سایت تفریحی سرگرمی عکس سپیده
امروز جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - ساعت 15:10 میباشد.
  • اخبار
  • سرگرمی
  • آشپزی
  • زناشویی
  • ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس

    ماجرای خودکشی تلخ دو دختر۱۳ و۱۴ ساله/عکس   خودکشی دو دختر سیزده و چهارده ساله را در خیابان پیامبر غربی خیابان جهاد اکبر تهران… کانال تلگرامی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران   بررسی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران نشان می دهد که آنها قبل از اقدام به خودکشی […]

  • شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس

    شانس بزرگ مسی برای زنده ماندن/عکس بر اساس گزارش سایت برزیلی Folha de Sao Paulo در حالی تیم فوتبال آرژانتین دو هفته پیش با یک هواپیمای مشابه هواپیمای سقوط کرده برزیلی پرواز کرد که ممکن بود به سرنوشت آنها دچار شود. این هواپیما که حامل مسی و بازیکنان آرژانتین بود از برزیل به ” بوینوس […]

  • حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد

    حکم اعدام بابک زنجانی صادرشد حکم اعدام بابک زنجانی    معاون نظارت دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی خبر داد. حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی تایید شددکتر غلامرضا انصاری معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان از […]

  • ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو

    ماجرای قطع شدن شبکه منو تو X شبکه منو تو قطع شدX قطع شدن شبکه منو توX ماجرای قطع شدن شبکه منو توX شبکه منو تو شنیده می‌شود پس از شبکه من و تو (۲)، شبکه اول این رسانه ماهواره‌ای ضدانقلاب نیز در شرف تعطیل شدن است.  رازگشایی «کیهان» از تعطیلی شبکه «من و تو» شنیده می‌شود پس از […]

  • دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر

    دار زدن کودک یک ساله توسط کارمند مهد کودک/تصاویر دار زدن کودک معصوم یک ساله توسط کارمند بی رحم مهدکودک   ماجرا ازین قرار است که در مينياپوليس امريکا يکي از پرسنل مهدکودکي قصد داشت کودک يک ساله اي را دار بزند که با حضور والدين کودک ديگري از محل گريخت. خوشبختانه حضور والدين يکي […]

  • همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان

    همه چیز در مورد انجماد بدن انسان   مطمئنا برای تان جالب خواهد بود تا با جزئیات انجماد بدن برای زنده شدن در آینده بیشتر آشنا شوید. پس با ما همراه شوید. انجماد پس از مرگ چگونه فرایندی است؟ سرمازیستی (Cryonics) و نگهداری در سرما (Cryopreservation) دو شاخه جدید علم هستند که اخیرا زیاد درباره […]

  • غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم

    غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد/فیلم دختر دانشجو در سیل شدید خرم آباد می خواست که سوار خودروی پژو شود که پایش لیش خورد و به درون سیل افتاد و کشته شد و راننده پژو هیچ واکنشی نشان نداد.   فیلم غرق شدن دختر دانشجو در سیل خرم آباد و بی تفاوتی رهگذران […]

  • بستن تبلیغ
    تبلیغات

    فروش سارافون ارزان

    ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر

    1436632136

    این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه اصل فروش ارائه می شود.

    ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها

    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا
    محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست
    پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۴۵۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما
    1352971655

      
  • تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ | تعداد بازدید : 7622 بازدید | نظرات 0 نظر | دسته بندی : رمان عاشقانه
  • کتاب رمان زیبای قرار ما عشق نبود-دانلود رمان جدید عاشقانه

    کتاب رمان زیبای قرار ما عشق نبود-دانلود رمان جدید عاشقانه

    کتاب رمان زیبای قرار ما عشق نبود-دانلود رمان جدید عاشقانه

    عنوان نوشته امروز سایت تفریحی پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه سال ۱۳۹۳ : کتاب رمان زیبای قرار ما عشق نبود-دانلود رمان جدید عاشقانه – دانلود کتاب رمان جدید عاشقانه قرار ما عشق نبود – دانلود رمان صحنه دار و تیکه دار رمانتیک ایرانی – دانلود رمان های دانشجویی و خوابگاه دختران و پسران – دانلود رمان با موضوع عاشق شدن و عشق – دانلود رمان های زیبا در مورد دوست دختر و دوست پسر – دانلود بهترین رمان های ایرانی عشق بازی بوسه – دانلود رمان دراماتیک و درام عاشقانه قرار مت عشق نبود – خلاصه رمان داستان قصه ماجرا اندروید موبایل گوشی

    در این لحظه از سایت بزرگ تفریحی و سرگرمی سپیده ۳pide.ir کتاب رمان جدید و بسیار خواندنی عاشقانه ایرانی رو براتون قرار دادیم . اسم این رمان فوق العاده خواندنی و البته بلند و طولانی قرار ما عشق نبود است که در ۷ قسمت بزرگ و پرماجرا و با داستان و قصه شیرین و جذاب برای شما عزیزان اماده کردیم که هر روز یک فصل و قسمت از این رمان طولانی فوق العاده خواندنی در سایت قرار خواهد گرفت . امیدواریم از دانلود و خواندن این رمان زیبا لذت ببرید.

    دانلود رمان عاشقانه قرار ما عشق نبود برای گوشی های موبایل اندروید

    قسمت اول رمان قرار ما عشق نبود

    آغاز : به تندی پله های دانشکده رو بالا می رفتم تازود تربه کلاسم برسم که حالا خیلی دیرشده بود فکرکنم ۳۰ دقیقه ای از غیبتم می گذشت فقط خداخدا میکردم استادم ازاین دیوونه ها باشه تاگیر میر زیادنده اوف وللش یه دروغی حالا واسش سرهم میکنیم دیــگه حــالا خدایش بابای منم وقت گیرآورده بودها … خب پدرمن این ۵ ماه روهم اونجا بودیم تادانشگاه کوفتی منم تموم میشد دیگه!!!! ایـــــــــــــــــــــــ ـــششششششششش!!!!

    کاملا روبه روی در کلاس بودم خب سیمین از هیچی نترس ،ترس؟! ترس واسه چی ؟! یک نفس عمیق…یکی دیگه ..خب…

    تقه ای به درمیزنم وکمی منتظر میشم تابگن بفرمایید…اما انگارنه انگار فکرکنم کرتشریــف دارند…!!! یه تقه ی دیگه به در میزنم که خدارو صدهزار مرتبه شکر جواب میدن.

    ــ بفرمایید

    نمی گفتید هم اینبار باکله می اومدم تو!! قیافه ام رو کمی موش مرده میکنم وبا کله وارد کلاس میشم…

    ــ اجازه هست

    استاد ــ شما؟!!!

    نماینده ی پاک شوما.

    ــ من دانشـــــــــجو هس. تـم

    استاد ــ منظورم اسمتون!

    اوا ؟؟؟!!! یعنی اینقدر خره که نمیدونه مــــــــــــن کیم؟!!!! نچ نچ نچ ..برای خودم متاسفم گیر چه آدمی افتادم ووووی ی ی ی

    استا ــ لالید؟!

    بــــــــــــــــــــــی شـــعورررررررررر. . . لال ننته نفهممممم یه زبونم لالی ، خدایی نکرده ای بگو بعد بهم بگو لال !! ایکبیری استا ــ باشمام!!!!!

    ــ صلیبی ام.

    استادسربی صاحبشو تو یه دفتری خم میکنه ومیگه ــ سیمین صلیبی درسته؟!

    په نه په غلط اومدم ازشما بپرسم.هـــه!!

    ــ بله وشما؟!!!

    پـــــــــــــــــــــوف !!! خـاک برسرم اصلا حواسم نیست طرف استاد نه سگ همسایه موووون… نُچ نُچ نُچ ، الان جلاد میاد سرنازنـــــــــــینمو رو سینه ام میذاره نُچ نُچ نُچ !!!!

    اُستا باچشمای خشمگین ووزقیش میگه ــ بعدا متوجه میشید…

    ــ اوکی

    استا ــ دانشجوی جدید درسته؟!

    ــ یعنی میخواهید بگید نمی دونید یا خودتون رو به چیز ..منظورم …اِمممم ….نفه …چیزززز اِ اِ اِ اِممممممممممممم

    استاد که منظورم رو فهمیده بود هم عصبی بود هم بخاطر لحن من خنده اش گرفته بود گفت ــ نه منظورم اینه که مال کدوم شهرستانید؟!

    ــ بعــــــدا متوجه میشید!!

    « این به اون در»

    استاد ــ خیل خب ..پس که اینطور.

    دیووووونه !!!! مـــردم قاطی دارن هـــا….والا!!!!!

    استاد ــ با شمامممم!!!

    ــ بامن؟؟؟!!!!

    بچه ها باگفتن «مــــــن؟؟؟!!! » بخنده می افتن …ایــــــــــش!!! روآب بخندید…

    زیر لب آروم آروم باخودم میگم ــ مرض ، درد ، زهر، حناق ، کوفت

    اوا؟!!!!!!!! چرا اینا تـــرکیدند؟ جمیعا مشکل دارند خدا عاقبت آخرت مارو با این دیوونه هــــــا بخیر کنه!! خدایا خودم به خودت سپردم تااینجام یه تخته ام مثل اینا کم نشه ..بخدا واسه جرز و چاک و سوراخ وداروندار دیوار هم اینا میخندن والا !!!!

    استاد ــ خانوم یکم مودب باشید . لــطفا!!

    ــ هااااان؟!!!

    یکی از پسرهای کلاس که معلوم نبود صداش از کدوم گورستونی می اومد گفت ــ خانووومییی منظظظووور استاااد مرض و ایییناست

    « عـُــــــــــــــق . مثل این دخترهای خیابونی مردِ حرف میزنه …. اییییییشششششششششششش! »

    ــ هــــــــــــــــــــــــ ـیــــــــــــمممممممممم!! ! هم رو شنیدید ؟!!

    دوباره کلاس منفجر میشه .. خدا بهشون ایـــشا الله عقل بده مخصوصا به این بدبخت ــ استاد ــ که پس افتاد آخـــــــــه ایهاالناس مــــگه من چی گفتممم؟؟!!!! هههههاااان؟؟؟!!!

    یکی دیگه از این پسرها که اونم ریختش معلوم نبود وفقط صداش می اومد گفت ــ آره خانومی از مرض تا ت کــوفت

    ــ وای!!….. لامسب چه گوش ها ی تیزی دارید بزنم به تخته

    « یه مانور دیگه »

    یه پسره دیگه که هم صداش معلوم بود هم تصویرش گفت ــ سیمین

    جــــــــــــــــــــــــ ـــانممممممممممممم!!!!! چایی نخورده چه زود پسر خاله میشن اینا

    ـــ با من هستین؟!!

    ــ بله.

    دانلود رمان جدید صحنه دار قرار ما عشق نبود ایرانی خوشگل دختر

    دانلود رمان جدید صحنه دار قرار ما عشق نبود ایرانی خوشگل دختر

    دانلود رمان جدید صحنه دار قرار ما عشق نبود ایرانی خوشگل دختر

    دانلود رمان جدید صحنه دار قرار ما عشق نبود ایرانی خوشگل دختر

    بهش چشم می دوزم یعنی بهش نگاه میکنم ووووووووی ی ی ی ی کــــــثافــــــــــت عجب چشمایی داره … آبی کبود

    جیگرت و خام خام بخرم ناناس اُه اُه عجب هیکلی داره خوشبحال دوست دخترش نُچ نُچ نُچ چه خوشتیپم هستتت

    من ایـــــــــــنو میخــــــــــــــــــوامم مممممممممممممممم

    استا ــ باشمام خجالت بکشید

    « باز این حرف زده ..بتمرگ درست وبده دیگه هی ورررررررررررررررررررر . ور میکنه مرتیکه ی عونق .اوف »

    ــ هوم! با من هستین آقای بعدا متوجه میشید ؟ درست گفتم دیگه؟؟ هان! ولی خدایش بهتون بر نخوره بدفامیلیهی دارین ها بَـــــــــــــــــد….

    ــ اولا درست صحبت کنید دوما هم دارید با چشاتون آقای وارسته رو هورت می کشید

    ــ مَـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــن ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ــ بـــــله . شما خانوم صلیبی

    درضمن آقا ی وارسته برای دهمین بار توی کلاس من چه خانوم چه مرد باید با فامیلی صدا شه

    ــ وا!!!!

    استاد ــ چیزی گفتید؟!

    ــ نچ.

    استاد به ساعتش یه نگاه میکنه ومیگه ــ وای خدا چقدر وقتمون به وتالت گذشت

    « پـــــــــــوف . یکی منو بگیره …… وقتمون به وتالت گذشت …. بشیــــــــــن بابا ادبــیات »

    ــ استاد میتونم بشینم بخدا پاهم شیکست …

    استاد یه لبخند میزنه ومیگه ــ بفرمایید

    منم به تبعیت ازاون یه لبخند میزنم ومیگم ــ ممنون

    اُه چه با ادب…. من جدیدا چرا اینقدر مودب شدم هــــــــــاااان..!

    چون کلا عادت نداشتم هــیچ وقت جلو بشینم میرم آآآآخـــــــــــــر کلاس میشینم اصلا جایی که نشسته بودم خر هم از اونجا ردنمی شد. هــــــه!!

    زیاد از نشستنم نمی گذشت که وقت کلاس ویـــــژ تموم شد هـوووووورررااا

    کیفمو گرفتم وبسمت در هجوم بردم . . . . وااااااااا چرا هیچکی تکون نخورد؟! خو… به من چه غصه ی اینا روهم من باید بوخورم ظرفیت من آخه چقدره ؟! هان! تکون نخوردن که نخوردن آخه به من چه به دررررک اصلا پانشید خودم تهنا تهنا میرم!!! وا اینا باز دارن عرعر میکنند که …آخه اینبار دارید به چییییییییی میخندین مُـــــــــــنگولا

    استاد به من که حالا تو چارچوب درایست کرده بودم گفت ــ خانوم صلیبی لطفا بفرمایید تو من یه کار کوچیک دارم….

    ــ چشششششششششششششممممممممممم م

    زورگوفقط بلده زوربگه مردک آفتابه گیر ……

    کنار دیوار می ایستم که دوباره شرک شروع میکنه ــ خانوم بنشینید

    ــ اِ استاد مگه کارتون کوچیک نیست بگید تو روخدا دیگه……

    استا ــ خانوم بفرمایید بیرون …. این کلاس برای شما جایز نیست ، برید بیرون لطفا !!

    ــ قربونت .خداحافظ…..

    استاد ــ خــــــــــانوم صلیبی . بنشینید….

    حرصم گرفت از یه طرف میگه برو از یه طرف میگه نرو …. تکلیف اصلا با خودش معلوم نیست هـــــــــــــــاااا !!!

    ــ چشمممممممممم بروی سرررررم

    میرم وروی اولین صندلی میشینم ودرادامه میگم ــ خو حالا بفرمایید …

    استاد با لبخند ناناسش میگه ــ سرجاتون ….بنشینید

    دیگه واقعا حرصم گرفت …یک جیغ بنفششش می کشم واز کلاس خارج می شم مرتیکه نردبان به تندی از پله ها پایین میرم … اَه اَ ه اَ ه اَ ه اَه اَ ه ……… مردم درک ندارن واقعا که نچ نچ نچ ………………………
    ده دقیقه ای بود که تو تریا نشسته بودم وبه بخار شیر کاکا ئوم نگاه میکردم که یکهو یه پسر چشم مشکی خوشگل روبه روم نشست….

    پسر ــ سلامممممممممم سیمین

    ــ جـــــــــــــــــان !!!!!!! شما ؟!

    پسر با لبخند سیمین کشی میگه ــ من سهندم …سهند آزاد

    ــ خو … من چیکار کنم ؟!

    پسر ِ کپ میکنه وبعد سه ثا نیه به خودش میاد میگه ــ میخوام باهاتون دوست بشم ….

    ــ برووووووووووو حال داری ها…… من حوصله ی دختر شو ندارم چه برسه به پسر …. درضمن من حوصله ی جنگولک بازیهای دختر پسری رو ندارم ..حالا هم بزن به چاک ….

    پسرِ میخنده وبا پرو گری تمام شیر کاکا ئو م رو تا ته سرمیکشه …. نکبــــــــــــــــــــتت تتتتتتتتتتتتت .!!!!!!!!

    ــ ببخشید فکر نمیکنید اون برای من بود ؟!

    یه لبخند جیجَل میزنه ودو تا شیرکا کا ئو ی داغ داغ سفارش میده جــــــــــــــون حتما هر دوشم برای منِ ….

    پسر ــ سیمین حواست کجاست ؟!

    ــ حواسم ؟ حواسم ؟ هیچجا ! هیچجا !

    پسر ِ میخنده ومیگه ــ خیلی باحالی ….

    ــ خب برام بزن به تخته.

    پسرِ زل میزنه به چشمام ..ایــــــــــــــــــــــ ـــــش !خره نمیفهمه من خر نمیشم ….. هی چراغ سبز میزنه

    شیطون میگه جفت پا برم تو حلقش ….

    بالاخره شیر کاکائو هام رو آوردن …..اِ اِ اِ پـــــــــــــــررررررررر ررروووووووووو رو دارین یه شیر کاکائو رو میگیره طرف خودش یکی طرف من ….چررررررررا آخـــــــــــــــــــــــ ـــه ههههههههههههههاااااااااا ن !!!!!!!!!!!!!!

    سهند ــ خانوم خوشگله شمارتو نمیدی ؟!

    ووووووی ی ی ی بـــــــــــــــــا منه ……… « خووووووووشگل » هااااااان ؟!

    ــ نهههه نمیدم … حالا هم هررری

    سهند ــ کجا هر شم ؟

    خـــُــــــــــله ؟؟؟!!!

    ــ خونه ننه بابا تون …

    سهند ــ ببین کوچولو بد میبینی ها !!

    ــ فعلا که ریز میبینم تون آقا.!!

    سهند ــ از بس درشتی بخاطر اینه

    ــ نه نه از بس تیزام . آقای آزاددددددددددد

    سهند ــ حالتو میگیرم هااااااااا

    ــ حیف من خونه ندارم که بخوایی حالشو بگیری ..البته عیب نداره خونه ام با پذیرایی ام یکسره میشه خوبه … پس هروقت خونه گرفتم خبرت میکنم

    سهند ــ ببین

    ــ من کورم …

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    دانلود بهترین کتاب رمان های جذاب ایرانی قرار ما عشق نبود عکس

    سهند ــ آخی !!

    ــ برووو

    سهند ــ خیل خب بهم بالاخه یه روزی میریسیم !

    ــ واااا !!! خدا نکنه من وتو یه روز بهم برسیم …اصلا ببینم دعای کدوم مادر مرده ای باعث میشه من وتو بهم برسیم هاااا!

    سهند میخنده ویواش میگه ــ شیطون… وشیر کاکا ئوشو تا ته سر میکشه وشمارشو که ازقبل انگاری حا ضر بود و روی میز ومیره … بــــــــــــــــی شـــــــــــــــــعوووووو ورررررررررررررررر !! من باید پول شیر کاکائو های تو روهم باید حساب کنم ………….

    شیر کاکائو ام رو تا ته میخورم وبعد دو ،سه دقیقه نشستن از جام بلند میشم ومیرم طرف صندوق دار

    ــ آقا ببخشید …

    بانیش بازش یه لبخند بهم پرت میکنه ومیگه ــ بله ؟ بفرمایید

    ــ میز شماره سه حسابش چقدر میشه ؟

    بالبخند میگه ــ دوست پسرتون حساب کرد

    ــ هااااااااا ؟!!!! کــــــــی ؟؟؟؟!!!!!

    ــ همون پسره دیگه

    اوووف چه آدرس دقیقی دادی !!!! خدای ممممممممممممممممممن … ولی فهمیدم منظورش کیه هاااا دیگه تا این حد خنگ نیستم …. ولی یه سوال این مرده دهنش درد نگرفت اینقدر واسه خندیدن دهنشو بازمیزاره … ببندش دیگههههههههه

    ــ آهان . خداحافظ

    زودازاونجا خارج شدم کلاس بعدی ام حدودا نیم ساعت دیگه شروع میشد … اوووووووو نیم ساعت دیگهههههههه بخدا زیاد ِِِِ

    بروی نزدیک ترین نیمکت میشینم وبا گوشیم شماره ی سروین خله رو میگیرم تا یکم باهاش بحرفم اینطوری حداقل حوصله ام سر نمیره….

    « دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد دِ موبایل ایز آو »

    مــــــــــــــــــــرگ … ایشاا… بمیری سروین که خاموشی اَ هههههههه

    باناامیدی گوشیمو تو کیفم میذارم وبه رو به روم خیره میشم از چیزی که میبینم چشام ۱۸ تا میشه یه پسره خیلی راحت میزنه تو گوش دختره هیچکی هم چیزی نمیگه….. خدایا من اینجا امنیت جانی ندارم هاااااا خودم وسپردم به خودت …. خدایا نیام فردا ببینم دست وپام سرجاشون نیست هاااا

    بخدا اینجا دیوونه خونه است …………

    ــ تعجب نکنید

    بسم ا. . . این دیگه کیه ..خوبه خودم به خودت سپردم که تا الان یه سکته ناقص زدم

    به سمت صاحب صدا بر میگردم که میبینم بـــــــــــــــله !!! این پسرِ آزاده ِ

    « بهترِ جابشو ندم تا خودش بفهمه بره گمشه !! »

    سهند ــ سیمین چیزی نمیخوای بگی ؟!

    ــ نچ

    سهند ــ میتوونم دلیلشو بدونم ؟!!

    ــ شما به چه حقی به اون مرده گفتید دوست پسرمید

    سهند ــ به همون حقی که که….

    ــ که چی ؟

    سهند ــ حالا …..

    ــ درست جواب من رو بده جوجه !!

    سهند ــ توی تریا بد برخورد کردید

    ــ آخی ناراحت شدی … طفلی … دلم سوخت… « صدام رو جدی میکنم و میگم » ببین آقا خوشگله بهتره بری رد کارت چون من از اوناش نیستم شیر فهم شد یا حالیت کنم ؟

    سهند ــ ببین خانومی تو اگه واسه همه لاتی واسه ما شوکولاتی

    ــ نُچ نشد .! انگاری حالیت نی

    سهند ــ ببین همه ازخداشونه که حداقل برای یه ثانیه ام شده بامن حرف بزنند

    ــ خوبه………. اعتماد بنفس کاذب واسه ی بچه ها بد نیست

    سهند ــ واقعا کوری …مادام کوری من بزرگم پس حرفامم درست وسنجیده است

    ــ ببینم من از اون زایه گوشام مخملیه ؟

    سهند ــ نه اما خیلی احمق به نظر میرسی کوچولو

    ــ پس حرفم درست بود دیگه ؟

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    دانلود جدیدترین رمان های طولانی و خفن ایرانی عاشقانه قرار ما عشق نبود

    سهند ــ چی ؟

    ــ شما میگید من دیونه ام .. ازقدیمم گفتن حرف راست رو یا باید از بچه شنید یا از دیوونه

    سهند ــ پاتون خیلی درازه

    ــ مرسی من از این افتخارها به هرکس هرکس نمیدم که بخواد برام کفش بخره

    سهند ــ خیلی مشتاقی

    ــ نه همین یک کارم مونده توبرای من کفش بخری

    سهند ــ منظورم اینه که پاهات رو از گلیمت دراز تر نکن نه اینکه شماره پاتو بده

    اوف گند زدمممممممممممممم

    ــ آ ها ن .

    سهند ــ فعلا

    ــ خداحافظ

    وای خدا من چقدرررررر خنگم آخه اصلا عقلمم قد نمیده خدایش شماره پا مم مثلا میخواست ولی دیگه تو زمان دعوا که

    نمی پرسیدآ خخخ بالا خره منم از دست اینا دیوونه شدم …یه عقلم سالم بود که اونم از دست رفت ولی کثا فت خیلی جذابِ ها

    چشای مشکی وحشی دماغ قلمی با لبای متوسط ولی فکر کنم خیلی خر پوله ها آخه جوراباش هم مارک دار بود

    قسمت اول رمان زیبای قرار ما عشق نبود در اینجا به پایان رسید . در روزهای آتی قسمت های بعدی این رمان در سایت قرار خواهد گرفت

     لطفا نظرات و دیدگاه های خود را در مورد پست دانلود کتاب رمان جدید قرار ما عشق نبود دانشگاه دانشجو خوابگاه دانشجویی مختلط دختر و پسر برای ما ارسال کنید با تشکر مدیریت سایت تفریحی و سرگرمی سپیده www.3pide.ir

    1445934183
    شكم بند هات شيپر، گن‌هاي مخصوص تناسب اندام براي پوشش روزمره هستند كه با فناوري پارچه‌هاي هوشمند نئوتكس NEOTEX ساخته شده اند كه دماي مركزي بدن را افزايش مي دهند و به شما كمك ميكنند كه موقع پوشيدن آن در طي‌ فعاليت‌هاي روزمره عرق كنيد، عرق كنيد و باز هم بيشتر عرق كنيد
    روش خريد : برای خریداین محصول پس از کلیک بر روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل و بعدا هزینه را به مامور پست پرداخت نمایید.
    خـريد پستي >> قيمت فقـط :۲۰۰۰۰ تومان پرداخت وجه بعد از تحويل درب منزل شــما

    آخرین مطالب
  • پربیننده های : روز
  • هفته
  • ماه
  • آنچه کاربران در سپیده می خوانند