!!

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    واقعا سر در نمیارم!

    * تو تلویزیون ۲ ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت میکنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده!

    * مجری از طرف میپرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم!

    * رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!

    * برا دختره خواستگار اومده باباش میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟دختره میگه نه! باباش میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه!

    * یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!

    *رفتم نمایندگی به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن!

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست. ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند. در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.

    در این تایپیک قسط دارم تعدادی از حکایت های ملا نصرالدین برای شما باز گو کنم البته شاید بعضی ها تکراری باشن ولی جالب و آموزنده هستن

    گردنبند
    ملانصرالدین دو تا زن داشت و همیشه از دست درخواست های آنها در عذاب بود. یک روز برای هر دوی آنها دستبندی خرید تا از غرغر کردن های آنها خلاص شود.
    چند روزی گذشت و هر دو زن پیش ملا آمدند و از او پرسیدند که کدام یک از ما را بیشتر دوست داری؟
    ملانصرالدین جواب داد: به آن که دستبند داده ام علاقه بیشتری دارم.

    ملای بی فکر
    شخصی با زن ملا سر و سری داشت. یک روز آن شخص جوانی را پیش زن ملا فرستاد.
    زن ملا از او خوشش آمد و آن را به خانه دعوت کرد. یک دفعه آن مرد وارد خانه شد. زن ملا جوان را در جایی پنهان کرد و با مرد شروع کرد به خوش و بش کردن.
    در همین موقع صدای پای ملا شنیده شد. زن ملا که اوضاع را اینطور دید چاقویی به دست رفیقش داد و گفت: با من دعوا کن و بگو غلام مرا کجا پنهان کرده ای.
    ملا وارد اتاق شد و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟
    زن گفت: غلام این مرد فرار کرده و به خانه ما پناه آورده و من او را قایم کرده ام که او را نزند. آن مرد با شفاعت ملا جوان را بخشید و هر دو از آنجا بیرون آمدند. تختخواب چهار نفره
    عیال ملا مرد و او رفت و زن بیوه ای گرفت. زن مرتب از شوهر سابقش حرف می زد و ملا هم از زن سابقش.
    شبی ملا زنش را از روی تخت به پایین انداخت. زن با چشم و چالی کبود شده پیش پدرش رفت و از ملا شکایت کرد.
    پدر زن ملا، او را صدا کرد و از او خواست درباره کارش توضیح بدهد.
    ملا گفت: من بی تقصیرم، تخت ما دو نفره است اما ما چهار نفر هستیم یعنی من و زن سابقم، دختر شما و شوهر سابقش. حالا هم چون روی تخت جا نبود عیال از روی تخت پایین افتاد.

    نامرد چهارمی
    ملانصرالدین زنی گرفته بود که قبلا” دو بار ازدواج کرده بود و هر دو شوهرش هم مرده بودند.
    ملانصرالدین در حال احتضار بود، زن بالای سر او گریه می کرد و می گفت: ملا جان! به کجا می روی و من را تنها به دست کی می سپاری؟ ملا در همان حال جواب داد: به نامرد چهارمی.

    خر نامرد
    روزی ملانصرالدین از راهی می گذشت. درختی پیدا کرد و زیر سایه آن کمی خوابید.
    ناغافل دزدی آمد و خرش را دزدید. ملا وقتی از خواب بیدار شد و دید خرش نیست، خورجینش را برداشت و به راه خودش ادامه داد تا اینکه چشمش به خر دیگری افتاد که بدون صاحب بود.
    آن را گرفت و کوله بارش را روی آن گذاشت و به راه خود ادامه داد و با خودش گفت: خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.
    چند روز بعد صاحب خر پیدا شد و گفت: این خر مال من است.
    ملانصرالدین هم زیر بار نمی رفت و می گفت مال من است.
    صاحب خر پرسید: خر تو نر بود یا ماده؟ ملا گفت: نر.
    صاحب خر گفت: این خر ماده است. ملانصرالدین هم جواب داد: اما خر من، خر نامردی بود.

    دزد و ملا
    روزی ملانصرالدین در فصل تابستان به مسجد رفت و پس ار نماز و استماع موعظه در گوشه ای از مسجد خوابید و کفشهای خود را روی هم گذاشته زیر سرنهاد.
    همینکه به خواب رفت و سرش از روی کفش ها رد شده و به روی حصیر افتاد و کفش ها از زیر سرش خارج شدند، دزد آمد و کفشها را برداشت و برد.
    وقتی ملا بیدار شد و کفش ها را ندید دانست مطلب از چه قرار است. پس برای فریب دادن و به چنگ آوردن دزد تدبیری اندیشید و پیش خود خیال کرد که لباس هایم را از تنم بیرون می آورم و آنرا تانموده و زیر سر
    میگذارم و خود را به خواب میزنم و سرم را از روی لباس ها پایین می اندازم در این موقع دزد می آید و دست دراز می کند که لباس ها را ببرد و من مچ او را فورا می گیرم و همین کار را کرد.
    اما از قضا در خواب عمیقی فرو رفت. وقتی از خواب بیدار شد دید لباس ها را هم برده اند!

    راه قبرستان
    ملا خود را از دست طلبکاران به مردن می زند، او را شستشو داده کفن می کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن کنند اما تشییع کنندگان راه قبرستان را گم می کنند و هر چه می گردند موفق
    نمی شوند به یافتن راه، ملا که طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!

    اینطوری
    شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!

    لباس راه راه
    یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس راه راه پوشیدی تا نشناسمت؟!

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    حكايت هاي شيرين ملانصرالدين

    نصيحت كردن ملا

    ملا
    دختر خود را به يك مرد دهاتي داده بود. شب عروسي عده اي از خويشاوندان
    داماد از ده آمده و دخترك را سوار بر خري كرده با خود بردند. هنوز مقدار
    زيادي از خانه ملا دور نشده بودند كه ناگهان ملا دوان دوان خود را به آنها
    رساند. يكي از همراهان عروس از ملا پرسيد چي كار داري و براي چي با اين
    عچله به اينجا آمدي؟ ملا نفس نفس زنان گفت: بايد نصيحتي براي دخترم ميكردم
    ولي يادم رفت. و سرش را نزديك به گوش او كرد و گفت: دخترم يادت باشد كه هر
    وقت خواستي چيزي بدوزي پس از اينكه تار (نخ)را داخل سوزن كردي آخرش را گره
    .بزني وگرنه از سوراخ بيرون خواهد رفت

    خر فروشي ملا

    روزي
    ملا خري را به بازار برد كه بفروشد. هر مشتري كه برايش ميرسيد, اگر از جلو
    ميامد خر دهانش را باز ميكرد كه دندان بگيرد و اگر از عقب ميامد لگد ميزد.
    شخصي به ملا گفت: با اين وضع كسي خر را نخواهد خريد. ملا گفت: مقصد من هم
    فروش آن نيست فقط ميخواهم مردم بدانند كه من از دست اين حيوان چي ميكشم

    درس عبرت

    ملا
    به حمام رفته بود. خدمتكاران حمام به او اعتنايي نكرده و خدمتي انحام
    ندادند. ملا وقت رفتن ده دينار اجرت داد و حمامي ها از اين بخشش فوق
    العــــــــاده متحير مانده ممنون گرديدند. هفته بعد كه باز ملا به حمام
    رفت احترام بي اندازه اي از هر يك خدمه ديد كه هر يك به نوعي اظهار كوچكي
    مينمودند ولي با اين همه ملا وقت بيرون رفتن فقط يك دينار به آنها داد.
    حمامي ها بي اندازه متغير گرديده پرسيدند: سبب بخشش بي جهت هفته قبل و
    رفتار امروزت چيست؟ ملا گفت: مزد امروز حمام را آنروز و مزد آنروز را
    امروز پرداختم تا شما با ادب شده مشتري هاي خود را رعايت بنمائيد

    عرق سياه پوست

    ملا
    غلام سياهي داشت به نام عماد. روز عيد كه لباس نو پوشيده بود, خواست نامه
    اي به يكي از دوستانش بنويسد. چند قطره از مركب به لباسش چكيد. چون به
    خانه رفت زنش شروع به داد و فرياد كرد كه تو ارزش لباس نو پوشيدن را
    نداري. ملا گفت: اي زن خوب بود اول سبب را ميفهميدي بعد با من نزاع
    مينمودي. زن پرسيد: سبب سياه كردن لباس چيست؟ ملا گفت: امروز به ملاحظه
    عيد عماد خواست دست مرا ببوسد. صورتش عرق كرده بود. قطرات عرق او به لباسم
    چكيد سياه شد

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    ای داده بی داده با داد مداد

    تو نگفتی میکنم امشب الو؟
    تو نگفتی میخوریم امشب پلو؟

    نه پلو دیدیم امشب نه چلو
    سخت افتادیم در منگنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    این اطاق ما شده چون زمهریر
    باد می آید ز هر سو چون سفیر

    من ز سرما میزنم امشب نفیر
    می دوم از میسره بر میمنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    اغنیا مرغ مسما میخورند
    با غذا کنتاک و شامپا می خورند

    منزل ما جمله سرما می خورند
    خانه ما بد تر است از گردنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    اندرین سرمای سخت شهر ری
    اغنیا پای بخاری مست می

    ای خداوند کریم فرد و حی
    داد ما گیر از فلان السلطنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    خانباجی می گفت با آقا جلال
    یک قرآن دارم من از مال حلال

    می خرم بهر شما امشب زغال
    حیف افتاد آن قرآن در روزنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    می خورد هرشب جناب مستطاب
    ماهی و قرقاول و جوجه کباب

    ما برای نان جو در انقلاب
    وای اگر ممتد شود این دامنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    تخم مرغ و روغن و چوب سفید
    با پیاز و نان گر امشب می رسد

    می نمودم(اشکنه)امشب ترید
    حیف ممکن نیست پول اشکنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    گر رویم اندر سرای اغنیا
    از برای لقمه نانی بی ریا

    قاپچی گوید که گم شو بی حیا
    می درد ما را چو شیرارزنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    نیست اصلا فکر اطفال فقیر
    نه وکیل و نه وزیر و نه امیر

    ای خدا! داد فقیران را بگیر
    سیر را نبود خبر از گرسنه

    آخ عجب سرماست امشب ای ننه

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    دانلود جدیدترین عکس های ترول خنده دار متن دار نوشته دار صحنه دار تصاویر خنده دار داغ اونجوری باحال بامزه قشنگ زیبا

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    استاد شاگرد چه گناه کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آید

    گفتم که نمره ام ده ، گفتا ز من نیاید

    گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید

    گفتا ز ما اساتید ، این کار کمتر آید

    گفتم کرم نمایید ، من را کنید شما شاد

    گفتا که خوش خیالی ، کی وقت آن بیاید

    گفتم که نمره ی هفت ، بدبخت عالمم کرد

    گفتا اگر برای آن هم زیادت آید

    گفتم خوشی دَهی که دست شما دهد آن

    گفتا تو کوششی کن ، کو وقت آن برآید

    گفتم دل رحیمت ، کی قصد رحم دارد؟

    گفتا نگوی با کس ، تا وقت آن برآید

    گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید

    گفتا خموش جانم ، از دست من چه آید

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    بابا برقی

    رفت پیری بس مریض و بس غمین نزد دکتر با دو صد آه حزین

    که خدایا مردم از دردی چنین هم مثالش را ندیدم در زمین

    روحم از جسم وتنم بیرون شده دیده هایم پر زاشک وخون شده

    گفت دکتر اندکی آرام گیر پس زبانت راکمی درکام گیر

    درد خود را یک به یک تو شرح کن تا مداوایت کنم از بیخ وبن

    قند وچربی تو بس بالا زده قلب تو ناگه کمی در جا زده؟

    اوره ات پس اندکی افزون شده یا فشارت قاتلی مجنون شده؟

    گفت آن زن درد من باشد بتر کرده من را بس پریشان ،دربه در

    برق من بالا زده بس ای طبیب برده جانم برلبم آن نا نجیب

    همچو قبض برق قاتل پس که دید این تن مارا بلرزاند چو بید

    در زمستان گاز ما بالا زند فصل گرما برق ما افزون شود

    دیگر ایام خوشیها شد تمام باد کولر ،روشنیهای مدام

    یا بباید ساخت با هرم هوا یا بگیرد جانمان را برق ما

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    اسمش رو خودت بذار

    دل من اگر خرابه

    افتاده تو طرح ِ چشمات

    کی می شه که چشمای من

    پر شه از تراکم ِ پات !

    بین چشمای من و تو

    یه اتوبان ِمحبت

    گرچه تو آخر ِ صدری

    می رسم بهت با همت

    قدر این دل ِ خرابو

    کاش یه ذره می شناختی

    وقتی شد کلنگی ِ تو

    کوبیدیش ولی نساختی

    توی قلب من به جز تو

    هیچ کسی نمی شه وارد

    تو کلانشهر ِ دل من

    تو شدی شرکتِ واحد

    تیر برق ِچشمای تو

    توی سینه ی شبامه

    سرخ ِ چشمک زن ِ لبهات

    هرجا می رم سر رامه

    تو فضای سبز ِ سینَه م

    گل ِ سرخ ِ خاطراته

    تو ترانه های طنزم

    طرح تعریض ِ لباته

    اما قلب سنگی ِ تو

    از ترافیک شده اِشغال

    منو هی می ذاری بیرون

    ساعت ۹ مثه آشغال !

    هر کسی که رشوه می ده

    تو بهش اجازه می دی

    تو برای فتح ِ قلبت

    هی جواز ِ تازه می دی !

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    برید کنار ترمز ندارم
    عینکم را که می زنم بر چشم
    هرخزان را بهار می بینم

    کُل هفتاد و چند میلیون را
    بر قطاری سوار می بینم

    رُل آن را به دست مردی از
    خطۀ گرمسار می بینم

    دور راننده اش که نورانی ست
    هاله ای پایدار می بینم

    این که بی ترمز است و پرسرعت
    خارج از هر شعار می بینم

    ودرآن راحتی و امکانات
    کامل و بی شمار می بینم

    سرنشینان آن زپیر و جوان
    همه مشغول کار می بینم

    چون زیاد است کوپه های قطار
    همه را خانه دار می بینم

    ساکنان را بدون دغدغۀ
    پول رهن و اجار می بینم

    بابت اینکه شد اجاره ، اجار
    خویش را غصه دار می بینم

    مرد و زن را زفرط خوشحالی
    چاق همچون تغار می بینم

    بر دل مردم از فراوانی
    راحتی و قرار می بینم

    پیش ِبانی خیر آن، همه را
    شاکر و شرمسار می بینم

    بر سر سفره از درآمد نفت
    بسته های دلار می بینم

    جای بنزین درون باک همه
    اتم هسته دار می بینم

    مفسدان بزرگ چون شهرام
    بر سر چوب دار می بینم

    تیم فوتبال و سر مربی آن
    صاحب افتخار می بینم

    طرح ها و لوایح مجلس
    محکم واستوار می بینم

    تخم معتاد را ملخ خورده
    کی؟ کجا ؟ من خمار می بینم ؟

    چون که جوگیر قافیه شده ام
    (آر ها ) پشت (آر)می بینم

    عینکم چون که اِند خوشبینی ست
    هر یکی را هزار می بینم

    شوره زارو کویر لوت و نمک
    مملو از چشمه سار می بینم

    عمه فرزانۀ نود ساله
    هلویی آبدار می بینم

    سیب زمینی بـَردۀ شیراز
    کیوی شهسوار می بینم

    شعر« جاوید» را که درپیتی ست
    جالب و شاهکار می بینم

    تازه اورا مثال سعدی یا
    دست کم چون بهار می بینم

    از پریشب که عینکم گم شد
    باز اوضاع ، زار می بینم

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    خدایا دوستت دارم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست
    خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ….
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
    خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
    خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من
    می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم …

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند , ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد.مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد.به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت.پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد.اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید , خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید , دست همسرش را گرفت و گفت :عجله کن!ما باید همین الآن سوار اتوموبیلمان شویم و از اینجا برویم.آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به این ترتیب ببر کوچک , عضوی از ا عضای این خانواده ی کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می کردند. سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود.در گذر ایام , مرد درگذشت و …

    مدت زمان کوتاهی پس از این اتفاق , دعوتنامه ی کاری برای یک ماموریت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسید.زن , با همه دلبستگی بی اندازه ای که به ببری داشت که مانند فرزند خود با او مانوس شده بود , ناچار شده بود شش ماه کشور را ترک کند و از دلبستگی اش دور شود.پس تصمیم گرفت : ببر را برای این مدت به باغ وحش بسپارد.در این مورد با مسوولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه های شش ماهه , ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسوولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود , بدون ممانعت و بدون اخذ بلیت به دیدار ببرش بیاید.دوری از ببر, برایش بسیار دشوار بود.روزهای آخر قبل از مسافرت , مرتب به دیدار ببرش می رفت و ساعت ها کنارش می ماند و از دلتنگی اش با ببر حرف می زد.سر انجام زمان سفر فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری , با ببرش وداع کرد.

    بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید , وقتی زن , بی تاب و بی قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند , در حالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می زد : عزیزم , عشق من , من بر گشتم , این شش ماه دلم برایت یک ذره شده بود , چقدر دوریت سخت بود , اما حالا من برگشتم , و در حین ابراز این جملات مهر آمیز , به سرعت در قفس را گشود : آغوش را باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق و محبت و احساس در آغوش کشید.ناگهان , صدای فریادهای نگهبان قفس , فضا را پر کرد:نه , بیا بیرون , بیا بیرون : این ببر تو نیست.ببر تو بعد از اینکه اینجا رو ترک کردی , بعد از شش روز از غصه دق کرد و مرد.این یک ببر وحشی گرسنه است.اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی با همه عظمت و خوی درندگی , میان آغوش پر محبت زن , مثل یک بچه گربه , رام و آرام بود.اگرچه , ببر مفهوم کلمات مهر آمیزی را که زن به زبان آلمانی ادا کرده بود , نمی فهمید , اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد.چرا که عشق آنقدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آنقدر متعالی است که از تفاوت نوع و جنس فرا رود.

    برای هدیه کردن محبت , یک دل ساده و صمیمی کافی است , تا ازدریچه ی یک نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هدیه کند.محبت آنقدر نافذ است که تمام فصل سرمای یاس و نا امیدی را در چشم بر هم زدنی بهار کند.عشق یکی از زیباترین معجزه های خلقت است که هر جا رد پا و اثری از آن به جا مانده تفاوتی درخشان و ستودنی , چشم گیر است.محبت همان جادوی بی نظیری است که روح تشنه و سر گردان بشر را سیراب می کند و لذتی در عشق ورزیدن هست که در طلب آن نیست.بیا بی قید و شرط عشق ببخشیم تا از انعکاسش , کل زندگیمان نور باران و لحظه لحظه ی عمر , شیرین و ارزشمند گردد.در کورترین گره ها , تاریک ترین نقطه ها , مسدود ترین راه ها , عشق بی نظیر ترین معجزه ی راه گشاست.مهم نیست دشوارترین مساله ی پیش روی تو چیست , ماجرای فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترین قفل ها با کلید عشق و محبت گشودنی است.پس : معجزه ی عشق را امتحان کن !

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    گریه یا خنده؟…..
    حرفاي گريه دار نمي پسندين
    مي خوايد يه جک بگم کمي بخندين
    خوشا به حال اون که تو محلش
    هواي عاشقي زده به کلش
    کسي که قلبش اتصالي داره
    مي دونه عاشقي چه حالي داره
    با اينکه سخته باز دلنشينه
    طپش طپش واي از طپش همينه
    عاشق شدن شيدايي داره والا
    خاطر خواهي رسوايي داره والا
    وقتي طرف تو کوچه پيدا مي شد
    توي دلت يه باره غوغا مي شه
    صداي قلبت اونقدر بلنده
    که دلبرت مي شنوه و مي خنده
    دين و مرام و اعتقادت مي ره
    اوني که مي خواسته بگي يادت مي ره
    مي خواي بگي فدات بشم الهي
    مي گي که خيلي مونده تا سه راهي
    ميخواي بگي عاشقتم عزيزم
    مي گي که من عاعا،عاعا چي چي زم
    مي خواي بگي بيام به خواستگاريت
    مي گي هواي خوبي داره ساري
    کوزه ي ضربه ديده بي ترک نيست
    حال طرف هم از تو بهترک نيست
    مي خواد بگه برات مي ميرم اصغر
    مي گه تمنا مي کنم برادر
    مي خواد بگه بيا به خواستگاريم
    ميگه که ما پلا ک شصت و چهاريم
    اول عشق و عاشقي نگاهه
    نگاه مثل آب زير کاهه
    بين شماها عشق و ميشه فهميد
    از توي نگاها عشقو مي شه فهميد
    عشق اخوي آتيش زير ديگه
    نگاه آدم که دروغ نمي گه
    نگاه مي گه عاشقتم به مولا
    به قلب من خوش امدي بفرما ….

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    عشق و ثروت و موفقیت
    زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
    به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
    آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
    زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
    آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
    عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
    شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
    زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
    زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
    زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
    فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
    مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
    عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
    پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
    آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید???????????

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    بیا تا ما بگردیم یار و غمخوار
    بیا تا دور یکدیگر بچرخیم
    تو نقطه باش و من مانند پرگار!
    نوشتم یادگاری روی جامیز
    به روز هیجدهم از فصل پاییز
    بیا تا دست یکدیگر بگیریم
    که صابون رفاقت ها شده لیز!
    نوشتم یادگاری روی وایت برد
    چرا شیشه ی چشمم را کنی خرد
    بیا تا دوست یکدیگر بمانیم
    برای مهربانی می شود مُرد!
    نوشتم یادگاری در کتابت
    بِکَن آن را بزن توی اتاقت
    بیا تا دستمال تو بگردم
    مرتب پاک کن با من دماغت!
    نوشتم یادگاری توی دفتر
    تلسکوپت منم، تویی چو اختر
    بیا ای کشک ساییده ی اعلا
    اگر من بد کنم مکن تو

    دلم می‌خواد داد بزنم
    جیغ بزنم، جیغ بنفش
    پاره كنم لباسمو
    برم حموم با كت و كفش

    دلم می‌خواد زار بزنم
    صدام بره به آسمون
    كتابامو شوت بكنم
    از تو حیاط به پشت بوم

    دلم می‌خواد پر بكشم
    مثل مگس به هر طرف
    وزوز و ویزویز بكنم
    لقمه بگیرم از علف

    دلم می‌خواد كف بكنم
    مثل پودر لباس شویی
    باد بكنم، گنده بشم
    مدام برم به دستشویی

    فكر نكنی دیوونه‌ام
    یا خیلی درب و داغونم
    نه عزیزم من سالمم
    فقط كمی نوجوونم.

    به ناشرگفتمی باسوزوخواهش
    بكن باچاپ اشعارم توسازش
    بگفتاطنزتوخیلی قشنگ است
    ولی ازیك طرف اعلان جنگ است
    چواشعارت بود گیراوبودار
    شوم باچاپ آن ازكاربیكار
    كه اشعارتورا تفسیر شاید
    مرادر چاپ آن تقصیر باید
    بسادرانتخاب وچاپ اشعار
    دهندم بارهاهشدار!هشدار!
    بیاوازنوشتن دست بردار
    توهم ناشربشوای نازنین یار
    چو همكاری كنی بامن تو سرکار
    بمانیم هردوتایی برسركار!
    نگاهی كردم ازحسرت به مردیش
    به ید تسبیح،برصورت دومن! ریش
    بگفتم تا تورا این بود رفتار
    بمانی تاقیامت برسركار !!!
    نخواهم از توهرگزچاپ اشعار
    زامثال تو خواهش باشدم عار

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    آهوپلنگ

    حالي مثال آهو، در دامگاه دارم
    “مغرور چون پلنگان چشمي به راه دارم”*

    آهوپلنگ تنها، انسان ناگزيرم
    در ساقه هاي تردم، خون گياه دارم

    ترديد بين بودن، يا سيب را سرودن
    از اين گناه تا کي، خود رانگاه دارم؟
    *
    من يک شب بلندم، در کوچه هاي کوتاه
    در کوله پشتي خود، فانوس ماه دارم

    من دفتري سپيدم، کز روزگار پيشين
    در برگ سرنوشتم، شعري سياه دارم
    *
    اي آينه! نپرس از تصويرهاي تازه!
    در پاسخ سوالت، تکرار آه دارم

    هرصبح رو به دريا، مي پرسم از خودم باز
    آيا به شهر خورشيد، امروز راه دارم؟
    *
    آهوي نيمه ي من، با نيم ديگرم گفت:
    آه اي پلنگ! بگذر ازمن،گناه دارم

    در آداب مشاوره و شيوه گفتار با بزرگان فرمايد

    اي لبت مثل خنده ات نمکين
    جان شيرين من، حسام الدين

    هر مقامي فوائدي دارد
    مشورت هم قواعدي دارد

    خاصه چون گاه گاه و دير به دير
    مشورت خواهد از تو شخص مدير

    يعني آن وقتها که سفت و قشنگ
    سر شخص رئيس، خورده به سنگ

    در سئوالات چندمجهولي
    مانده در گل، چهارچنگولي

    (مشکلي گر از اين قبيل نداشت
    مشورت خواستن دليل نداشت)

    سرزنش کردنش کرامت نيست
    وقت سرکوفت يا ملامت نيست

    گر کني در مصيبتش تشريک
    مي شوي بيشتر به او نزديک

    ابتدا صحبت از اداره بکن
    محض يادآوري، اشاره بکن

    که شما ناخداي توفانيد
    اوستاد مهار بحرانيد

    فتنه ها ديده ايد از اين بدتر
    چه کسي از شما سرآمدتر؟

    بگذارش چنين به مکر و دغل
    چند تا هندوانه زير بغل

    هرچه خواهي به هم بدوز و ببر
    باورش مي شود، تو غصه نخور

    بعد از آن هم به او بگو: «فعلا
    فرصتي مرحمت کنيد که من

    روي موضوع، خوب فکر کنم
    آنچه ديدم صلاح، ذکر کنم»

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    حافظ
    نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
    ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
    گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
    گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
    گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
    گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
    گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
    گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
    گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
    گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
    گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
    گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
    گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
    گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
    گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
    گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
    گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
    گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
    گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
    گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
    گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
    گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
    گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
    گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
    گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
    گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
    گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
    گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
    گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
    گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
    گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
    گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
    گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
    گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
    گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
    گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
    گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
    گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
    گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
    گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
    گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
    گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
    گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
    گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
    گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید 2015 عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و ...

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید ۲۰۱۵ عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و …

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید 2015 عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و ...

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید ۲۰۱۵ عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و …

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید 2015 عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و ...

    جوک داستان لطیفه چیستان نوشته جملات مطالب خفن داغ خنده دار بامزه سوتی ایرانی باحال روز جدید ۲۰۱۵ عکسهای جک رشتی قزوینی ترکی لری و …

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    سيداشرف الدين حسيني

    كباب : بدان كه آدميان از گوشت چرندگان و پرندگان انواع و اقسام كبابها مي سازند از قيبل آهو، تيهو، بره، كبك، دراج، مرال، گلوكوهي، قرقاول، مرغ، جوجه. بعضي را روغن مي زنند، بعضي را با آب ليمو قرمز مي كنند و هركدام از اين گوشتها بوي مخصوص دارد.
    اما هيچ كدام از اين كبابها بوي گوشت گوسفند شيشك و بره را ندارد. واقعاً بوي كباب بعضي اوقات معركه مي كند. معروف است(پولداران كباب، بي پولان دود كباب) بوي كباب شيشك هرقدر هم دور باشد باز به دماغ آدم برمي خورد.
    اين مسئله معلوم است كه چند سال پيش از اين بوي كباب ملت پرستي و مشروطه خواهي به دماغ جوانهاي ايراني برخورد.
    اينها نيز از خواب غفلت بيدار شده، از زير لحاف بيرون آمدند به هواي بوي كباب بلند شدند كه شايد يك سيخ از آن كباب قسمت آنها بشود اما ديدند كه خيلي خيلي خيلي زحمت دارد. يواشكي برگشتند دوباره زير همان لحاف قديم يپنهان شدند. حالا از همان ها مي پرسيم كه آقايان آخر كباب خورديد؟ در جواب مي گويند كه: «به هواي بوي كباب رفتيم، ديديم خر داغ مي كنند.»
    عريضه محرمانه
    خدمت آقاي اشرف الدبن الحسيني در كمال احترام عرض مي نمايم ديشب در يك خانه اي ميهمان بودم. كتاب شاه نعمت الله مرحوم را مي خواندند كه بعد از اين دنيا بهشت برين خواهد شد. و از كتاب دانيال هم استخراج كرده ا ند كه در هزار و سيصد و پنج خلق آسوده و راحت مي شوند.
    رفيق ما جعفر آقا شروع كرد به قاقه قاه خنديدن. من در كمال اوقات تلخي به او گفتم: ـ خنده بي موقع چه معني دارد. مگر العباذ يالله قليان حشيش كشيده اي؟
    باز خنديد به من جواب داد گفت: تو بميري من تا به حال قليان حشيش نكشيده ام، ولي از اين حرفها خنده ام مي گيرد. اين حرفهاي شما خيلي شباهت دارد به حرفهاي قزويني ها و اصفهاني ها و
    كاشاني ها.
    قزويني به زنش گفت: «وقتي كه خانه ما نان هست، پنير نيست، وقتي كه پنير هست نان نيست. وقتي كه نان و پنير هر دو هست، من نيستم تا بخورم.»‌
    اصفهاني به زنش گفت: «اگر پياز و روغن و نان لواش و چوب سفيد مي داشتيم يك اشكنه خوبي درست مي كرديم اما چه فايده يك پول سياه نداريم.»
    كاشي از زنش پرسيد : «گرسنگي بدتر است يا تشنگي؟»
    زنش گفت: «بي ادبي است دست به آبت نگرفته بود كه هر دو را فراموش كني.»
    حالا به عينه حكايت ماست. زمان قديم كه فراواني نعمت و ارزاني بود ما نبوديم بعد از اين دنيا بهشت مي شود، ما نيستيم.
    كفن ما همه صد چاك شده
    بدن نازك ما خاك شده

    عريضه مرغ ها و خروس ها
    غوت غوت غوت «غوغولوغوغو»
    آقاي نسيم شمال قربون دست و پنجه ات همه مون. چرا كه خوب زورنومه مي نويسي. صاف و پوست كنده بي شيله پيله از فقرا و ضعفا حمايت مي فرمايد.
    ديشب گذشته ما جماعت مرغ و خروس كميسيوني در (ياخچي آباد) تشكيل داديم. كلاه خودمان را قاضي كرديم. گفتيم چه كنيم كه اولياي امور به حكم انصاف بر ما ترحم نمايند. بالاخره بعد از قال و مقال همه راي دادند كه به (نسيم شمال) عريضه بنويسيم، بلكه اين ظلم هولناك از سرمان رفع شود.
    چون خوردن تخم مرغ و گوشت مرغ و خروس براي نوع بشر حلال است، ما هم در محكمه استيناف قضا و قدر محكوم شده عرضي نداريم. در عروسي و عزا هميشه فداي مشتهيات بني آدم هستيم. قربون شكمشون هم مي رويم. بخوريد نوش جان شما؟؟؟ حال خوب است اين بي انصافها كه همه روزه ما را قربان شكم خودشان مي نمايند، لااقل در هنگام حمل و نقل، ما را (زنده به دار نياويخته) يعني حلق آويز و معلق ننمايند. آخر ما هم جان داريم. ما مرغان نيز خدا را حمد و تسبيح مي نماييم.
    اقلاً ما بيچارگان را با آسودگي حمل و نقل كنند كه خون در گلوي ما نريزد و نفس مون قطع نشود.
    آن وقت زير كرسي و پاي بخاري مي نشينيد و از ما شكايت مي كنند كه تخم مرغ چرا جفتي دو عباسي است. مرغ در بادكوبه چرا هر قطعه هفتاد منات شده و گوشت گروانكه چرا پنج قران است.
    آخر اي بي انصافها شما كه ما را مي خوريد ديگه چرا با زجر مي كشيد. ما كه حرف سياسي نزديم.. ما كه از همدان و كرمانشاه صحبت نكرديم. ما كه به آوج و ساوج نرفتيم ما كه از قطع روابط آلمان و امريكا دم نزديم.
    اميد است كه اداره جليليه نظميه مراعات اين اندازه انصاف را درباره ما مبذول فرموده اين ظلم فاحش را از سر اين زبان بسته ها مرتفع فرمايد. تا ما ها نيز آسوده خاطر به (غوت غوت غوت) و (غوغولي غوغو) مشغول شده در رنگين كردن سفره اغنيا و ميز دولتمندان اهتمام لازم مرعي شود و ادبيات بي نظير آن دانشمند را از فسنجان و جوجه كبابي خود منقش نماييم تازه به تازه (اقل غوغولي غوغو).
    مي ترسم
    ـ مي ترسم، مي ترسم، مي ترسم.
    ـ آيا از خدا مي ترسي؟
    ـ خير، خداوند ارحم الراحمين است، به بندگان رحم مي فرمايد.
    ـ آيا از پيغمبر مي ترسي؟
    ـ خير، خير، پيغمبر رحمة للعالمين است شفاعت خواه امت است.
    ـ پس از چه مي ترسي؟ هاهاها، پس از چه مي ترسي هه هه هه.
    ـ از فيل مي ترسم.
    ـ اي بابا خدا پدرت را بيامرزد. تهران كه فيل ندارد. يك فيل هم داشتيم كه در عهد قديم داندانش شكست، سه سال قبل خرقه تهي كرد و مرحوم شد.
    ـ اي بابا مگر خبر نداري كه معني فيل را ما تا به حال نمي دانستيم( فيل يعني دوست) الساعه در تهرون هزار فيل بيشتر داريم. از قبيل ورسفيل، انگفيل، آلمانفيل، عثمانفيل؛ پول فيل، پلوفيل، تفنگ فيل، فشنگ فيل ووو علاوه بر فيل، از همه چيز مي ترسم. اگر بخواهم ازاخبار قم و ساوج بنويسم مي ترسم، اگر بخواهم از تلخي و سياهي نانها بنويسم، مي ترسم اگر بخواهم امر به معروف كنم از بي نمازهايبيرون شهر مي ترسم. مختصر از هر چيز مي ترسم. از عرق خور گردن گلفت مي ترسم. از آخوند مي ترسم. از درويش مي ترسم. چه كنم، ترس برادر مرگ است. مي ترسم، مي ترسم، مي ترسم.
    امضاء ترسو
    حمام
    آدم وقتي كه داخل حمام مي شود مي بيند كه در حمام «مساوات» برقرار است. يعني همه لخت و عريان و همه به يك صفت موصوفند.
    آدم غريب كه تازه وارد شهر شده همين كه به حمام مي رود، نمي شناسد كه اين آدم هاي عريان چه كاره هستند و چه صنعتي در دست دارند. چون در صورت ظاهر همه در صحن حمام عريان مي باشند.
    اما همين كه اينها از حمام بيرون آمدند و لباس پوشيدند، آن معلوم مي شود كه اينها چه كاره هستند. آن وقت چشمهاي آدم غريب باز مي شود مي بيند كه اين آدم هاي عريان يكي ملا بوده يكي حمال بوده، يكي صاحب منصب بوده، يكي لوطي بوده، يكي آخوند بوده، يكي بقال بوده، يكي نمي دانم چه بوده، آن وقت مي شود فهميد كه در حمام «مساوات» موقتي بوده. بلكه هر كي در اصل حقيقت يك لباس مخصوص داشته.
    در سال ۱۳۳۷ وارد تهران شدم. در حين دخول، خيلي خوشحال گرديدم، زيرا كه از ملا، تاجر، خان، روزنامه چي نفط چي، طلبه همه را همرنگ ديدم. همه مي گفتند زنده باد مساوات، عدالت، مشروطه.
    خود به خود گفتم به به به ، جماعت مسلمين از خواب بيدار شده اند.
    در سنه ۱۳۲۸ و ۱۳۲۹ باز به تهران آمدم. ديدم آن آدمها يكي يكي از حمام بيرون آمده اند و هر كس لباس مخصوص خود را پوشيده. يكي مي گويد بر مجلس فلام. يكي مي گويد بر مشروطه بهمان….آن وقت فهميدم كه اين صورت اصلي اين شهر حمام بود، حالا همه لباس خود را پوشيده اند امروز حريف مي خواهم صورت اصلي اين آدمها را به ذهن خود بسپارد تا به اقتضاي زمانه هر وقت خواستند به لباس ديگر درآيند، فوراً يخه شان را بگيرد بگويد تو بودي كه پارك مي ساختي، عمارت لاك مي ساختي. تو بميري اگر اين دفعه به پوست شير هم داخل شويد، نمي توانيد ما را گول بزنيد. ما پوست شما را در دباغخانه مي شناسيم. ما ديگر جميع شما را خوب شناختيم، به قول شاعر:
    دل منه بر مردمان پول مست لنگ حمام است،‌هر كه بست، بست

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    شعر با صفا

    این روزا عمر عاشقی دوروزه

    ایشالا پیر عاشقی بسوزه

    بلا به دور از این دلای عاشق

    كه جمعه عاشقند و شنبه فارغ!

    گذاشته روی میز من ، یه پوشه

    كه اسم عشق‌های بنده توشه

    زری، پری،‌سكینه، زهره، سارا

    وجیهه و ملیحه و ثریا

    نگین و نازی و شهین و نسرین

    مهین و مهری و پرند و پروین

    چهارده فرشته و سه اختر

    دولیلی و سه اشرف و دو آذر

    سفید و سبزه ، گندمی و زاغی

    بلوند و قهوه‌ای و پركلاغی …

    هزار خانمند توی این لیست

    با عده‌ای كه اسم‌شون یادم نیست!

    گذشت دوره‌ای كه ما یكی بود

    خدا و عشق آدما یكی بود

    نامه مجنون به حضور لیلی

    می‌رسه اینترنتی و ایمیلی!

    شیرین می‌ره می‌شینه پیش فرهاد

    روی چمن تو پارك بهجت ‌آباد

    زلفای رودابه دیگه بلند نیست

    پله كه هس ، نیازی به كمند نیست

    تو كوچه ، ‌غوغا می‌كنند و دعوا

    چهار تا یوسف سر یك زلیخا!

    نگاه عاشقانه بی‌فروغه

    اگر می‌گن: «عاشقتم» دروغه

    تو كوچه‌های غربی صناعت

    عشقو گرفتن از شما جماعت

    كجا شد اون ظرافت و كرشمه

    نگاه دزدكی كنار چشمه؟

    كجا شد اون به شونه تكیه كردن

    كنار جوب آب ، گریه كردن

    دلای بی‌افاده یادش به خیر

    دختركای ساده یادش به خیر

    من از ركود عشق در خروشم

    اگر دروغ می‌گم ، بزن تو گوشم

    تو قلب هیشكی عشق بی‌ریا نیست

    حجب و حیا تو چشم آدما نیست

    كشته دلبرند و ارتباطش

    فقط برای برخی از نكاتش!

    پرنده پر ، كلاغه پر ، صفا پر

    صداقت از وجود آدما ، پر

    دلا! قسم بخور ، اگر كه مردی

    كه دیگه گرد عاشقی نگردی

    ما توی صحبت رک و راستیم داداش

    عشق اگه اینه ، ما نخواستیم داداش

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    اعتراض های یک نی نی به بابا و مامانش
    آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

    خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

    پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

    مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

    مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

    آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

    خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی ” بچه سوسک مرده ” بدهد.

    آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    اینم یه جورشه
    عجب رسمیه رسم زمونه

    خونه مون عیدا پر مهمونه
    می رن مهمونا از اونا فقط
    آشغالِ میوه به جا می مونه !
    کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
    کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !
    جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
    گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
    عطرش پیچیده تا آشپزخونه
    شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه
    می رن مهمونا از اونا فقط
    جعبه ی خالی به جا می مونه !
    از بس خونه رو به هم می ریزن
    آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
    یکی نیست بگه خداوکیلی
    جای پوست پسته توی قندونه ؟!
    قند نصفه ی عموجون هنوز
    خیس و لهیده ته فنجونه
    حالا خداییش قندش مهم نیست
    کنار اون قند نصف دندونه !
    می رن مهمونا از اونا فقط
    نصفه ی دندون به جا می مونه !!
    پسته ی خندون ، بادوم شیرین
    فندق در باز ، مال مهمونه
    « پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
    که از این آجیل، به غیر از تخمه،
    واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    سينما
    پریشبا قرار بودش با هم بریم یه جای خیط!

    یه جا که حتما اولش باید می دادی یک بلیط

    پریشبا قرار بودش که باز به یاد قدیما

    یک کیلو تخمه بخریم با هم بریم به سینما

    جواد می گفت که زود بریم اون طرفا رابندونه

    یه فیلمی هم باید بریم که خوب ما رو بخندونه

    یه فیلم خنده داری که دشمن درد و غم باشه

    یا اکبر عبدی باشه یا رضا شفیعی جم باشه!

    غلام می گفت یه فیلم بریم که توش بزن بزن باشه!

    یا رزمی و بکش بکش یا جنگ تن به تن باشه

    من عاشق بروسلی و کلهء جمشید آریام!

    بریم یه فیلم اکشنی اگر می خواین منم بیام

    حسن می گفت که بی خیال جمشید آریا کیه؟

    َاول و آخر همه فقط امین حیائیه!

    جواد می گفت که بچه ها وقتی یه فیلم داره فروش

    که مهناز افشار هم باشه یا اینکه گلزار باشه توش!

    خلاصه دعوا شد واسه اینکه کدوم فیلمو بریم

    غلام می زد به مرتضی جواد تو کلهء کریم!

    پریشبا تا نصفه شب بادمجونایی کاشتیم ها!

    ما خودمون تو کوچمون فیلم و سکانسی داشتیم ها !

    —نوشته جملات جمله متن مطالب داستان لطیفه جوک جک عکس طنز خنده دار بامزه جالب لاین فیسبوک وایبر واتس آپ توئیتر قشنگ خفن ۲۰۱۵ ایرانی فارسی ترکی www.3pide.ir—

    اینم پسرا
    پسری با پدرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب

    گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست

    گو چه خاکی را بریزم توی سر روی دستت باد کردم ای پدر

    سن من از ۲۶ افزون شده دل میان سینه غرق خون شده

    هیچکس لیلای این مجنون نشد همسری از بهر من مفتون نشد

    غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته

    پدرش چون حرف هایش را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت

    پسرم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود

    غصه ها را از وجودت دور کن این همه دختر یکی را تور کن

    گفت آن دم :پدر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من

    گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها

    در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و چشم پاکم هر کجا

    کی نگاهی می کنم بر دختران مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟

    غیر از آن روزی که گشتم همسفر با شهین و مهرخ و ایضاً سحر

    با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا

    یک سری ، بر گل پری عاشق شدم او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم

    یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید

    آزیتای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشقش گشتم بله

    بعد اوهم یار من آن یاس بود دختری زیبا و پر احساس بود

    بعد از این احساسی پر ادعا شد رفیق من کمی هم المیرا

    بعد او هم عاشق مینا شدم بعد مینا عاشق تینا شدم

    بعد تینا عاشق سارا شدم بعد سارا عاشق لعیا شدم

    پدرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دیگر فتنه جو

    گرچه من هم در زمان بی زنی روز و شب بودم به فکر یک زنی

    لیک جز آنکه بداری مادری دل نمی دادم به هر جور دختری

    خاک عالم بر سرت، خیلی بدی واقعا ً که پوز بابا را زدی

    خوب سری اول داستان شعر اشعار لطیفه جوک جک چیستان ترول عکس های تصاویر باحال بامزه خنده دار طنز جدید در اینجا به پایان رسید . سری های جدید و تازه در روزهای آینده تقدیم شما عزیزان خواهد شد . با ما همراه باشید …

    لطفا نظرات و دیدگاه های خود را در مورد دانلود کتابچه کتاب داستان موبایل رایگان کامپیوتر ۲۰۱۵ جدید نوشته های داغ روز لطیفه بامزه چیستان ها خفن عکس های ترول تصویر نشوته خنده دار بامزه باحال روزانه جک جوک را برای ما ارسال کنید با تشکر مدیریت سایت تفریحی و سرگرمی و عکس و آهنگ و دانلود سپیده www.3pide.ir

    1445934183
    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۲۰۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند