سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - ساعت 03:40 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس   خودکشی دو دختر سیزده و چهارده ساله را در خیابان پیامبر غربی خیابان جهاد اکبر تهران… کانال تلگرامی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران   بررسی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران نشان می دهد که آنها قبل از اقدام به خودکشی […]

  • شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس بر اساس گزارش سایت برزیلی Folha de Sao Paulo در حالی تیم فوتبال آرژانتین دو هفته پیش با یک هواپیمای مشابه هواپیمای سقوط کرده برزیلی پرواز کرد که ممکن بود به سرنوشت آنها دچار شود. این هواپیما که حامل مسی و بازیکنان آرژانتین بود از برزیل به ” بوینوس […]

  • حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد حکم اعدام بابک زنجانی    معاون نظارت دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی خبر داد. حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی تایید شددکتر غلامرضا انصاری معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان از […]

  • ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو X شبکه منو تو قطع شدX قطع شدن شبکه منو توX ماجرای قطع شدن شبکه منو توX شبکه منو تو شنیده می‌شود پس از شبکه من و تو (۲)، شبکه اول این رسانه ماهواره‌ای ضدانقلاب نیز در شرف تعطیل شدن است.  رازگشایی «کیهان» از تعطیلی شبکه «من و تو» شنیده می‌شود پس از […]

  • دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر دار زدن کودک معصوم یک ساله توسط کارمند بی رحم مهدکودک   ماجرا ازین قرار است که در مينياپوليس امريکا يکي از پرسنل مهدکودکي قصد داشت کودک يک ساله اي را دار بزند که با حضور والدين کودک ديگري از محل گريخت. خوشبختانه حضور والدين يکي […]

  • همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان   مطمئنا برای تان جالب خواهد بود تا با جزئیات انجماد بدن برای زنده شدن در آینده بیشتر آشنا شوید. پس با ما همراه شوید. انجماد پس از مرگ چگونه فرایندی است؟ سرمازیستی (Cryonics) و نگهداری در سرما (Cryopreservation) دو شاخه جدید علم هستند که اخیرا زیاد درباره […]

  • غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم دختر دانشجو در سیل شدید خرم آباد می خواست که سوار خودروی پژو شود که پایش لیش خورد و به درون سیل افتاد و کشته شد و راننده پژو هیچ واکنشی نشان نداد.   فیلم غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد و بی تفاوتی رهگذران […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    فروش سارافون ارزان

    ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر

    1436632136

    این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه اصل فروش ارائه می شود.

    ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها

    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا
    محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست
    پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۴۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    1352971655

      
  • تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 3452 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : شعر و اشعار شاعران بزرگ ایران و جهان
  • دانلود اشعار و نقاشی های زیبای سهراب سپهری شعر کوتاه بیوگرافی

    دانلود اشعار و نقاشی های زیبای سهراب سپهری شعر کوتاه بیوگرافی

    دانلود اشعار و نقاشی های زیبای سهراب سپهری شعر کوتاه بیوگرافی

    نوشته جدید سایت تفریحی و شعر سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۳ : دانلود اشعار و نقاشی های زیبای سهراب سپهری شعر کوتاه بیوگرافی,دانلود کتاب شعر و اسعار زیبای کوتاه سهراب سپهری,دانلود گزیده منتخب گلچین اشعار زیبای شاعر سهراب سپهری,دانلود آلبوم کامل شعر و اشعار شاعر معاصر ایران سهراب سپهری,بیوگرافی و زندگی نامه شاعر و نویسنده سهراب سپهری,دانلود بهترین آثار شعر و نقاشی های زیبای سهراب سپهری,عکس های شاعر بزرگ سهراب سپهری,آرامگاه زادگاه محل فوت مرگ درگذشت تاریخ تولد سهراب سپهری,همسر مادر پدر خانه خواهر خانوادگی سهراب سپهری,بهترین کتاب زنده یاد سهراب سپهری,همه چیز درباره اشعار و زندگی سهراب سپهری,موضوع سبک شعر و نقاشی های قشنگ خوشگل سهراب سپهری

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی و عکس سپیده ۳pide.ir دانلود مجموعه کامل و منتخب و گلچنین اشعار و شعرهای کوتاه و زیبای خواندنی جذاب قشنگ و خوشگل معنی دار شاعر بزرگ معاصر ایران نقاش و نویسنده کتاب های شعر سهراب سپهری رو براتون قرار دادیم . زنده یاد سهراب سپهری علاوه بر اینکه یک شاعر حرفه ای و کلاسیک ادبی بود بلکه در کار نقاشی و نویسندگی هم چیره دست بود . شعرهای شاعر معاصر سهراب سپهری به زبان های مختلف دنیا ترجمه و نوشته و چاپ شده است و این به خاطر زیبا بودن اشعار این شاعر بزرگ می باشد . در این پست گزیده اشعار کتاب و نقاشی های شاعر ایرانی سهراب سپهری رو براتون قرار دادیم امیدواریم از دانلود و خواندن آنها لذت ببرید .

    Download beautiful poems and paintings by Sohrab short biography, poetry, book of poetry and short exchange Sohrab’s beautiful, beautiful poetry anthology of selected excerpts poet Sohrab download, download full albums of contemporary Iranian poet Sohrab’s poetry, biography and autobiography poet Author Sohrab, download the best works of poetry and Sohrab’s beautiful paintings, photos poet Sohrab, home to the tomb of death, death, death of Sohrab’s Birthday, wife, mother, father, sister, family house Sohrab, Best Books of Sohrab Sepehri, all About poetry and Sohrab’s life, poetry and painting style is pretty cheesy Sohrab

    همه چیز درباره سهراب سپهری شاعر مشهور و پرآوازه ایرانی از زبان سایت بزرگ دانشنامه ویکی پدیا

    اشعار و شعرهای کوتاه و زیبای سهراب سپهری,بیوگرافی نقاشی های منتخب گلچین بهترین نویسنده

    اشعار و شعرهای کوتاه و زیبای سهراب سپهری,بیوگرافی نقاشی های منتخب گلچین بهترین نویسنده

    سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند.

    شرح زندگی و وقایع و اتفاقات سهراب سپهری

    سهراب سپهری در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد. پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رییس تلگراف‌خانه کاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماه‌جبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند.

    دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (شهید مدرّس فعلی) (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در خرداد ۱۳۲۲ در دورهٔ دوسالهٔ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد.در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم‌زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان زندگی خواب‌ها منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت.

    سهراب به فرهنگ مشرق‌زمین علاقه خاصی داشت و سفرهایی به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چین داشت. مدتی در ژاپن زندگی کرد و هنر «حکاکی روی چوب» را در آنجا فراگرفت. همچنین به شعر کهن سایر زبان‌ها نیز علاقه داشت؛ از این رو ترجمه‌هایی از شعرهای کهن چینی و ژاپنی انجام داد.

    در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام‌نویسی کرد. در دورانی که به اتفاق حسین زنده‌رودی در پاریس بود بورس تحصیلی‌اش قطع شد و برای تأمین مخارج و ماندن بیشتر در فرانسه و ادامهٔ نقاشی، مجبور به کار شد و برای پاک کردن شیشهٔ آپارتمان‌ها، گاهی از ساختمان‌های بیست‌طبقه آویزان می‌شد.

    وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش می‌گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزیینی تهران نمود. پدر وی که به بیماری فلج مبتلا بود، در سال ۱۳۴۱ فوت کرد. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد. پس از این سهراب با حضور فعال‌تر در زمینه شعر و نقاشی آثار بیشتری آفرید و راه خویش را پیدا کرد. وی با سفر به کشورهای مختلف ضمن آشنایی با فرهنگ و هنرشان نمایشگاه‌های بیشتری را برگزار نمود.

    سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمال‌طلب، فروتن و خجول بود که دیدگاه انسان مدارانه‌اش بسیار گسترده و فراگیر بود. از این رو آثار وی همیشه با نقد و بررسی‌هایی همراه بوده‌اند. برخی از کتاب‌های او چنین می‌باشند: «تا انتها حضور»، «سهراب مرغ مهاجر» و «هنوز در سفرم»، «بیدل، سپهری و سبک هندی»، «تفسیر حجم سبز»، «حافظ پدر، سهراب سپهری پسر، حافظان کنگره»، «نیلوفر خاموش: نظری به شعر سهراب سپهری» و «نگاهی به سهراب سپهری».
    همه چیز درباره خانواده شاعر بزرگ شهراب سپهری

    مادر سهراب، ماه‌جبین، که اهل شعر و ادب هم بود، در خرداد سال ۱۳۷۳ درگذشت. منوچهر سپهری، برادر ارشد سهراب و تنها برادر وی که هم‌بازی دوران کودکی سهراب بود نیز در سال ۱۳۶۹ درگذشت. خواهران سهراب همایون‌دخت سپهری، پری‌دخت سپهری و پروانه سپهری می‌باشند.
    شعر سهراب سپهری

    وی در ابتدا به سبک نیمایی شعر می‌سرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت. در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموخته‌هایی که از فلسفه ذن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب می‌شود. وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند و برای رسیدن به تنهایی‌هایش «قریه چنار» و کویرهای کاشان را انتخاب کرده بود.[۸]

    شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازه‌است که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی می‌کند.[۹] از معروفترین شعرهای وی می‌توان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر را نام برد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است. کریم امامی که از دوستان نزدیک وی بوده در زمان حیاتش برخی از شعرهای سهراب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است. در سال ۱۳۷۵، ترجمه انگلیسی دو مجموعه صدای پای آب و حجم سبز با ترجمه اسماعیل سلامی و عباس زاهدی توسط انتشارات زبانکده منتشر شد. بعدها نیز مترجمان دیگری شعرهای وی را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه کردند. در سال ۱۳۷۱ شعرهای منتخبی از دو کتاب حجم سبز و شرق اندوه با نام «ما هیچ، ما نگاه» توسط «کلارا خانیس» به زبان اسپانیایی ترجمه شد.[۱۰] در سال ۱۳۷۵ منتخبی از اشعار سهراب سپهری توسط هنرمند ایرانی جاوید مقدس صدقیانی به زبان ترکی استانبولی ترجمه و از سوی انتشارات YKY در کشور ترکیه منتشر شد.
    تصاویر و عکس نقاشی های جالب و قشن و جذاب سهراب سپهری
    تابلو درخت سهراب سپهری

    وی در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب بهره‌مند گشته بود که این تاثیرها در آثارش جلوه گر بودند. در آثار نقاشی اش رویکرد نوین و متفاوتی داشت به طوریکه فرم‌های هندسی نخودی و خاکستری رنگش با تمامی نقاشان فیگوراتیو همزمانش متفاوت بود. او در نقاشی به شیوه‌ای موجز، نیمه انتزاعی دست یافت که برای بیان مکاشفه‌های شاعرانه اش در طبیعت کویری کارگشا بود. سپهری بیشتر نمایشگاه‌های داخلی آثار نقاشی اش را در «گالری سیحون» برگزار می‌کرد و عادت نداشت که برای روز معرفی در نمایشگاه شرکت کند.[۱۱]

    امضای وی بر روی نقاشی‌هایش به خط «نستعلیق» بوده که به نظر مرتضی ممیز جلوه از روحیه فروتنانه و ایرانی اش دارد.[۱۲] از آثار او می‌توان به «طبیعت بیجان» ۱۳۳۶، «شقایقها، جویبار و تنه درخت» ۱۳۳۹، «علفها و تنه درخت» ۱۳۴۱، «ترکیب بندی با نوارهای رنگی» ۱۳۴۹، «ترکیب بندی با مربعها» ۱۳۵۱ و «منظره کویری» ۱۳۵۷ اشاره کرد.[۱۳] برخی از آثار وی در نزد مجموعه داران و دوستان سپهری قرار دارد و پروانه سپهری خواهر سهراب، آثاری از وی را که در اختیار داشت به موزه کرمان اهدا نمود.[۱۴]
    تاریخ و زمان درگذشت سهراب سپهری شاعر بزرگ ایرانی آرامگاه محل دفن
    آرامگاه سهراب سپهری. در اسفند ۱۳۸۷، سنگ سیاهرنگی بر روی این سنگ نصب‌شد.

    سهراب سپهری در سال ۱۳۵۸ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و به همین سبب در همان سال برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و وی ناکام از درمان به تهران بازگشت. او سرانجام در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی‌بن محمد باقر روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

    در ابتدا یک کاشی فیروزه‌ای در محل دفن سهراب سپهری نصب‌شد، و سپس با حضور خانواده وی سنگ سفید رنگی جایگزین آن گردید که بر روی آن قسمتی از شعر «واحه‌ای در لحظه» از کتاب حجم سبز با خطاطی رضا مافی حکاکی شده‌بود:[۱۵]

    به سراغ من اگر می‌آیید
    نرم و آهسته بیایید
    مبادا که ترک بردارد
    چینی نازک تنهایی من

    این سنگ در مهر ۱۳۸۴ با بی‌دقتی کارگران و به علت سقوط مصالح ساختمانی بر روی آن شکست و با سنگ سفیدرنگ دیگری که سعی شده‌بود با سنگ قبلی شباهت داشته‌باشد تعویض شد.
    در ۲۹ اسفند ۱۳۸۷، سنگ بزرگتر سیاهرنگی بر روی سنگ سفید نصب گردید.
    نکوداشت گرامیداشت و سالروز فوت سهراب سپهری

    در روز ۱۵ مهر ۱۳۸۷ به مناسبت هشتادمین سالروز تولد سهراب سپهری، با اهدای ۸۰ شاخهٔ گل، مراسمی بر سر مزار وی برگزار شد. سپس این مراسم در مجموعهٔ فرهنگیاقامتی خانهٔ احسان، از اماکن تاریخی کاشان، ادامه یافت. در این مراسم چهره‌های برجستهٔ فرهنگی و هنری همانند: احمد سمیعی گیلانی، شهرام ناظری، علی دهباشی و امین‌الله رشیدی حضور داشتند.[۱۸]
    شرح و تاریخ تمام سفرهای خارج از کشور سهراب سپهری با ذکر تاریخ

    سفر به ایتالیا (وی از پاریس به ایتالیا می‌رود)؛
    سفر به ژاپن (توکیو در مرداد ۱۳۳۹) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می‌شود؛
    سفر به هندوستان (۱۳۴۰)؛
    سفر مجدد به هندوستان (۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر)؛
    سفر به پاکستان (۱۳۴۲، تماشای لاهور و پیشاور)؛
    سفر به افغانستان (۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛
    سفر به اروپا (۱۳۴۴، مونیخ و لندن)؛
    سفر به اروپا (۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش)؛
    سفر به آمریکا و اقامت در لانگ آیلند (۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک)؛
    سفر به پاریس و اقامت در «کوی بین‌المللی هنرها» (۱۳۵۲)؛
    سفر به یونان و مصر (۱۳۵۳)؛
    سفر به بریتانیا برای درمان بیماری اش سرطان خون (دی ۱۳۵۸).

    عکس های نمایشگاه‌های نقاشی شاعر ایرانی سهراب سپهری

    از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱۹]

    اولین دوسالانهٔ تهران (فروردین ۱۳۳۷)؛
    دوسالانهٔ ونیز (خرداد ۱۳۳۷)؛
    دو سالانهٔ دوم تهران (فروردین ۱۳۳۹، برندهٔ جایزهٔ اول هنرهای زیبا)؛
    نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران (اردیبهشت ۱۳۴۰)؛
    نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران (خرداد ۱۳۴۱، دی ۱۳۴۱)؛
    نمایشگاه گروهی در نگارخانه گیل گمش (تهران، ۱۳۴۲)؛
    نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان (تهران، تیر ۱۳۴۲)؛
    دوسالانهٔ سان پاولو (برزیل، ۱۳۴۲)؛
    نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران (موزه بندر لوهار، فرانسه، ۱۳۴۲)؛
    نمایشگاه گروهی در نگارخانه نیالا (تهران، ۱۳۴۲)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه صبا (تهران، ۱۳۴۲)؛
    نمایشگاه گروهی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون (تهران، بهمن ۱۳۴۶)؛
    نمایشگاه گروهی در نگارخانه مس تهران (۱۳۴۷)؛
    نمایشگاه جشنوارهٔ روایان (فرانسه، ۱۳۴۷)؛
    نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته (تهران، خرداد ۱۳۴۷)؛
    نمایشگاه دانشگاه شیراز (شهریور ۱۳۴۷)؛
    جشنوارهٔ بین‌المللی نقاشی در فرانسه (اخذ امتیاز مخصوص، ۱۳۴۸)؛
    نمایشگاه گروهی در بریج همپتن آمریکا (۱۳۴۹)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بنسن نیویورک (۱۳۵۰)؛
    نمایشگاهانفرادی در نگارخانه لیتو (تهران، ۱۳۵۰)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیروس (پاریس، ۱۳۵۱)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۱)؛
    اولین نمایشگاه هنری بین‌المللی تهران (دی ۱۳۵۳)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۴)؛
    نمایشگاه هنر معاصر ایران در «بازار هنر» (بال، سوییس، خرداد ۱۳۵۵)؛
    نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۷).

    شعر مرگ سهراب سهری

    و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت

    و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد

    و بدانیم که پیش از مرجلن خلائی بود در اندیشه ی دریاها

    مرگ پایان یک کبوتر نیست

    مرگ وارونه ی یک زنجره نیست

    مرگ در ذهن اقاقی جاریست

    مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

    مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید

    مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است

    گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

    و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد / سهراب سپهری

    من به سیبی خشنودم

    و به بوییدن یک بوته ی بابونه

    من به یک آیینه یک بستگی پاک قناعت دارم

    من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد

    و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف کند

    من صدای پر بلدرچین را می شناسم

    ماه در خواب بیابان چیست؟

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شب / سهراب سپهری

    شب را نوشيده ام
    و بر اين شاخه هاي شکسته مي گريم
    مرا تنها گذار
    مرا با رنج بودن تنها گذار

    مگذار خواب وجودم را پرپر کنم
    مگذار از بالش تاريک تنهايي سر بر دارم
    و به دامن بي تار و پود رؤيا ها بياويزم

    سپيدي هاي فريب
    روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند
    طلسم شکسته ي خوابم را بنگر
    بيهوده به زنجير مرواريد چشمم آويخته

    او را بگو
    تپش جهنمي مست
    او را بگو : نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام
    نوشيده ام که پيوسته بي آرامم
    جهنم سر گردان
    مرا تنها گذار

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    ساعت گیج زمان / سهراب سپهری

    دنگ…، دنگ ….
    ساعت گيج زمان در شب عمر
    می زند پی در پی زنگ.
    زهر اين فكر كه اين دم گذر است
    می شود نقش به ديوار رگ هستی من.
    لحظه ام پر شده از لذت
    يا به زنگار غمی آلوده است.
    ليک چون بايد اين دم گذرد،
    پس اگر می گريم
    گريه ام بی ثمر است.
    و اگر می خندم
    خنده ام بيهوده است.

    دنگ…، دنگ ….
    لحظه ها می گذرد.
    آنچه بگذشت ، نمی آيد باز.
    قصه ای هست كه هرگز ديگر
    نتواند شد آغاز.
    مثل اين است كه يک پرسش بی پاسخ
    بر لب سر زمان ماسيده است.
    تند برمی خيزم
    تا به ديوار همين لحظه كه در آن همه چيز
    رنگ لذت دارد ، آويزم،
    آنچه می ماند از اين جهد به جای :
    خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
    و آنچه بر پيكر او می ماند:
    نقش انگشتانم.

    دنگ…
    فرصتي از كف رفت.
    قصه اي گشت تمام.
    لحظه بايد پي لحظه گذرد
    تا كه جان گيرد در فكر دوام،
    اين دوامي كه درون رگ من ريخته زهر،
    وا رهاينده از انديشه من رشته حال
    وز رهي دور و دراز
    داده پيوندم با فكر زوال.

    پرده ای مي گذرد،
    پرده ای مي آيد:
    مي رود نقش پی نقش دگر،
    رنگ می لغزد بر رنگ.
    ساعت گيج زمان در شب عمر
    می زند پی در پی زنگ :
    دنگ…، دنگ ….
    دنگ…

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر غربت / سهراب سپهری

    ماه بالای سر آبادی است،
    اهل آبادی در خواب

    روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم:
    باغ همسایه چراغش روشن،
    من چراغم خاموش

    ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزۀ آب.
    غوک ها می خوانند.
    مرغ حق هم گاهی.
    کوه نزدیک من است: پست افراها، سنجدها.
    و بیابان پیداست.

    سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.
    سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب، مثل آواز خدا پیداست.

    نیمه شب باید باشد.
    دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام.

    آسمان آبی نیست، روز آبی بود.
    یاد من باشد فردا، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.
    یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم،
    طرحی از جاروها، سایه هاشان در آب.

    یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم.
    یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر برخورد.

    یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
    یاد من باشد تنها هستم.

    ماه بالای سر تنهایی است.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    تنهایی / سهراب سپهری

    در دور دست

    قویی پریده بی گاه از خواب

    شوید غبار نیل ز بال و پر سپید.

    لب های جویبار

    لبریز موج زمزمه در بستر سپید.

    درهم دویده سایه و روشن.

    لغزان میان خرمن دوده

    شبتاب می فروزددر آذر سپید.

    همپای رقص نازک نی زار

    مرداب می گشاید چشم تر سپید.

    خطی ز نور روی سیاهی است:

    گویی بر آبنوس درخشد زر سپید.

    دیوار سایه ها شده ویران.

    دست نگاه در افق دور

    کاخی بلند ساخته با مرمر سپید

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    از : سهراب سپهری / تشنه ی زمزمه‌ام

    مانده تا برف زمین آب شود.

    مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.

    ناتمام است درخت.

    زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد

    و فروغ تر چشم حشرات

    و طلوع سر غوک از افق درک حیات.

    مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سمبوسه و عید.

    در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

    و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه ی برف

    تشنه ی زمزمه‌ ام.

    مانده تا مرغ سرچینه ی هذیانی اسفند صدا بردارد.

    پس چه باید بکنم

    من که در لخت‌ترین موسم بی‌چهچه سال

    تشنه ی زمزمه‌ام؟

    بهتر آن است که برخیزیم

    رنگ را بردارم

    روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    اشعار کوتاه سهراب سپهری

    پس از لحظه های دراز
    بر درخت خاکستری پنجره ام برگی رویید
    و نسیم سبزی تار و پود خفته مرا لرزاند.
    و هنوز من
    ریشه های تنم را در شن های رویاها فرو نبرده بودم
    که براه افتادم.
    پس از لحظه های دراز
    سایه دستی روی وجودم افتاد
    ولرزش انگشتانش بیدارم کرد.
    و هنوز من
    پرتو تنهای خودم را
    در ورطه تاریک درونم نیفکنده بودم.
    که براه افتادم.
    پس از لحظه های دراز
    پرتو گرمی در مرداب یخ زده ساعت افتاد
    و لنگری آمد و رفتش را در روحم ریخت
    و هنوز من
    در مرداب فراموشی نلغزیده بودم
    که براه افتادم
    پس از لحظه های دارز
    یک لحظه گذشت:
    برگی از درخت خاکستری پنجره ام فرو افتاد،
    دستی سایه اش را از روی وجودم برچید
    و لنگری در مرداب ساعت یخ بست.
    و هنوز من چشمانم را نگشوده بودم
    که در خوابی دیگر لغزیدم.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    سهراب سپهری / آهنگ مرغ مهتاب

    مرغ مهتاب
    می خواند.
    ابری در اتاقم می گرید.
    گل های چشم پشیمانی می شکفد.
    در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد.
    مغرب جان می کند،
    می میرد.
    گیاه نارنجی خورشید
    در مرداب اتاقم می روید کم کم
    بیدارم
    نپندارید در خواب
    سایه شاخه ای بشکسته
    آهسته خوابم کرد.
    اکنون دارم می شنوم
    آهنگ مرغ مهتاب
    و گل های پشیمانی را پرپر می کنم.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    سهراب سپهری

    انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد.
    زمین باران را صدا می زند.
    گردش ماهی آب را می شیارد.
    باد می گذرد. چلچله می چرخد. و نگاه من گم می شود.
    ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج.
    نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنیست.
    سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی.
    نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم: به تو می رسم ، تنها می شوم.
    کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .
    از من تا من ، تو گسترده ای.
    با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم.
    از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم.
    و با این همه ای شفاف !
    مرا راهی از تو بدر نیست.
    زمین باران را صدا می زند ، من تو را.
    پیکرت زنجیری دستانم می سازم،
    تا زمان را زندانی کنم.
    باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .
    چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره می جهد :
    لحظه من پر می شود.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    اشعار کوتاه سهراب سپهری

    هر که با مرغ هوا دوست شود
    خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود سهراب سپهری

    باید امشب بروم
    من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم
    هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
    کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
    هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت … سهراب سپهری

    چرا مردم نمی دانند
    که لادن اتفاقی نیست
    نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است ؟
    چرا مردم نمی دانند
    که در گلهای ناممکن هوا سرد است؟ سهراب سپهری

    هر کجا هستم باشم
    آسمان مال من است
    پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
    چه اهمیت دارد
    گاه اگر می رویند
    قارچ های غربت ؟ سهراب سپهری

    من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
    و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
    گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
    چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
    واژه ها را باید شست … سهراب سپهری

    چترها را باید بست
    زیر باران باید رفت
    فکر را خاطره را زیر باران باید برد
    با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
    دوست را زیر باران باید برد
    عشق را زیر باران باید جست
    زیر باران باید با زن خوابید
    زیر باران باید بازی کرد
    زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
    زندگی تر شدن پی در پی
    زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است
    رخت ها را بکنیم
    آب در یک قدمی است … سهراب سپهری

    من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم!
    هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
    کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
    هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .
    من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد

    …..

    و شبی از شبها
    مردی از من پرسید
    تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

    باید امشب بروم
    باید امشب چمدانی را
    که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
    و به سمتی بروم
    که درختان حماسی پیداست
    رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
    یه نفر باز صدا زد سهراب!
    کفش هایم کو؟

    بهترین چیز رسیدن به نگاهی است
    که از حادثه عشق تر است سهراب سپهری

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    گیاه تلخ / سهراب سپهری

    گیاه تلخ افسونی !
    شوکران بنفش خورشید را
    در جام سپید بیابان ها لحظه لحظه نوشیدم
    و در آیینه نفس کشنده سراب
    تصویر ترا در هر گام زنده تر یافتم.
    در چشمانم چه تابش ها که نریخت!
    و در رگ هایم چه عطش ها که نشکفت!
    آمدم تا ترا بویم،
    و تو زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی
    به پاس این همه راهی که آمدم.
    غبار نیلی شب ها را هم می گرفت
    و غریو ریگ روان خوابم می ربود.
    چه رویاها که پاره شد!
    و چه نزدیک ها که دور نرفت!
    و من بر رشته صدایی ره سپردم
    که پایانش در تو بود.
    آمدم تا ترا بویم،
    و تو زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی
    به پاس این همه راهی که آمدم.
    دیار من آن سوی بیابان هاست.
    یادگارش در آغاز سفر همراهم بود.
    هنگامی که چشمش بر نخستین پرده بنفش نیمروز افتاد
    از وحشت غبار شد
    و من تنها شدم.
    چشمک افق ها چه فریب ها که به نگاهم نیاویخت!
    و انگشت شهاب ها چه بیراهه ها که نشانم نداد!
    آمدم تا ترا بویم،
    و تو: گیاه تلخ افسونی !
    به پاس این همه راهی که آمدم
    زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی،
    به پاس این همه راهی که آمدم.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست / سهراب سپهری

    دشت هایی چه فراخ

    کوه هایی چه بلند

    در گلستانه چه بوی علفی می آمد

    من در این آبادی، پی چیزی می گشتم

    پی خوابی شاید

    پی نوری، ریگی، لبخندی

    من چه سبزم امروز

    و چه اندازه تنم هوشیار است

    نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه

    زندگی خالی نیست

    مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست

    آری

    تا شقایق هست، زندگی باید کرد

    در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح

    و چنان بی تابم، که دلم می خواهد

    بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه

    دورها آوایی است، که مرا می خواند…

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر ساعت از سهراب سپهری

    سایه دراز لنگر ساعت
    روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:
    می‌آمد، می‌رفت.
    می‌آمد، می‌رفت.
    و من روی شن‌های روشن بیابان
    تصویر خواب کوتاهم را می‌کشیدم،
    خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود
    و در هوایش زندگی‌ام آب شد.
    خوابی که چون پایان یافت
    من به پایان خودم رسیدم.
    من تصویر خوابم را می‌کشیدم
    و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود.
    چه‌گونه می‌شد در رگ‌های بی‌فضای این تصویر
    همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟
    تصویرم را کشیدم
    چیزی گم شده بود.
    روی خودم خم شد:
    حفرهٔی در هستی من دهان گشود.
    سایه دراز لنگر ساعت
    روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود
    و من کنار تصویر زنده خوابم بودم.
    تصویری که رگ‌هایش در ابدیت می‌تپید
    و ریشه نگاهم در تار و پودش می‌سوخت.
    این‌بار
    هنگامی که سایه لنگر ساعت
    از روی تصویر جان گرفته من گذشت
    بر شن‌های روشن بیابان چیزی نبود.
    فریاد زدم:
    تصویر را باز ده!
    و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست.
    سایه دراز لنگر ساعت
    روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:
    می‌آمد، می‌رفت.
    می‌آمد، می‌رفت.
    و نگاه انسانی به دنبالش می‌دوید.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    نام شعر : صدای پای آب … شاعر : سهراب سپهری

    اهل كاشانم
    روزگارم بد نيست.
    تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
    مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
    دوستاني ، بهتر از آب روان.

    و خدايي كه در اين نزديكي است:
    لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
    روي آگاهي آب، روي قانون گياه.

    من مسلمانم.
    قبله ام يك گل سرخ.
    جانمازم چشمه، مهرم نور.
    دشت سجاده من.
    من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
    در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
    سنگ از پشت نمازم پيداست:
    همه ذرات نمازم متبلور شده است.
    من نمازم را وقتي مي خوانم
    كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
    من نمازم را پي “تكبيره الاحرام” علف مي خوانم،
    پي “قد قامت” موج.

    كعبه ام بر لب آب ،
    كعبه ام زير اقاقي هاست.
    كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهر به شهر.

    “حجر الاسود” من روشني باغچه است.

    اهل كاشانم.
    پيشه ام نقاشي است:
    گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما
    تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است
    دل تنهايي تان تازه شود.
    چه خيالي ، چه خيالي ، … مي دانم
    پرده ام بي جان است.
    خوب مي دانم ، حوض نقاشي من بي ماهي است.

    اهل كاشانم
    نسبم شايد برسد
    به گياهي در هند، به سفالينه اي از خاك “سيلك”.
    نسبم شايد، به زني فاحشه در شهر بخارا برسد.

    پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف،
    پدرم پشت دو خوابيدن در مهتابي ،
    پدرم پشت زمان ها مرده است.
    پدرم وقتي مرد. آسمان آبي بود،
    مادرم بي خبر از خواب پريد، خواهرم زيبا شد.
    پدرم وقتي مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند.
    مرد بقال از من پرسيد : چند من خربزه مي خواهي ؟
    من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند؟

    پدرم نقاشي مي كرد.
    تار هم مي ساخت، تار هم مي زد.
    خط خوبي هم داشت.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    كار ما نیست شناسایی راز گل سرخ (سهراب سپهری)

    کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

    کار ما شاید این است

    که در افسون گل سرخ شناور باشیم

    پشت دانایی اردو بزنیم

    دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم

    صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم

    هیجان ها را پرواز دهیم

    روی ادرک ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم

    آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی

    ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم

    بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

    نام را باز ستانیم از ابر

    از چنار از پشه از تابستان

    روی پای تر باران به بلندی محبت برویم

    در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم

    کار ما شاید این است

    که میان گل نیلوفر و قرن

    پی آواز حقیقت بدویم

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    زندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماست (سهراب سپهری)

    شب آرامي بود

    ميروم در ايوان، تا بپرسم از خود

    زندگي يعني چه؟

    مادرم سيني چايي در دست

    گل لبخندي چيد، هديه‌اش داد به من

    خواهرم تكه‌ي ناني آورد، آمد آنجا

    لب پاشويه نشست

    پدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي داد

    شعر زيبايي خواند، و مرا برد به آرامش زيباي يقين

    با خودم مي‌گفتم:

    زندگي، راز بزرگيست كه در ما جاريست

    زندگي فاصله‌ي آمدن و رفتن ماست

    رود دنيا جاريست

    زندگي، آبتني كردن در اين رود است

    وقت رفتن به همان عرياني، كه به هنگام ورود آمده‌ايم

    دست ما در كف اين رود به دنبال چه مي‌گردد؟

    هيچ!!!

    زندگي، وزن نگاهي است كه در خاطره‌ها مي‌ماند

    شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داري

    شعله‌ي گرمي اميد تورا خواهد كشت

    زندگي درك همين اكنون است

    زندگي شوق رسيدن به همان

    فردايي است، كه نخواهد آمد

    تو نه در ديروزي، و نه در فردايي

    ظرف امروز، پر از بودن توست

    شايد اين خنده كه امروز، دريغش كردي

    آخرين فرصت همراهي با، اميد است

    زندگي ياد غريبي است، كه در سينه‌ي خاك

    به جا مي‌ماند

    زندگي، سبزترين آيه، در انديشه‌ي برگ

    زندگي، خاطر يك قطره، در آرامش رود

    زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر

    زندگي، باور درياست در انديشه‌ي ماهي، در تنگ

    زندگي ترجمه‌ي روشن خاك است، در آيينه‌‌‌ي عشق

    زندگي، فهم نفهميدن‌هاست

    زندگي، پنجره‌اي باز به دنياي وجود

    تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست

    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

    فرصت بازي اين پنچره را دريابيم

    در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پرمهر نسيم

    پرده از ساحت دل برگيريم

    روبه اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم

    زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است

    وزن خوشبختي من، وزن رضايتمنديست

    زندگي، شايد شعر پدرم بود كه خواند

    چاي مادر، كه مرا گرم نمود

    نان خواهر كه به ماهي‌ها داد

    زندگي شايد آن لبخنديست، كه دريغش كرديم

    زندگي زمزمه‌ي پاك حياتست، ميان دو سكوت

    زندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماست

    لحظه‌ي آمدن و رفتن ما تنهاييست

    من دلم مي‌خواهد

    قدر اين خاطره را دريابيم

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    زندگی چیزی نیست كه لب طاغچه‌ی عادت از یاد من و تو برود (سهراب سپهری)

    زندگی چیزی نیست؛ که لب طاغچه‌ی عادت از یاد من و تو برود.

    زندگی؛بعد درخت است به چشم حشره.

    زندگی تجربه‌ی شب‌پره در تاریکی است.

    زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

    زندگی سوت قطار است که در خواب پلی می‌پیچد.

    زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما.

    خبر رفتن موشک به فضا؛

    لمس تنهایی «ماه»؛

    فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

    زندگی شستن یک بشقاب است.

    زندگی یافتن سکه ده‌شاهی در جوی خیابان است

    زندگی «مجذور» آینه است

    زندگی گل به «توان» ابدیت؛

    زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما؛

    زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفس‌هاست.

    زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ؛

    پرشی دارد اندازه عشق..

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    جهنم سرگردان از سهراب سپهری

    شب را نوشیده ام
    و بر این شاخه های شکسته می گریم.
    مرا تنها گذار
    ای چشم تبدار سرگردان !
    مرا با رنج بودن تنها گذار.
    مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.
    مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
    و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم.
    سپیدی های فریب
    روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.
    طلسم شکسته خوابم را بنگر
    بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.
    او را بگو
    تپش جهنمی مست !
    او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام.
    نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.
    جهنم سرگردان!
    مرا تنها گذار.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    وقت لطیف شن – سهراب سپهری

    باران
    اضلاع فراغت را می شست.
    من با شن های
    مرطوب عزیمت بازی می کردم
    و خواب سفرهای منقش می دیدم.
    من قاتی آزادی شن ها بودم.
    من
    دلتنگ
    بودم.
    در باغ
    یک سفره مانوس
    پهن
    بود.
    چیزی وسط سفره، شبیه
    ادراک منور:
    یک خوشه انگور
    روی همه شایبه را پوشید.
    تعمیر سکوت
    گیجم کرد.
    دیدم که درخت ، هست.
    وقتی که درخت هست
    پیداست که باید بود،
    باید بود
    و رد روایت را
    تا متن سپید
    دنبال کرد.
    اما
    ای یاس ملون!

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    تا شقایق هست زندگی باید کرد … سهراب سپهری

    دشت هایی چه فراخ
    کوه هایی چه بلند
    در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
    من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
    پی خوابی شاید
    پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
    پشت تبریزی ها
    غفلت پاکی بود که صدایم می زد

    پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
    چه کسی با من حرف می زد ؟
    سوسماری لغزید
    راه افتادم
    یونجه زاری سر راه
    بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
    و فراموشی خاک
    لب آبی
    گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

    من چه سبزم امروز
    و چه اندازه تنم هوشیار است
    نکند اندوهی ‚ سر رسد از پس کوه

    چه کسی پشت درختان است ؟
    هیچ می چرد گاوی در کرد
    ظهر تابستان است
    سایه ها می دانند که چه تابستانی است
    سایه هایی بی لک
    گوشه ای روشن و پاک
    کودکان احساس! جای بازی اینجاست

    زندگی خالی نیست
    مهربانی هست سیب هست ایمان هست
    آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

    در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
    و چنان بی تابم که دلم می خواهد
    بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
    دورها آوایی است که مرا می خواند

    ***شاید آن روز که سهراب نوشت :
    تا شقایق هست زندگی باید کرد

    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید اینجور نوشت ،

    هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
    زندگی اجباریست***

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر سایه از سهراب سپهری

    انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد.
    زمین باران را صدا می زند.
    گردش ماهی آب را می شیارد.
    باد می گذرد. چلچله می چرخد. و نگاه من گم می شود.
    ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج.
    نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنیست.
    سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی.
    نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم: به تو می رسم ، تنها می شوم.
    کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .
    از من تا من ، تو گسترده ای.
    با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم.
    از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم.
    و با این همه ای شفاف !
    مرا راهی از تو بدر نیست.
    زمین باران را صدا می زند ، من تو را.
    پیکرت زنجیری دستانم می سازم،
    تا زمان را زندانی کنم.
    باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .
    چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره می جهد :
    لحظه من پر می شود.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر زندگی از سهراب سپهری

    زندگی رسم خویشاوندی است

    زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

    پرسشی دارد اندازه ی عشق

    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

    زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

    زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

    زندگی مجذور آیینه است

    زندگی گل به توان ابدیت

    زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

    زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    می دهم گوش به موسیقی روییدن از سهراب سپهری

    من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن

    من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین

    رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ

    هر کجا برگی هست شور من می شکفد

    مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست … سهراب سپهری

    من نمی دانم

    که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است

    کبوتر زیباست

    و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

    گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد

    چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

    واژه ها را باید شست

    واژه باید خود باد

    واژه باید خود باران باشد

    چتر ها را باید بست

    زیر باران باید رفت

    فکر را خاطره را زیر باران باید برد

    با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

    دوست را زیر باران باید دید

    عشق را زیر باران باید جست

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    به تماشا سوگند … سهراب سپهری

    به تماشا سوگند

    و به آغاز کلام

    و به پرواز کبوتر از ذهن

    واژه ای در قفس است.

    حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود.

    من به آنان گفتم :

    آفتابی لب درگاه شماست

    که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.

    و به آنان گفتم :

    سنگ آرایش کوهستان نیست

    همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کنلگ .

    در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است

    که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

    پی گوهر باشید.

    لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

    و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم

    و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ .

    به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت.

    و به آنان گفتم :

    هر که در حافظۀ چوب ببیند باغی

    صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.

    هر که با مرغ هوا دوست شود

    خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

    آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

    می گشاید گرۀ پنجره ها را با آه.

    زیر بیدی بودیم.

    برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم :

    چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟

    می شنیدم که به هم می گفتند :

    سحر میداند ، سحر !

    سر هر کوه رسولی دیدند

    ابر انکار به دوش آوردند.

    باد را نازل کردیم

    تا کلاه از سرشان بردارد.

    خانه هاشان پر داوودی بود،

    چشمشان را بستیم.

    دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش.

    جیبشان را پر عادت کردیم.

    خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعری زیبا از سهراب سپهری

    خواهم آمد…
    گل ياسي به گدا خواهم داد.
    زن زيباي جذام را ،گوشواري خواهم بخشيد.
    كور را خواهم گفت چه تماشا دارد باغ!!!
    دوره گردي خواهم شد ،كوچه ها را خواهم گشت
    جار خواهم زد:
    آي شبنم،شبنم،شبنم

    راهگذاري را خواهم گفت:
    راستي را شب تاريكي است،
    كهكشاني خواهم دادش
    هر چه دشنام از لب ها خواهم برچيد
    هر چه ديوار از جا خواهم كند
    ابر را پاره خواهم كرد
    من گره خواهم زد

    چشمان را با خورشيد
    دل ها را با عشق،
    سايه ها را با آب،

    شاخه ها را با باد
    و به هم خواهم پيوست
    خواب كودك را
    با زمزمه ي زنجره ها
    بادبادك را به هوا خواهم برد.
    گلدان ها را آب خواهم داد.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر سنگ مزار سهراب سپهری

    به سراغ من اگر می‌آیید

    نرم وآهسته بیایید

    مبادا که ترک بردارد

    چینی نازک تنهایی من

    شعر از سهراب سپهری – لطف کنید برای شادی روحش صلوات بفرستید .

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعری زیبا از سهراب سپهری

    انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد.
    زمین باران را صدا می زند.
    گردش ماهی آب را می شیارد.
    باد می گذرد. چلچله می چرخد. و نگاه من گم می شود.
    ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج.
    نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنیست.
    سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی.
    نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم: به تو می رسم ، تنها می شوم.
    کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .
    از من تا من ، تو گسترده ای.
    با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم.
    از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم.
    و با این همه ای شفاف !
    مرا راهی از تو بدر نیست.
    زمین باران را صدا می زند ، من تو را.
    پیکرت زنجیری دستانم می سازم،
    تا زمان را زندانی کنم.
    باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .
    چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره می جهد :
    لحظه من پر می شود.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    شعر برخورد سهراب سپهری

    نوری به زمین فرود آمد:
    دو جاپا بر شن‌های بیابان دیدم.
    از کجا آمده بود؟
    به کجا می رفت؟
    تنها دو جاپا دیده می شد.
    شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
    ناگهان جاپاها براه افتادند.
    روشنی همراهشان می‌خزید.
    جاپاها گم شدند،
    خود را از روبرو تماشا کردم:
    گودالی از مرگ پر شده بود.
    و من در مرده خود براه افتادم.
    صدای پایم را از راه دوری می‌شنیدم،
    شاید از بیابانی می‌گذشتم.
    انتظاری گمشده با من بود.
    ناگهان نوری در مرده‌ام فرود آمد
    و من در اضطرابی زنده شدم:
    دو جاپا هستی‌ام را پر کرد.
    از کجا آمده بود؟
    به کجا می‌رفت؟
    تنها دو جاپا دیده می‌شد.
    شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    معروف ترین شعر سهراب سپهری

    به سراغ من اگر می آیید.

    پشت هیچستانم.

    پشت هیچستان جاییست.

    پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهاییست

    که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

    روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی

    است که صبح

    به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.

    پشت هیچستان چتر خواهش باز است:

    تا نسیم عطشی در بن برگی بدود

    زنگ باران به صدا می آید.

    آدم اینجا تنهاست

    و در این تنهایی،سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست.

    به سراغ من اگر می آیید،

    نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد

    چینی نازک تنهایی من!

    دانلود کتاب گزیده بهترین آثار اشعار دلنوشته های عکس نوشته شاعر معاصر ایرانی سهراب سپهری عاشقانه زیبا داغ احساسی باحال رمانتیک

    دانلود کتاب گزیده بهترین آثار اشعار دلنوشته های عکس نوشته شاعر معاصر ایرانی سهراب سپهری عاشقانه زیبا داغ احساسی باحال رمانتیک

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    روزگارم بد نیست.
    تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.
    مادری دارم ، بهتر از برگ درخت.
    دوستانی ، بهتر از آب روان.

    و خدایی که در این نزدیکی است:
    لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.
    روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

    من مسلمانم.
    قبله ام یک گل سرخ.
    جانمازم چشمه، مهرم نور.
    دشت سجاده من.
    من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.
    در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف.
    سنگ از پشت نمازم پیداست:
    همه ذرات نمازم متبلور شده است.
    من نمازم را وقتی می خوانم
    که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.
    من نمازم را پی “تکبیره الاحرام” علف می خوانم،
    پی “قد قامت” موج.

    کعبه ام بر لب آب ،
    کعبه ام زیر اقاقی هاست.
    کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهر به شهر.

    “حجر الاسود” من روشنی باغچه است.

    اهل کاشانم.
    پیشه ام نقاشی است:
    گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما
    تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
    دل تنهایی تان تازه شود.
    چه خیالی ، چه خیالی ، … می دانم
    پرده ام بی جان است.
    خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است.

    اهل کاشانم
    نسبم شاید برسد
    به گیاهی در هند، به سفالینه ای از خاک “سیلک”.
    نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.

    پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف،
    پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی ،
    پدرم پشت زمان ها مرده است.
    پدرم وقتی مرد. آسمان آبی بود،
    مادرم بی خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.
    پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند.
    مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه می خواهی ؟
    من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند؟

    پدرم نقاشی می کرد.
    تار هم می ساخت، تار هم می زد.
    خط خوبی هم داشت.

    باغ ما در طرف سایه دانایی بود.
    باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه،
    باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود.
    باغ ما شاید ، قوسی از دایره سبز سعادت بود.
    میوه کال خدا را آن روز ، می جویدم در خواب.
    آب بی فلسفه می خوردم.
    توت بی دانش می چیدم.
    تا اناری ترکی برمیداشت، دست فواره خواهش می شد.
    تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.
    گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.
    شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.
    فکر ،بازی می کرد.
    زندگی چیزی بود ، مثل یک بارش عید، یک چنار پر سار.
    زندگی در آن وقت ، صفی از نور و عروسک بود،
    یک بغل آزادی بود.
    زندگی در آن وقت ، حوض موسیقی بود.

    طفل ، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها.
    بار خود را بستم ،

    رفتم از شهر خیالات سبک بیرون

    دلم از غربت سنجاقک پر.

    من به مهمانی دنیا رفتم:
    من به دشت اندوه،
    من به باغ عرفان،
    من به ایوان چراغانی دانش رفتم.
    رفتم از پله مذهب بالا.
    تا ته کوچه شک ،
    تا هوای خنک استغنا،
    تا شب خیس محبت رفتم.
    من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.
    رفتم، رفتم تا زن،
    تا چراغ لذت،
    تا سکوت خواهش،
    تا صدای پر تنهایی.

    چیزهایی دیدم در روی زمین:
    کودکی دیم، ماه را بو می کرد.
    قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پرپر می زد.
    نردبانی که از آن ، عشق می رفت به بام ملکوت.
    من زنی را دیدم ، نور در هاون می کوفت.
    ظهر در سفره آنان نان بود ، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.
    من گدایی دیدم، در به در می رفت آواز چکاوک می خواست

    و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز.

    بره ای دیدم ، بادبادک می خورد.
    من الاغی دیدم، ینجه را می فهمید.
    در چراگاه ” نصیحت” گاوی دیدم سیر.

    شاعری دیدم هنگام خطاب، به گل سوسن می گفت: “شما”

    من کتابی دیدم ، واژه هایش همه از جنس بلور.
    کاغذی دیدم ، از جنس بهار،
    موزه ای دیدم دور از سبزه،
    مسجدی دور از آب.
    سر بالین فقهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سوال.

    قاطری دیدم بارش “انشا”
    اشتری دیدم بارش سبد خالی ” پند و امثال”.
    عارفی دیدم بارش ” تننا ها یا هو”.

    من قطاری دیدم ، روشنایی می برد.
    من قطاری دیدم ، فقه می برد و چه سنگین می رفت .
    من قطاری دیدم، که سیاست می برد ( و چه خالی می رفت.)
    من قطاری دیدم، تخم نیلوفر و آواز قناری می برد.
    و هواپیمایی، که در آن اوج هزاران پایی
    خاک از شیشه آن پیدا بود:
    کاکل پوپک ،
    خال های پر پروانه،
    عکس غوکی در حوض
    و عبور مگس از کوچه تنهایی.
    خواهش روشن یک گنجشک، وقتی از روی چناری به زمین می آید.
    و بلوغ خورشید.
    و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح.

    پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت.
    پله هایی که به سردابه الکل می رفت.
    پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
    و به ادراک ریاضی حیات،
    پله هایی که به بام اشراق،
    پله هایی که به سکوی تجلی می رفت.

    مادرم آن پایین
    استکان ها را در خاطره شط می شست.

    شهر پیدا بود:
    رویش هندسی سیمان ، آهن ، سنگ.
    سقف بی کفتر صدها اتوبوس.
    گل فروشی گل هایش را می کرد حراج.
    در میان دو درخت گل یاس ، شاعری تابی می بست.
    پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.
    کودکی هسته زردآلو را ، روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد.
    و بزی از “خزر” نقشه جغرافی ، آب می خورد.

    بند رختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب.

    چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب،
    اسب در حسرت خوابیدن گاری چی ،
    مرد گاری چی در حسرت مرگ.

    عشق پیدا بود ، موج پیدا بود.
    برف پیدا بود ، دوستی پیدا بود.
    کلمه پیدا بود.
    آب پیدا بود ، عکس اشیا در آب.
    سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.
    سمت مرطوب حیات.
    شرق اندوه نهاد بشری.
    فصل ول گردی در کوچه زن.
    بوی تنهایی در کوچه فصل.

    دست تابستان یک بادبزن پیدا بود.

    سفر دانه به گل .
    سفر پیچک این خانه به آن خانه.
    سفر ماه به حوض.
    فوران گل حسرت از خاک.
    ریزش تاک جوان از دیوار.
    بارش شبنم روی پل خواب.
    پرش شادی از خندق مرگ.
    گذر حادثه از پشت کلام.

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    پشت دریا شهری ست

    سهراب سپهری :

    قایقی خواهم ساخت
    خواهم انداخت به آب.
    دور خواهم شد از این خاک غریب
    که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
    قهرمانان را بیدار کند.

    قایق از تور تهی
    و دل از آروزی مروارید،
    همچنان خواهم راند
    نه به آبیها دل خواهم بست
    نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
    و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
    می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند
    «دور باید شد، دور.
    مرد آن شهر، اساطیر نداشت
    زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
    هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
    چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
    دور باید شد، دور
    شب سرودش را خواند،
    نوبت پنجره هاست.»
    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند

    پشت دریاها شهری ست
    که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
    بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
    دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
    مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
    که به یک شعله، به یک خواب لطیف

    خاک موسیقی احساس تو را می شنود
    و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

    پشت دریا شهری ست
    که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
    شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

    پشت دریاها شهری ست!
    قایقی باید ساخت .

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    صدا کن مرا

    من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

    بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

    و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد

    و خاصیت عشق این است

    کسی نیست

    بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

    میان دو دیدار قسمت کنیم

    بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

    بیا زودتر چیزها را ببینیم

    ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض

    زمان را به گردی بدل می کنند

    بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

    بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

    مرا گرم کن

    و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

    و باران تندی گرفت

    و سردم شد آن وقت در پشت یک سنگ

    اجاق شقایق مرا گرم کرد

    در این کوچه هایی که تاریک هستند

    من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم

    من از سطح سیمانی قرن می ترسم

    بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است

    مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد

    مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات

    اگر کاشف معدن صبح آمد صدا کن مرا

    و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد

    و آن وقت

    حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم و افتاد

    حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد

    بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند

    در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت

    قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست

    بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد

    چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد

    چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید

    و آن وقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرم

    ترا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    اي مرغي كه مي خواني نهان از چشم

    حرف ها دارم

    با تو اي مرغي كه مي خواني نهان از چشم

    و زمان را با صدايت مي گشايي !

    چه ترا دردي است

    كز نهان خلوت خود مي زني آوا

    و نشاط زندگي را از كف من مي ربايي؟

    در كجا هستي نهان اي مرغ !

    زير تور سبزه هاي تر

    يا درون شاخه هاي شوق ؟

    مي پري از روي چشم سبز يك مرداب

    يا كه مي شويي كنار چشمه ادارك بال و پر ؟

    هر كجا هستي ، بگو با من .

    روي جاده نقش پايي نيست از دشمن.

    آفتابي شو!

    رعد ديگر پا نمي كوبد به بام ابر.

    مار برق از لانه اش بيرون نمي آيد.

    و نمي غلتد دگر زنجير طوفان بر تن صحرا.

    روز خاموش است، آرام است.

    از چه ديگر مي كني پروا؟

    ♥●•٠اشعار کوتاه و زیبای سهراب سپهری,تابلو نقاشی های زیبای سهراب سپهری,زندگی نامه بیوگرافی عکس سهراب سپهری,شعر مشهور و معروف شاعر ایرانی سهراب سپهری,مجموعه آثار اشعار منتخب گلچین www.3pide.ir ♥●•٠

    چه كسی بود صدا زد: سهراب؟

    كفش‌هایم كو،
    چه كسی بود صدا زد: سهراب؟
    آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
    مادرم در خواب است
    ومنوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر
    شب خرداد به آرامی یك مرثیه از روی سر ثانیه‌ها
    می‌گذرد
    و نسیمی خنك از حاشیه سبز پتو خواب مرا می‌روبد
    بوی هجرت می‌آید
    بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست
    صبح خواهد شد
    و به این كاسه آب
    آسمان هجرت خواهد كرد
    باید امشب بروم
    من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم
    كسی از دیدن یك باغچه مجذوب نشد
    هیچكس زاغچه ای را سر یك مزرعه جدی نگرفت
    من به اندازه یك ابر دلم می‌گیرد
    وقتی از پنجره می‌بینم حوری

    دختر بالغ همسایه پای كمیاب ترین نارون روی زمین
    فقه می‌خواند
    چیزهایی هم هست، لحظه‌هایی پر اوج
    مثلاً شاعره‌ای را دیدم
    آنچنان محو تماشای فضا بود كه در چشمانش
    آسمان تخم گذاشت
    و شبی در شب‌ها
    مردی از من پرسید
    تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟
    باید امشب بروم
    باید امشب چمدانی را كه به اندازه پیراهن تنهایی من
    جا دارد، بردارم،
    و به سمتی بروم
    كه درختان حماسی پیداست،
    رو به آن وسعت بی واژه كه همواره مرا می‌خواند
    یك نفر باز صدا شد: سهراب!
    كفش‌هایم كو؟

    توجه توجه : اگر از این مطلب خوشتون اومد لطفا در شبکه های اجنماعی مثل کلوب و فیسبوک و … اگر عضو هستید این مطلب رو با دوستانتان به اشتراک بگذارید با درج لینک این صفحه تا افراد دیگر نیز از این مطالب استفاده بکنند و آگاه شوند . پس اطلاع رسانی یادتون نره

    لطفا نظرات و دیدگاه های خود را در مورد پست دانلود زیباترین کتاب شعر و اشعار شاعر نقاش و نویسنده بزرگ معاصر ایران سهراب سپهری قشنگ خوشگل دکلمه زیبا باحال بهترین برترین را برای ما ارسال کنید با تشکر مدیریت سایت تفریحی و سرگرمی و عکس و آهنگ و دانلود سپیده www.3pide.ir

    1445934183
    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۲۰۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند